تناقضات عهد عتیق (2)

 

(عید قیام را به تمامی دوستان مسیحی ام تبریک میگویم)

 

تناقضات عهد عتيق

(۲)

 

 

 برخی دوستان در وبلاگ خود ملاحظاتی به پاسخ خویش افزودند و تقاضای بنده از مراجعین وبلاگ این است که حتما متن پاسخ (لینک آن در پایین صفحه موجود است)و ملاحضات افزوده شده را مطالعه کنند و خود به داوری بنشینند

(یک توضیح کوچک به متن افزوده شد)

برخی دوستان زحمت کشیدند و در وبلاگ خود  پاسخی به این تناقضات دادند  همان مطلبی بود که من انتظارش را داشتم - یک سوال و یک پاسخ - و در ابتدا تصور کردم که این می تواند برای این تناقضات پاسخ مناسبی باشد ولی وقتی مراجعه کردم دیدم بسیار ناشیانه طرح شده   و انتظلر من از ایشان پاسخ علمی تری بود به ادامه گفتار دقت کنید

 لازم به ذکر ميدانم که غرض از  ذکر اين تناقضات خرده گيري  بر کتاب مقدس نيست.  بلکه هيچ مکتبي نبايد خود را از نقد مبرا  بداند  و بلکه با نقد منصفانه و گفتگویی صمیمانه بهتر میتوان راه را یافت  خداوند به مومنين  بشارت ميدهد  که   ( بشارت بده به بندگان من کساني که سخنان مختلف را ميشنوند و از بهترين آنها تبعيت ميکنند) قرآن مجيد

و در يک فضاي منصفانه بايد همه بتوانند سخن خود را بگويند هر کسي بتواند بدون ايجاد تنش سوال خود را مطرح کند و هر کسي ديگري هم ميتواند بدون بيحرمتي به ديگر اديان از مکتب خود دفاع کند ولي شرط به نتيجه رسيدن تمامي اينها همان حفظ متانت و اخلاق گفتمان است  

=======================================================================

با هم مي خوانيم:

 

آزادي يهوياکين از زندان در چه روزی بود؟؟

(روز بيست و هفتم)

1ـ دوم پادشاهان 25 : 27

وقتي اويل مرودک پادشاه بابل شد، يهوياکين، پادشاه يهودا را از زندان آزاد ساخت و اين مصادف بود با بيست و هفتمين روز از ماه دوازدهم سي و هفتمين سال اسارت يهوياکين.

(روز بيست و پنجم)

2ـ ارميا 52 : 31

در روز بیست و پنجم ماه دوازدهم از سال سی هفتم اسیری یهویاقیم پادشاه یهودا واقع شد که "اوایل امردوک"پادشاه بابل در سال اول سلطنت خود سر یهویاقین را از زندان برافراشت

 

مرگ شائول . خود کشی کرد یا کشته شد؟؟

(شائول خودکشي کرد)

1ـ اول سموئيل 31 : 4

پس شائول به محافظ خود گفت: «پيش از آنکه به دست اين کافران بيفتم و با رسوايي کشته شوم، تو با شمشيرت مرا بکش!» ولي آن مرد ترسيد اين کار را بکند. پس شائول شمشير خود را گرفت و خود را بر انداخت و مرد.

(شائول کشته شد)

2ـ دوم سموئيل 1 : 7

وقت شائول چشمش به من افتاد مرا صدا زد. گفتم به آقا. پرسيد که کي هستم. گفتم: يک عماليقي. آن وقت التماس کرد: بيا و مرا بکش چون به سختي مجروح شده ام و مي خواهم زودتر راحت شو. پس من هم او را کشتم، چون مي دانستم که زنده نمي ماند... داود به او گفت: «چطور جرأت کردي پادشاه برگزيدهي خداوند را بکشي؟»

 

گنجايش حوض خانه ي خدا چه مقدار بود؟؟

(گنجايش حوض چهل هزار ليتر بود)

1ـ اول پادشاهان 7 : 26

ضخامت ديوارهي حوض به پهناي کف دست  بود.  لبه ي آن به شکل جام بود  و مانند گلبرگ سوسن به طرف بيرون باز مي شد.  گنجايش آن بيش از   چهل هزار ليتر  بود.

(گنجايش حوض شصت هزار ليتر بود)

2ـ دوم تواريخ 4 : 5

ضخامت ديوارهي حوض به پهناي کف دست بود.  لبه ي آن به شکل جام بود  و مانند گلبرگ سوسن  به طرف بيرون باز مي شد.  گنجايش آن بيش از   شصت هزار ليتر بود.

 

پاسخ یک مسیحی:

اما اکنون با هم به داوری می نشینیم تا ببینیم پاسخ ایشان از چه اعتباری برخوردار است!!

قبل از این باید بگویم که کتاب مقدس ترجمه های متعدد و دقیقی دارد که اکنون موجود است  و وقتی شما به این ترجمه ها مراجعه کنید به وضوح مییابید که ترجمه تفسیری چگونه مطالب کتاب مقدس را از پیش خود حذف و اضافه  کرده کاری که در ترجمه خیانت محسوب میشود و من در  ترجمه تفسیری بیش از ۸۰ مورد تحریف حذف یا اضافه پیدا کردم که در متن اصلی نیست و این ترجمه از پیش خود اضافه کرده 

حال ما وقتی به این ترجمه و ترجمه های معتبر دیگر مراجعه میکنیم میبینیم که در مواردی که ذکر شد مترجمین ترجمه تفسیری چگونه ناشیانه در صدد ماست مالی این تناقضات واضح بر آمدند

به نظر شما آیا ارجاع به چنین ترجمه ای که مغرضانه اشتباهات کتاب مقدس را به نحوی پوشانده میتواند پاسخی برای این تناقضات باشد؟؟؟

من به همه دوستان توصیه میکنم به ترجمه های دیگر هم یه سری بزنند و نتیجه آن را با من در میان بگذارند 

با هم پاسخهای ایشان را بررسی میکنیم

 ۱- ج به تناقض اول و پاسخ  آن : ثقل پاسخ ایشان در تناقض اول قسمتی هست که ترجمه تفسیری به متن اضافه نموده و آن جمله يهوياكين‌ را مورد لطف‌ خود قرار داد   میباشد و لذاست که ایشان تاکید به ترجمه تفسیری دارند و در ترجمه های دیگر و متن اصلی این زایده نیست و این از زایده هایی است که ترجمه تفسیری به متن افزوده

و در حالی که خود پذیرفته اند  ترجمه‌ی واژه به واژه این عبارت چنین است: «او (پادشاه بابل) سر پادشاه یهودا را از زندان برافراشت.» و آیا شما از این عبارت همان مطلبی را می فهمید که مترجم ترجمه تفسیری از پیش خود به متن اضافه کرده؟؟؟؟

و برفرض که جمله يهوياکين را مورد لطف خود قرار داد و او را از زندان بيرون آورد .در متن اصلی باشد آیا این را میرساند که آزادی او روز بیست هفتم بوده؟؟

آیا دقت ننمودیم که بلافاصله بعد از آن آمده" که او را از زندان بیرون آورد"؟ و وقتی دو جمله به هم عطف شوند باید بین آندو ارتباطی باشد!!!نه اینکه یکی روز دستور حکم باشد و دیگری روز آزادی!!!

 

 

 ۲- ج به تناقض دوم و پاسخ آن - در باره دومین تناقض ایشان گفتند سرباز برای خود شیرینی به داود دروغ گفته که من شائول را کشتم وجمله آخر آیه را حذف کردند که میگوید: داود چگونه بعد از شنیدن این خبر گریبان چاک زد و ان سرباز را توبیخ کرد و سر از تنش جدا کرد

و باز هم دقت نکردند که در سموییل اول شائول از محافظ خود که یک اسراییلی بوده در خواست میکند که او را بکشد و او نمیپذیرد و در سموییل دوم از یک سرباز دشمن این تقاضا را میکند از یک (عمالیقی) و می دانیم که شائول در جنگ با همین عمالیقی ها زخمی شده بود و در متن به صراحت دارد که آن مرد عمالیقی بوده؟ در حالی که در متن ترجمه تفسیری ای که ایشان ذکر کردند ناشیانه کلمه [یک‌نفر از لشگر شائول]  اضافه شده در حالی که متن کتاب مقدس صراحت دارد که او عمالیقی بوده و این تناقض جدیدی است که جزو مجموعه  تناقض جمع آوری شده من از کتاب مقدس نیست و الان متوجه آن شدم

به نظر شما محافظ شائول که اسراییلی بوده با  مرد عمالیقی یک نفر است؟؟

۳- ج به تناقض سوم و پاسخ آن: ایشان در قسمت سوم گفتند که در اولین مورد حوض هنوز نصفه بوده و میگوید که گنجایش حوض نصفه ۴۰۰۰ لیتر است و در دومی حوض پر بوده و گنجایش حوض پر ۶۰۰۰ لیتر است من که نفهمیدم اگه شما فهمیدید حتما به من هم بگید که چطور وقتی میگویند گنجایش آن بیش از چهار هزار لیتر بوده بعد کسی میگوید منظورمان گنجایش حوض  است ولی نه همش! نصفش!!!

 

 

 

 

تناقضات عهد عتیق

تناقض؟چرا؟

 

 

آيا در کتاب مقدس تناقض وجود دارد؟؟

 

يکي از مشکلاتي که در هنگام مطالعه و بررسي کتاب مقدس بروز ميکند وجود موارد متناقض است که با عث ميشود ميبزان اعتماد ما را نسبت به اين متن آسماني تضعيف کند. مي دانيم که در يک کتاب نوشته بشر وجود تناقض مي تواند محتمل باشد ولي کتابي را که مي خواهيد به خدا نسبت دهيم اگر حتي يک تناقض در آن وجود داشته باشد اعتبار آن را زير سوال مي برد و وجود يک اشتباه امکان اشتباهات بيشتر را هم به همراه دارد و لذا شايد ديگر نتوان تمام مطالب آن کتاب را بدون دغدغه به خداوند نسبت داد زيرا کتابي که در آن اشتباه و تناقض راه دارد نمي تواند وحي خداوند باشد در قرآن مجيد مي فرمايد:... (( اگر اين کتاب از نزد غير خدا بود همانا اختلافات زيادي در آن يافت ميشد چرا تفکر نميکنيد؟

=============================================

با هم می خوانیم

بررسی اختلافات و تناقضات کتاب مقدس:

۱- داود چند نفر از سواران پادشاه صوبه را دستگير کرد ؟ ۱۷۰۰ يا ۷۰۰۰ نفر

در دوم سموييل ۴:۸ مي نويسد: داود هزار و هفتصد سوار و... از او گرفت

در دوم تواريخ ايام ۴:۱۸ مي نويسد: داود ...هفت هزار سوار...از او گرفت

۲- اخزيا پادشاه بني اسراييل هنگام پادشاهی چند سال داشت ؟ ۴۲ سال يا ۲۲ سال

- دوم تواريخ ۲:۲۲ مي نويسد اخزيا چهل و دو ساله بود که پادشاه شد

- دوم پادشاهان ۲۶:۸ مي نويسد اخزيا چون پادشاه شد بيست و دو سال داشت

۳- فرمانده جنگي داود در يک حمله چند نفر را کشت؟ ۸۰۰ يا ۳۰۰

- دوم سموييل ۸:۲۳ مي نويسد با يک حمله هشتصد نفر را کشت

-اول تواريخ ۱۱:۱۱ مي نويسد در يک حمله سيصد نفر را کشت

۴- يهوياکين چند سالگي به پادشاهي رسيد؟ ۸ يا ۱۸

-دوم تواريخ ايام ۲:۲۲ مي نويسد يهوياکين هشت ساله بود که به پادشاهي رسيد

- در دوم پادشاهان ۸:۲۴ مينويسد يهوياکين هجده ساله بود که به پادشاهي رسيد

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

آیا می دانیم مسیحیان به این تناقضات که تعداد آنها هم کم نیست چه پاسخی می دهند؟؟

می گویند ما یقین داریم که یکی از این دو عدد درست است و هر دو آنها نمی تواند صحیح باشد(که امری بدیهی است) و این اشتباه اشتباه نسخه بردار است و نسخه نویسان کتاب مقدس هنگام باز نویسی آن اشتباهاتی را دچار شدند

اما سوالی که پیش میاید این است که اگر در کتابی ما پذیرفتیم در یک مورداشتباه رخ داده آیا مشکوک نمی شویم که شاید اشتباهات بیشتری هم رخ داده و ما از آنها بی خبریم؟ مثلا اگر یک فروشنده ای مقدار زیادی طلا به ما داد و گفت همه آنها طلای واقعی است و در ده نمونه که میزانی برای سنجش داشتیم متوجه شدیم که طلای اصلی نیست و فروشنده سهوا یا عمدا آن را با طلای قلابی معاوضه کرده شما نسبت به باقی طلاها چه کار میکنید؟؟ باقی را بدون امتحان می پذیرید؟ که طلا است؟ یا در تک تک نمونه ها امتحان مینمایید و با وسایل دقیق میسنجید تا نکند ...؟؟ ما که برای یک طلای کم ارزش این چنین دقت میکنیم آیا نباید برای سعادت ابدیمان چنین کنیم؟؟ آیا نباید برای شناخت مهمترین برنامه سعادتمان چنین دقتی را مبذول داریم؟

شما چقدر به کتابی که در دهها مورد آن به طور وضوح دست برده شده اعتماد میکنید؟؟؟؟؟؟ و آیا این بی اعتمادی در جایی که بنا باشد آن کتاب تنها راهبر من به سوی خدایم باشد چطور ؟؟؟؟؟؟؟ اگر در مواردی مطالبش با عقل ناسازگار بود چی؟؟؟؟

 

پوزش

سلام

به علت پر شدن کامنت قبلی این پست بدون مطلب را باز کردم تا دوستان برای ارایه نظرات زیبایشان انتظار نکشند