نقد نظریه تثلیث (12) تثلیث و عهد عتیق

عهد عتیق تثلیث را نفی میکند

 (قسمت دوازدهم)

  

  مسيحيان, عهد جديد را كامل كننده عهد قديم مي دانند؛ بنابراين نبايد در عهد جديد, آموزه اي ناسازگار با عهد قديم يافت شود. اين در حالي است كه "خدا" در عهد قديم به گونه اي شناسانده مي شود كه سر ناسازگاري با آموزه تثليث دارد؛ آموزه اي كه بنا به گفته مسيحيان برآمده از عهد جديد مي باشد.

 

خدا درعهد قديم به مثابه وجودي واحد ازلي و ابدي شناسانده شده, آنجا كه ميگويد:

 

ای اسرائیل بشنو: یَهوِه خدای ما یَهوِة واحد است تثنیه 6: 4

مگرنه من, كه خداوند ازلي و ابدي هستم اشعيا 41 :4.

 

او همچنين خالق مدبر بوده و جهان, آفريده و مورد تدبير و امر اوست, او زنده اي نامي است و بنابراين با انسان تفاوت دارد: "زيرا من خدا هستم, نه انسان. -  هوشع 11 :9." خداوند شبيه ندارد؛ زيرا هر تصويري از او كه در ذهن آدمي ساخته شود, خود, بتي به شمار مي آيد. و در عهد عتیق وجود هر شخصیتی به غیر از یهوه به عنوان خدا نفی شده است

 - ((من هستم یَهُوَه خدای تو . . . ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد.)) خروج 20: 2 ، 3.

((من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدائی نی.)) (اشعیا 45: 5)

و او به تنهایی متعال و بلند مرتبه است

 

((تو که اسمت یَهُوَه میباشد ، بتنها بر تمامی زمین متعال هستی.)) مزمور 83: 18.

گرچه عهد قديم, ويژگيهايي بيش از اين براي خداوند ذكر كرده, اما از مقايسه همين موارد با آموزه تثليث و تجسد خدا در انسان, ناسازگاري بين عهد جديد و قديم روشن مي شود. موجودي كه عهد قديم, خالق و زنده و ازلي  و غير انسان مي خواند, در عهد جديد بدل به مخلوقي مي گردد كه از شكم انساني ديگر بيرون مي آيد و مانند انسانها مي خورد و مي آشامد و سرانجام به صليب رفته و مي ميرد؛ اوصافي كه به راستي هيچ خرد سالمي, سازگاري آن با وجود برتر و مقدس خداوند را نمي پذيرد.

پولس ، رسول مسیحی ، به هیچگونه تغییری در ماهیت خدا ، حتی پس از آمدن عیسی به زمین ، اشاره نکرد. او نوشت: ((خدا یک است.)) – غلاطیان 3: 20 ؛ همچنین 1قرنتیان 8: 4 – 6 ملاحظه شود.

هزاران بار در سراسر کتاب مقدس از خدا بصورت یک شخص صحبت میشود. هنگامی که او سخن میگوید ، بصورت یک فرد غیر منقسم است. کتاب مقدس نمیتواند در اینباره از این واضحتر باشد.

و هيچ كدام از انبيا سلف از خداي سه گانه سخن نگفت يك باره ميبينيم كه در شوراي نيسقسه طيف آتاناسيوس مدعي شدند كه خدا سه  در يك است و مشخص نيست چرا ده ها انبيا در عهد عتيق خدا را يك حقيقي معرفي كردند و يك باره در شوراي نيقيه تبديل به خدا سه در يك شد

 

نقد نظریه ثلیث (11) تثلیث و عقل

 

 

سه موجود مجزا در یک مکان (قسمت یازدهم)

 

 

 

در تثليث مي آموزيم كه :

 

1-در ذات خدا سه شخص وجود دارد

2 - هر شخص کاملا خدا است

  ۳- فقط یک خدای واحد حقیقی وجود دارد

 

بنا بر اين ما بايد سه شخص كاملا حقيقي در يك مكان واحد داشته باشيم به نحوي كه هر كدام به تنهايي بتوانند آن مكان را پر كنند و بتوان گفت مسيح خدا ست پدر خداست و روح القدس خداست

وقتي اين آموزه را به عقلي كه خود خدا به ما انسانها داده تا بتوانيم او را بشناسيم عرضه ميكنيم ميبينيم همين عقل نميتواند اين را بپذيرد

زيرا  نمي توانند دو موجود يک مکان را در آن واحد اشغال کنند مگر آنکه ديگري آن مکان را ترک کند و جا را باز نمايد علاوه بر اينکه نمي تواني جائي را پيدا کني تا زماني که از نامحدود بودن آنها دست برداريد يعني از اينکه او خدا باشد دست برداريد.

 

و ...محرم از راه رسید ... نوبت همدلی است

 امام حسین و مسیحیان

 

خوشتر آن باشد كه سر دلبران   گفته آيد در حديث ديگران

سخني آشنا است و حسين براي همه است نه فقط براي من و تو بلكه براي هر انساني كه آزادمرد است و ازادگي را دوست دارد و نه تنها ما در سراسر مرز بوم ايران شاهديم عزيزان مسيحي با دلي اسماني در اين روزهاي تاسوعا و عاشورا براي حسين سوگواري ميكنند در مجالس حسيني با مسلمانان همنوا ميشوند و گره هاي ناگشوده زندگيشان را ميگشايند‏. نذري ميدهند و نم نم اشكهايشان را از گوشه چشمهايشان پاك ميكنند  چون حسين را دوست دارند و در اين مجال فرصتي است به ارتباط امام حسين و مسيحيان اشاره اي كنم

 

جبران خليل جبران

 مسيحي مي گويد: حسين چراغ فروزان تمام اديان است.

 

ويل دورانت

 نويسنده ي تاريخ اديان مي گويد: بي شک قيام حسين و شجاعت او کم از مسيح ندارد

 

 

كاپيتان هانيبلت:

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بيابان برق مى‏زد، پيروان خويش را به اطراف خود جمع كرد و طى يك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بيعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: يقينا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند يقينا شهيد خواهند شد . سپس عمل بسيار زيبايى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پيروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ايستادگى و شهادت را در خود نمى‏بيند، در تاريكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام ياران آن شب با ايمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.(1)

 

جرح جرداق (مسيحى)):

فرق على (ع) با معاويه اين است كه اصحاب معاويه فريفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى ياران امام على (ع) فريفته اخلاق و فضيلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پديدار بود كه وقتى يزيد مردم را تشويق به قتل امام حسين (ع) و مامور به خونريزى مى‏كرد، ياران يزيد مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ يعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشيم‏» اما انصار امام حسين (ع) به او مى‏گفتند: «يا حسين نموت معك؛ ما با تو هستيم و با تو مى‏ميريم .» از جمله حبيب اين پير حافظ قرآن به امام حسين (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شويم، سوزانده شويم و پراكنده شويم و سپس جمع شويم و از نو زنده شويم، باز مى‏خواهيم در ركاب تو جنگ كنيم و كشته شويم .(2)

 

ونستان (امريكايى)):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پيام‏هايش پيروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ايجاد همدلى و وحدت كند و حسينى كه ياد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هيچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

. (4)

 

ماربين (آلمانى)):

امام حسين بن على (ع) كه از دختر محبوب پيامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پيش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان ناديده گرفت اين است كه حسين (ع) اول شخص سياستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنين سياست مؤثرى اختيار ننموده است . حسين (ع) به شعار هميشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقيقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

 

آنتوان بارا،

 وي کتاب به نام (حسين در انديشه مسيحي) تدوين کرده که به 17 زبان ترجمه شده

او ميگويد :

به من انتقاد مي كردند مگر تو مسلماني كه درباره حسين(ع) كتاب نوشته اي؟ به آنان مي گفتم چگونه مي توان در برابر شخصيتي چون حسين آن سلاله پيامبر(ص) و علي(ع) و زهرا (س) دچار شيفتگي و شگفتي نشد كه در كارنامه او هيچ نشانه اي از سستي و ذلت نمي يابي و اين تنها من نيستم كه شيفته حسين هستم. گاندي را ببينيد كه به عنوان يك هندو اظهار مي دارد اگر مي خواهي پيروز شوي بايد در خط حسين حركت كني و نيز مي گويد من از حسين آموختم كه مظلوم باشم تا پيروز شوم. آيا اين هندو ، مسلمان بود كه چنين اظهاراتي بر زبان آورده ، يا جبران خليل جبران آن شخصيت مسيحي بزرگ در مورد حسين(ع) مي گويد: حسين چراغ فروزان تمامي اديان است و من او را چنين توصيف كرده ام كه حسين گوهر جاودانه و هميشگي اديان است و او گوهر دين واحد مي باشد6)

همچنين ميگويد :

«اگر حسين بن علي از آن ما بود در هر سرزميني براي او بيرقي برمي افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري برپا مي نموديم و مردم را به نام حسين به مسيحيت فرا مي خوانديم.».

واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريکايي)


 

براي امام حسين (ع) ممکن بود که زندگي خود را با تسليم شدن اراده‌ي يزيد نجات بخشد، ليکن مسؤوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي‌داد که او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او بزودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني‌اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشک و در روي ريگهاي تفتيده عربستان،‌ روح حسين فناپذير برپاست. اي پهلوان و اي نمونه‌ي شجاعت و اي شهسوارمن، اي حسين!
منبع: کتاب فرهنگ عاشورا


 

توماس ماساريک


 

‌گرچه کشيشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسيح مردم را متأثر مي‌سازند، ولي آن شور و هيجاني که در پيروان حسين(ع) يافت مي‌شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد که مصائب مسيح در برابر مصائب حسين (ع) مانند پرکاهي است در مقابل يک کوه عظيم پيکر.
منبع: کتاب فرهنگ عاشورا


 

موريس دوکبري


 

در مجالس عزاداري حسين گفته مي‌شود که حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه‌ي اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوة او را سرمشق قرار داده، از زيردستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.
منبع: کتاب فرهنگ عاشورا


 

ماربين آلماني (خاورشناس)


 

حسين (ع) با قرباني کردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداکاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد که ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هرچه ظاهراً عظيم و استوار باشد، در برابر حق و حقيقت چون پر کاهي بر باد خواهد رفت.
منبع: کتاب فرهنگ عاشورا


 

.

... .پي نوشت ها:

 

1- نور دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6 .

2- حسين پيشواى انسانها، م . اكبرزاده .

3- زندگانى اميرالمؤمنين على (ع)، عماد زاده .

4- الامام الحسين ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى .

5- على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسين، ترجمه احمد آرام، ج‏2.

6- واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى .