علی(ع) و مسیحیان
سیره امام علی(ع) با مسیحیان
دیشب وقتی دم دم های سحر در هوای بارانی در پناه قران داخل صحن حیاط مسجد نشسته بودم و فوج جمعیتی را که تا صبح پلک بر هم نگذاشته بودند و در سودای عاشقی با پروردگارشان سوخته بودند و نم نم اشکهایشان در پهنای صورتشان میدرخشید را تماشا میکردم دلم گرفته بود قلم به دست گرفتم وچند سطری از علی (ع) نوشتم تا سینه ام آرامی بیابد
- از ان وقتی نوشتم که به مالک اشتر فرمانروای خویش در مصر نامه مینویسد و میفرماید مالک :
اشعر قلبک رحمه لرعیه والمحبه لهم و لطف بهم... فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق
ای مالک قلبت را پر از مهربانی لطف با مردم بکن همانند دیگر فرمانروایان همچون گرگ گرسنه بر آنان مباش زیر ا مردم دو دسته هستند یا برادران تو در دینت هستند و یا همانند تو در خلقت میباشند در هر دو صورت بر توست که سایه مهربانی ات را بر سرشان بی افکنی
- هنگامی که شنید در مرزهای حکومتش لشگریان معاویه شبیه خون زده و طلا از پای یک زن یهودی دزدیدند چنان از خشم خدا پر میشود و بالای منبر کوفه میرود و میفرماید شنیدم لشگریان معاویه خلخال از پای یک زن یهودی بر گرفتند به خدا قسم اگر مردی از این مصیبت جان بسپارد نزد من او را ملامت نمیکنم
- آنگاه که قلم به دست میگیرد و خطاب به معاویه نامه مینویسد ای معاویه وای بر تو گناه اقلیتهای دینی در قتل عثمان چه بود که چنین خشک و تر را به بهانه خونخواهی عثمان میسوزانی
- و آنگاه که در کوچه های کوفه قدم بر میداشت دید پیر مردی نابینای مسیحی دست بر روی مردم دراز کرده و از خلق خدا روزی میطلبد از اطرافیانش میپرسد چرا این پیبر مرد نصرانی گدایی میکند جواب میدهند وی در جوانی کارگر این شهر بود و اکنون پیر ونابینا شده نمیتواند کار کند و لذا روزی خود را از خلق خدا میطلبد امیر المونین با هیبتی امیرانه خشمگین شد و با ناراحتی فرمود تا زمانی که جوان بود توانا از وی بهره بردید و وقتی عاجز و ناتوان شد رهایش ساختید بروید و از بیت المال برایش مستمری معین کنید و این اولین سنگ بنای نظام تامین اجتماعیی بود که بشریت برای رفاه حال خود آن را وضع نمود و مقرر شد که ناتوانان مقرری ویژه ای از بیت المال دریافت دارند
- آنگاه که حاکم امپراطوری مسلمین که پهنای کشورش از اندلس (اسپانیای فعلی) تا چین و ماچین فرا میرفت با یک مرد نصرانی همسان در دادگاه کشور خود می ایستد و قاضی منسوب خودش بین این دو امپراطور و مرد نصرانی ای دزد یکسان میایستد و به قاضی خود خطاب کند چرا مساوات بین ما را رعایت نکردی او را به نام کوچک خطاب کردی و من را برای احترام به کنیه خطاب نمودی چنان که آن مرد نصرانی را تحت تاثیر عدالتش قرار میدهد و بی اختیار زبان به عظمتش میگشاید
- و به محمد ابن ابوبکر مینویسد محمد.با غیر مسلمانان طبق سنت و دینشان رفتار کن ...و شخصیت ایشان را متعد شو
- آری چنین بود که
جانین شاعر آلمانی در وصف وی میگوید:
چاره ای نداریم جز اینکه علی را دوست بداریم و شیفته او باشیم
چاره ای نداریم زیرا هم شریف و بزرگوار بود
و از شیر شرزه شجاعتر شجاعتی ممزوج با عاطفه و مهر
- چنین بود که پرفسور لگن هوزن دانشمند آمریکایی (مسیحی نو مسلمان) وقتی در کلاس درسش شاگرد مسلمانش وی را با نهج البلاغه علی اشنا میکند و نشانش میدهد که کشفی را که به دانشمند اروپایی قرن 17 نسبت میداد در نهج البلاغه علی به آن اشاره شده اشک در چشمانش حدقه میزند
ـ اینچنین بود که جر جرداق مسیحی دانشمند لبنانی شش جلدکتاب فقط در قلمرو شخصیت علی قلم میزند و در پایان میگوید: علی تنها انسانی است که میتوان او را دوست داشت زیرا دانش و را با مناعت طبع داشت شجاعت را با عطوفت داشت هیبت را با تواضع داشت و عبودیت را با سخت کوشی برای ابادنی اجتماعش داشت او به راستی جمع اضداد بود و آنچه خوبان همه دارند او تنها داشت
چه بگویمت که چه آیتی که ز دلبری به نهایتی نبود زبان که ثنا کنم
و وقتی کسی وی را صالح میخواند اعتراض میکند که خیر صالح فقط خداوند است
« شخصي سؤال كرد: اي استاد نيكو چه كنم تا وارث حيات جاوداني شوم؟ عيسي بدو گفت: چرا مرا نيكو گفتي و حال آنكه كسي نيكو نيست جز خدا فقط؟ » مرقس10: 17 و 18: و متي19: 16 و 17


من فکر می کنم به دنبال آن می کوشم و سپس می یابم و در آخر یافته هایم را با دوستانم تقسیم می کنم و از یافته های دوستانم هم بهره می برم.