مسيح پيامبر جهاني يا پيامبر بني اسرائيل

 

يکي از عناويني که وعده  داده بودم در اين جا مطرح کنم بحث حوزه مامورتي مسيح و  شاگردان وي است

به عبارتي ديگر آيا مسيح فقط براي بني اسرائيل آمده بود و يا براي همه بشريت

 

شايد در ابتدا هر کسي بگويد خير مسيح براي همه بشريت آمده بود و نه براي يک قوم کوچک

ولي بهتر است قضاوت در اين باره را به خود کتاب مقدس واگذار کنيم

در کتاب مقدس ميخوانيم :

 

در انجيل متي باب دوم آيات يكم تا هفتم مي‏گويد:

و چون عيسي در ايام هيروديس پادشاه در بيت لحم يهوديه تولد يافت ناگاه مجوسي چند از مشرق به اورشليم آمده گفتند كجاست آن مولود كه پادشاه يهود است زيرا كه ستاره او را در مشرق ديده‏ايم و براي پرستش او آمده‏ايم اما هيروديس پادشاه چون اين را شنيد مضطرب شد و تمام اورشليم با وي، پس همه رؤساي كهنه و كاتبان قوم را جمع كرده از ايشان پرسيد كه مسيح كجا بايد متولد شود؟ بدو گفتند در بيت لحم يهوديه; زيرا كه از نبي چنين مكتوب است و تو اي بيت لحم در زمين يهودا از ساير سرداران يهودا هرگز كوچكتر نيستي زيرا كه از تو پيشوايي به ظهور خواهد آمد كه قوم من اسرائيل را رعايت‏خواهد نمود.

.

در همان انجيل باب 15 آيات 21تا 27 مي‏گويد:

پس عيسي از آنجا بيرون شده به ديار صور و صيدون رفت ناگاه زن كنعانيه (غير اسرائيلي) از آن حدود بيرون آمده فرياد كنان وي را گفت: خداوندا پسر داودا بر من رحم كن، زيرا دختر من سخت ديوانه است ليكن هيچ جوابش نداد تا شاگردان او پيش آمده خواهش نمودند كه او را مرخص فرماي زيرا در عقب ما شورش مي‏كند او در جواب گفت فرستاده نشده‏ام مگر به جهت گوسفندان گم شده خاندان اسرائيل.

 

در اين عبارت حضرت عيسي عليه السلام صريحا رسالت‏خويش را به جهت گوسفندان گم شده خاندان اسرائيل مي‏داند وحتي از شفا دادن به غير بني اسرائيل ابتدا امتناع مي‏كند.

انجيل متي در باب 27 آيه 11 مي‏گويد:

«...اما عيسي در حضور والي ايستاده بود پس والي از او پرسيده گفت آيا تو پادشاه يهود هستي. عيسي بدو گفت تو مي‏گويي‏».

آن گونه كه واضح است منظور از «پادشاه‏» در سلطنت ظاهري نبود چون كه عيسي چنين موقعيتي نداشت پس مراد پيامبري يهود بود; زيرا كه انبياي بني اسرائيل، امرا و پادشاهان آنان نيز بودند.

در انجيل لوقا آيه 31 تا 32 از باب اول مي‏گويد:

فرشته بدو گفت اي مريم ترسان مباش زيرا كه نزد خدا نعمت‏يافته و اينك حامله شده پسري خواهي زاييد و او را عيسي خواهي ناميد او بزرگ خواهد بود و به پسر حضرت اعلي مسمي شود و خداوند تخت پدرش داود را بدو عطا خواهد فرمود× و او بر خاندان يعقوب تا به ابد پادشاهي خواهد كرد و سلطنت او را نهايت نخواهد بود.

 

در اين فرازها نيز پادشاهي عيسي بر بني اسرائيل ذكر شده است.

در انجيل يوحنا باب 19 آيه يكم تا سوم مي‏گويد:

پس پيلاطس عيسي را گرفته تازيانه زد و لشكريان تاجي از خار بافته بر سرش گذاردند و جامه ارغواني بدو پوشانيدند و مي‏گفتند سلام اي پادشاه يهود و طبانچه بدو مي‏زدند.

 

از آيات فوق نشان ميدهد حوزه ماموريتي مسيح فقط قوم بني اسرائيل بوده نه بيشتر  و حتي در يک مورد خاص زني از غير يهود تقاضايي از مسيح ميکند مسيح استفنکاف ميکند و ميگويد من فقط براي گوسفندان گم شده بني اسرائيل آمدم نه بيشتر ,

و در قران نيز به اين مساله اشاره شده و از آيه صوره صف مييابيم که

 «و اذ قال عيسي ابن مريم يا بني اسرائيل اني رسول الله اليكم مصدقا لما بين يدي من التوراة و مبشرا...» (صف/6).

هنگامي که عيسي پسر مريم گفت اي بني اسرائيل من رسول خدا براي شما هستم