نقد نظریه تثلیث (5) آیا تثلیث قابل درک است ؟

 

آیا تثلیث قابل فهم است ؟ (5)

 

 یکی از بزرگترین مشکلاتی که کلیسا با آن روبرو است تفهیم تثلیث برای طرفداران خود است و در مصاحبه ای که آقای  ریتسنینگر قبل از کسب مقام پاپی با مجله آلمانی اشپیگل داشت وقتی خبر نگار از علت عصبانیت مردم به خاطر اصرار کلیسا بر مساله تثلیث میپرسد  وی به غیر قابل درک بودن آن اذعان مینماید

و تردیدی در این نیست که تثلیث به هیچ وجه با عقل بشری سازگاری ندارد حتی خود مسیحیان هم چنین مساله ای را انکار نمیکنند .

 

 دایرة المعارف آمریکانا مینویسد

که اعتقاد به تثلیث ، ((ماورای منطق بشری)) شمرده میشود.

 

. اسقف یوجین کلارک میگوید: ،

 ما توانایی درک آنرا نداریم ، بنابراین فقط آنرا می پذیریم.)) کاردینال جان اُکنِر اظهار میدارد: ((میدانیم که این سّری بسیار ژرف است ، سّری که درک آن برای ما ممکن نیست.))

 

 پاپ ژان پل دوم:

 از ((سّر غیر قابل درک خدای تثلیث)) سخن میگوید.

 

در اینباره ، جوزف برَکِن یسوعی در کتاب خود با عنوان آنان دربارة تثلیث چه میگویند؟ چنین اظهار عقیده میکند:

 ((کشیشانی که با تلاش قابل ملاحظه . . . تثلیث را در خلال سالهای مدرسه علوم دینی آموخته اند ، به طبع تردید دارند که آن را از بالای کرسی سخنرانی حتی در روز یکشنبة تثلیث ، برای مردم خود ارائه کنند  . . .  چرا باید ذهن مردم را با موضوعی خسته کرد که در هر حال ، سرانجام آنرا به درستی درک نخواهند کرد.)) او همچنین میگوید: ((تثلیث موضوع اعتقاد تشریفاتی است ، لیکن [تأثیر] بسیار اندکی بر زندگی و پرستش مسیحی دارد.)) در عین حال ، ((اعتقاد اصلی)) کلیساها است!

 

مسيحيان بر آنند كه تثليث و الوهیت مسیح به مثابه یک راز است که  جز با ايمان پايدار و حقيقي به مسيح, از راه ديگري نمي توان فهميد.

 

اقتباس از مقاله آیا باید به تثلیث معتقد باشیم

 

 

تثلیث(4) تثلیث چیست ؟ تمثیلهای غلط

تثلیث چیست؟ (4)

 

 

 مسیحیان معتقدند عیسی مسیح از ازل بود ؛ از زمانی که خدا بود ، او نیز بود . او جزئی از وجود خداست . نه اینکه دو خدا وجود داشته باشد ؛ خدا واحد است و «پسر» در آغوش اوست . این «جزء از وجود خدا» برای زمانی از پدر جدا شد ، انسان گردید ، به زمین آمد ، بر روی صلیب جان سپرد تا کفاره ی گناهان بشر را بپردازد ، و در روز سوم زنده شد ، و به آسمان به جایگاه ازلی و ابدی خود بازگشت ، به نزد خدای پدر . 

منظور مسیحیان از اینکه می گویند «عیسی پسر خداست» چیست . «پسر خدا» چه معنایی دارد؟ آیا منظور این است که خدا همسری اختیار کرده و نتیجه ی آن تولد عیسی مسیح بود؟ خیر بلکه واژه پسر خدا مجازی است

و مسیح خود خدا و یکی از اقانیم خداوندی است و مخلوق نیست بلکه از قدیم بوده و در عین اینکه وجودی مستقل است ولی همذات با خداست

 

چند توضیح و تمثیل غلط از تثلیث

 

برخی برای توجیه تثلیث دست به برخی تمثیلهایی زدند که کلیسا آن را قبول ندارد از جمله:

 

تمثیل مثلث

 

 

 

می گویند همانطور که مثلث دارای سه ضلع است ، اما این سه ضلع مجموعا یک مثلث واحد را تشکیل می دهند ، خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می آورند . در وهله ی اول ، این مثال منطقی به نظر می رسد ، اما با تعریفی که از تثلیث شد ، ناسازگار است . در مثلث ، هر ضلع به خودی خود فقط یک "ضلع" است ، نه یک مثلث . اما در تثلیث ، هر شخص (پدر یا پسر یا روح القدس) به تنهایی کاملا ذات الهی دارند و با دو شخص دیگر از نظر ذات الوهی و ابدیت برابرند . در واقع ، سه مثلث داریم که روی هم یک مثلث را بوجود می آورند و این یک راز است .

 

تمثیل مولکول آب

 

 

برخی دیگر نیز می گویند که مولکول آب یعنی هاش-دو-او ، می تواند به سه صورت ظاهر شود ، به صورت آب ، به صورت بخار ، و به صورت یخ . اما در هر سه صورت ، همان یک مولکول وجود دارد . و می گویند خدا نیز طبق صلاحدید خود ، خود را به صورت های مختلف نشان می دهد . این تمثیل نیز نادرست است ، زیرا در اینجا یک مولکول واحد داریم که "بر حسب شرایط محیطی" به صورت های مختلف ظاهر می شود . آب می تواند تبدیل به بخار یا یخ شود ، یخ و بخار نیز همینطور . اما در تثلیث ، پدر هیچگاه به صورت پسر ظاهر نمی شود ، و روح القدس نیز به همین شکل . این سه شخص هیچگاه تبدیل به یکدیگر نمی شوند . در ضمن ، خدا "بر حسب شرایط" هیچگاه تغییر شکل و صورت نمی دهد و سه شخص الوهی در تثلیث همواره هویت ذاتی خود را حفظ می کنند .

 

تمثیل تخم مرغ

 

 

 

بعضی دیگر هم می گویند که تثلیث مانند تخم مرغ است . با اینکه تخم مرغ از زرده و سفیده و پوسته تشکیل شده ، اما کماکان یک تخم مرغ است . و می گویند که تثلیث هم به همین صورت است . این تمثیل نیز بسیار نادرست است . در تخم مرغ ، زرده تخم مرغ نیست ، سفیده و پوسته هم تخم مرغ نیستند . اما در تثلیث ، هر یک از سه شخص ، به تنهایی کاملا خدا است . در واقع سه تخم مرغ داریم که به گونه ای که برای بشر رازگونه است ، یک تخم مرغ واحد را تشکیل می دهند .

 

تمثیل مردی که نقش های مختلف دارد

 

 

 

عده ای نیز می گویند مثلا نادر برای فرزند خود پدر است و برای پدر خود پسر است و برای همسر خود ، شوهر ، و او در "شرایط مختلف" نقش های مختلفی ایفا می کند . لذا سه شخص تثلیث نیز همینطور هستند . این کاملا اشتباه است . نادر یک شخص واحد است که برای افراد مختلف فقط "نقش های" مختلف و روابط متفاوت دارد . در حالیکه در تثلیث واقعا سه شخص داریم . این سه شخص هر یک نقش خاص خود را دارند . خدا در شرایط متفاوت ، نقش های متفاوت ایفا نمی کند . خدای واحد از سه شخص الوهی تشکیل شده که هر یک نقش خاص خود را دارند .

 

تمثیلهای غلط: اقتباس از وبلاگ یکی از دوستان مسیحی 

 

 

تثلیث (3) دانشمندان  اولیه مسیحی ، تثلیث را آموزش نمیدادند

 

دانشمندان  اولیه مسیحی ، تثلیث را آموزش نمیدادند  (3)

 

 

 

پدران پيش از شورای نيقيه بعنوان رهبران معلمان ديني ، در نخستين قرنهاي پس از تولد مسيح بشمار ميرفتند. آموزشهاي آنان جالب توجه است.

 

 يوستينوس شهيد ، که در سال 165 .م. وفات يافت ، عيساي ماقبل بشري را فرشته آفريده اي خواند که ((از خدا ، آفريننده همه چيز ، متمايز بود)). او گفت که عيسي کهتر از خدا بود و ((هرگز کاري به جز آنچه آفريدگار . . . براي او اراده کرده بود انجام نميداد و چيزي غير از آن بيان نميکرد.))


ايرِنايوس که در حدود سال 200 .م. وفات يافت ، اظهار کرد که عيساي ماقبل بشري موجوديتي متمايز از خدا داشت و از خدا پائين تر بود. او نشان داد که عيسي با ((تنها خداي حقيقي)) که ((بر همه چيز متعال است و به غير از او کسي نيست)) برابري ندارد

.
کلِمانس اسکندراني که حدود سال 215 .م. وفات يافت ، خدا را ((تنها خداي حقيقي ، آفريده نشده و غير فاني)) خواند. او گفت که پسر ((در کنار تنها پدر قدير مطلق قرار دارد)) ولي با او برابر نيست.


ترتوليانوس که حدود سال 230 .م. وفات يافت ، برتري خدا را آموزش ميداد. او اظهار نمود: ((پدر با پسر (شخص ديگر) متفاوت است. همانا از او بزرگتر است ؛ زيرا هر آن که توليد ميکند با آن که توليد ميشود متفاوت است ؛ آن که ميفرستد با آنکه فرستاده ميشود تفاوت دارد.)) او همچنين گفت: ((زماني بود که پسر وجود نداشت . . . . پيش از همه چيز ، خدا تنها بود.))


هيپولوتوس که در حدود سال 235 .م. وفات يافت ، گفت که خدا ((خداي واحد ، نخستين و تنها خدا ، سازنده و سرور همه)) است ، کسي که ((هم سالي [هم سن] نداشت . . . بلکه خود به تنهايي يگانه بود ؛ کسي که اراده کرد تا هر آنچه تا پيش از آن هستي نداشت بوجود بيايد)) ، مانند عيساي آفريده ، پيش از آن که موجوديت انساني يابد.


اوريژِن ، که حدود سال 250 .م. وفات يافت ، گفت که ((پدر و پسر ، دو جوهر هستند . . . از لحاظ ذاتي ، دو چيز هستند)) ، و اين که ((در مقايسه با پدر ، [پسر] پرتويي بسيار ناچيز است)).



((هيچ مدرکي مبني بر اين که نگارندگان مقدس حتي گمان برده باشند که [تثليثي] در الوهيت وجود دارد در دست نيست.))



آلوِن لَمسُن در اثر خود با عنوان کليساي سه قرن نخستين شواهد تاريخي را خلاصه کرده و ميگويد:

((اعتقاد نوين و رايج تثليث . . . از هيچ پشتيبانيي در اظهارات يوستينوس [شهيد] برخوردار نيست؛ و اين ملاحظات درباره کليه پدران پيش از نيقيه قابل تعميم است ؛ يعني ، همه نگارندگان مسيحي در طول سه قرن پس از تولد مسيح. درست است که آنان از پدر ، پسر و . . . روح القدس سخن ميگويند ، معهذا اينان را نه مساوي ميدانند ، نه از لحاظ تعداد يک ذات و نه سه شخص در يک شخص ، آنطوري که هواداران تثليث هم اکنون ادعا ميکنند. واقعيت قضيه کاملاً عکس اين است.((


بنابراين ، کتاب مقدس و تاريخ هر دو بر اين شهادت ميدهند که تثليث در تمام دوران کتاب مقدس و تا قرنها پس از آن ناشناخته بود.

 

اقتباس از مقاله آیا باید به تثلیث معتقد باشیم



 


 

تثلیث(2) تثلیث در قرن اول و ودوم

آیا تثلیث در قرون اولی میلادی وجود داشت  (2)

 

 

 

چنانکه گفتیم اعتقاد ب تثلیث در قرن چهارم میلادی تثبیت شد ولی آیا ریشه های این اعتقاد در قرون اولیه هم فرا گیر بود

 

تثلیث در سه قرن اول وجود نداشت

 

و از باب يادآوري بايد بگوئيم که تثليث حداقل تا قبل از 300 سال بعد از ميلاد مسيح در بين مسيحيان وجود نداشته

در دايره المعارف لاروس فرانسه « اينکلوبيديا» که در قرن 19 نوشته شده ، درباره موضوع تثليث و توحيد آمده است :

عقيده به تثليث در کتب عهد جديد و در اعمال پدران رسول و شاگردان نزديکشان موجود نبوده و فقط کليساي کاتوليک و مذهب پروتستان تقليدي مدعيند که عقيده به تثليث در تمام زمانها مورد قبول همه مسيحيان بوده است و اين بر خلاف ادله تاريخي اي است که به ما نشان مي دهد چگونه اين عقيده شکل گرفته است و چگونه تمام شد و چگونه بعد از آن کليسا به آن معتقد شد.

دايره المعارف کاتوليک که در بين کليسا رسميت دارد در اين باره اعتراف مي کند که تثليث بين مسيحيان ابتدائي شناخته شده نبوده و اين عقيده در ربع آخر قرن چهارم ميلادي شکل گرفته است .

در اين دايره المعارف آمده است :

خيلي مشکل است که ما در نيمه دوم قرن بيستم بخواهيم تفسير روشن و موضوعي اي درباره ريشه سر تثليث مقدس و سير شکل گيري مذهبي آن و تفسيرات لاهوتي اش ارائه دهيم. لذا مناقشه تثليث بمثابه ابري از مشکلات و غموضي است که در جائي آرام ندارد ، حال فرقي ندارد که از نظر کليساي کاتوليک روم بررسي شود يا از منظر ديگران.

البته امروزه اعتقاد به تثلیث مورد تردیدهای جدی واقع شده است و بسیاری هستند که تثلیث را نمیپزیرند و هم اکنون فرقه های پر طرفداری از مسیحیان مانند شاهدان یهوه  که فعالیتهای تبشیری کلانی نیز دارند تثلیث را نمیپزیرند و آن را مخالف کتاب مقدس میدانند

 و در دایره المعارف کاتولیک[1] آمده است

 « کليساي کاتوليک در قرن دوم صيغه تثلیث را بنام مسيح تغيير داده است تا اين کار بنام پدر و پسر و روح القدس انجام شود»

ادموند شانک میگوید

ممکن نيست تتثلیث مسيحي اصل تاريخي داشته باشد و حداقل بايد دانست که از کليساي کاتوليک اين نص شکل يافته است.[2]

 

برخی مسیحیان برای توجیه تثلیث دست به توجیهات فراوانی زدند [3]

 

 



[1] - دایره المعارف کاتولیک ، (جلد دوم، صـ 236)

[2] - مبدا عقيده تعميد ص 28

[3] - افرادي مانند کشیش باسيليوس مدعي شباهت بسيار زياد بين بسم الله اسلام و مسيحيت شده اند يعنی بسم الله الرحمن الرحيم    و      باسم الاب و الابن و الروح القدس     اين ادعا بدون شک باطل است چرا که لفظ جلاله الله نام ذات اوست و رحمن و رحيم دو صفت او هستند نه تنها ميتوان از قران استدلال بر عليه تثليث استخراج کرد بلکه مي توان بر عليه تسبيع و وجود هفت خدا را هم استفاده کرد همانطوري که در اوائل سوره غافر آمده است :غافر ) : (( حم تنزيل الكتاب من الله العزيز العليم ، غافر الذنب ، وقابل التوب ، شديد العقاب ، ذي الطول )) . الآية .همچنين در قرآن نيامده باسم الله و رحمن و رحيم بلکه آنچه که آمده است بسم الله الرحمن الرحيم است.

 

تثلیث(1) سیر پیدایش تثلیث

سیر پیدایش تثلیث (1)

 مجسمه کنستانتین امپراطور روم که باعث گسترش  تثلیث شد

 

قول داده بودم که سیر مباحث بعدی وبلاگم در باره تثلیث باشد از این به بعد هر ۵ روز یک مرتبه یک مقاله جدید در باره تثلیث میبینید و از نظرات پیشنهادی و انتقادی دیگر دوستان استقبال میکنم

************************************************

 

از چه زمانی اعتقاد به تثلیث به وجود آمد

 

 

. در کتاب مقدس هیچ اشاره ای به تثلیث بزرگترین اعتقاد مسیحیان نشده است مسیحیان اولیه هم هیچ اعتقادی به تثلیث نداشتند و ایشان مسیح را پیامبر خدا و برگزیده وی میدانستند بسیاری معتقدند پولس اولین کسی بود که اعتقاد عیسی خدایی را پایه گذاری کرد و آن را ترویج نمود تا  بتواند خدایی محسوس برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند درست کند اما برخی نیز معتقدند در هیچ کدام از نامه های پولس به طور صریح سخنی از تثلیث و عیسی خدایی نیامده  گمان مي رود كه نخستين بار, ترتوليان در قرن دوم ميلادي آن را به كار گرفته باشد.

 

 

شورای نیقیه و تصویب عیسی خدایی

کم کم در بین مسیحیان زمزمه هایی در باره اعتقاد به الوهیت مسیح رسوخ پیدا کرد و این اختلافات در سال ۳۰۰ میلادی اوج گرفت آريوس اسقف لیبی بر آن بود كه تنها "پدر" موجودي ازلي است و "پسر" و "روح القدس" هر دو آفريده او هستند؛ اما با اين حال از ساير آفريدگان او تمايز دارند.

آتاناسيوس, پس از آريوس آشكار شده و آموزه  تثليث به شكل رسمي آن را پايه گذاري كرد. مدتها ميان دانشمندان مسيحي و رهبران كليسا درمورد پذيرش نظر آريوس يا آتاناسيوس نزاع و درگيري وجود داشت, و مخالفتهای فراوانی بر پایة کتاب مقدس با نمو و توسعة این عقیده که عیسی خداست صورت گرفت.

تا در سال ۳۰۰ میلادی اتفاق تازه ای در جهان مسیحیت رخ داد امپراطوری روم حامی مسیحیان شد و  کنستانتین* امپراتور روم در تلاشی برای حل و فصل مشاجرات ، تمامی اسقفها را به نیقیه فراخواند. 300 نفر از آنها که تنها بخش کوچکی را شامل میشدند ، در آنجا حضور یافتند.

پس از روزها بحث و گفتگو و نزاع میان دو جناح طرفدار عیسی خدایی به رهبری اتاناسیوس و جناح مخالف عیسی خدایی به رهبری آریوس اسقف لیبی, سرانجام با دخالتهای کنستانتین (که اعتقاد عیسی خدایی را برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند را بهتر میدید )ديدگاه آتاناسيوس به مثابه رأي رسمي كليسا پذيرفته شده

 

 و بنا گذاشته شد که مسیح به عنوان خدا و همذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خدای پدر به عنوان خدا پرستش شود

 و کنستانتین امپراطور رم که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت کند بعد از شورای نیقیه حکم کرد که هر کس کتابهای آریوس را داشته باشد کشته میشود

با این وجود هیچ یک از اسقفان در نیقیه عقیدة تثلیث را ترویج ندادند. آنان فقط اعتقاد دو خدایی را به وجود آوردند و مسیح را خدا انگاشتند ، نه  روح القدس. و هیچ سخنی از روح القدس به میان نیامد

اگر عقیدة تثلیث حقیقت آشکاری از کتاب مقدس می بود آیا آنها نمی بایست آنرا در آن هنگام مطرح میکردند؟

شکل گیری نهایی تثلیث در شورای قسطنطنیه

پس ازشورای نیقیه ، مناظرات در اینباره ، دهها سال ادامه یافت. آنانی که اعتقاد داشتند عیسی با خدا برابر نیست حتی برای مدتی دوباره مورد حمایت قرار گرفتند.و در شورای اورشلیم که پس از شورای نیقیه برپا شد رای به نفع نظریه آریوس داده شد

 ولی بعدها امپراتور تِئودُسیوس بر ضد آنان حکم کرد. او اعتقادنامة شورای نیقیه را بعنوان معیار برای قلمرو خود قرار داد و شورای قسطنطنیه را در سال 381 د.م. تشکیل داد تا این طرح را روشن سازد.

آن شورا موافقت کرد که روح القدس را هم تراز با خدا و مسیح قرار دهد. برای نخستین بار ، تثلیث جهان مسیحیت مورد توجه قرار گرفت.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

 


*- کنستانتین مسیحی نبود. از قرار معلوم در اواخر زندگی تغییر کیش داد ، ولی تنها در بستر مرگ بود که تعمید یافت. »هِنری چَدویک« دربارة او در کتاب کلیسای نوپا میگوید: ((کنستانتین ، مانند پدر خویش ، خورشید شکست ناپذیر را می پرستید؛ . . . تغییر کیش او نباید بعنوان مشاهدة درونی فیض تلقی گردد . . . این تغییر کیش فقط یک امر نظامی بود. درک او از اعتقادات مسیحی به هیچ وجه کامل نبود ، لیکن او اطمینان داشت که پیروزی در نبرد ، در گرو بخشش خدای مسیحیان است.))

این امپراتور تعمید نیافته چه نقشی در شورای نیقیه ایفا کرد؟ دایرة المعارف بریتانیکا چنین نقل میکند: ((کنستانتین خود سرپرستی شورا را بعهده گرفت ، بطور فعالانه گفتگوها را هدایت کرد و شخصاً . . . اصل حساس اعتقادنامه ای را که توسط شورا به تصویب رسید و ارتباط مسیح با خدا را ، این که او (ذات پدر است) ، مشخص میکرد ، پیشنهاد کرد  . . . همة اسقفان به استثنای دو تن از ترس امپراتور اعتقادنامه را امضا کردند. بسیاری از آنان برخلاف میل خود این کار را کردند.))