خداوندی مسیح (18) خدایی که میمیرد
خدایی که میمیرد(۱۸)
همه انجیل اتفاق دارند که حضرت عیسی (ع) بعد از واقعه صلیب جان سپرد و او را کفن کرده حنوط دادند و دفن کردند و بر سر این مساله در بین مسیحیان اختلافی نیست
اما سوالی که مطرح میشود این است که آیا واژه مرگ در قاموس خداوندی معنایی دارد؟
ایا خنده دار نیست که فردا بگویند خداوند حتی برای یک ساعت مرده است چه برسد به اینکه سه روز در قبر باشد !!
زیرا فنا و مرگ از صفاتی است که در خدا راه ندارد
خدایی که بمیرد خدا نیست با این وجود مسیحیان مرگ مسیح را هیچ میانگارند و به علاوه برای اثبات خداوندی مسیح هم به همین داستان استدلال میکنند که او چون بعد از سه روز از مرگ برخواست پس معلوم میشود که وی خداست زیرا کسی جز خدا نمیتواند بعد از مرگ زنده شود درحالی که خود مسیح تاکید میکرده که خدا من را زنده میکند و نمونه های بسیاری بودند که بعد از مرگ زنده شدند و هیچ کدام هم خدا نبودند
داستان مرگ مسیح(ع) به نقل اناجیل
1ـ مرقس16: 37-39:
33 و چون ساعت ششم رسید تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 34 و در ساعت نهم عیسی به آواز بلند ندا كرده گفت: “ایلوئی ایلوئی لَماَ سبقتَنی؟” یعنی “الهی الهی چرا مرا واگذاردی؟” ...37 پس عیسی آوازی بلند برآورده جان بداد.
و در انجیل متی نیز آمده است که
و از ساعت ششم تا ساعت نهم تاریكی تمام زمین را فرو گرفت. 46 و نزدیك به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: “ایلی ایلی لَماسبقتِنی.” یعنی الهی الهی مرا چرا ترك كردی. 47 اما بعضی از حاضرین چون اینرا شنیدند گفتند كه او الیاس را میخواند. 48 در ساعت یكی از آن میان دویده اسفنجی را گرفت و آن را پر از سركه كرده بر سر نی گذارد و نزد او داشت تا بنوشد. 49 و دیگران گفتند: “بگذار تا ببینیم كه آیا الیاس میآید او را برهاند.” 50 عیسی باز به آواز بلند صیحه زده روح را تسلیم نمود. 51 كه ناگاه پردة هیكل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شكافته گردید.52 و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقدّسین كه آرامیده بودند برخاستند 53 و بعد از برخاستن وی از قبور برآمده به شهر مقدّس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند.
(متی 27:45-53)
و اناجیل تصریح دارند که بدن عیسی را دفن کردند
پس یوسف جسد او را برداشته آن را در قبری نو که در کتان پاک پیچیده او را در قبری نو که برای خود تراشیده بود گذارد و سنگی بزرگ بر آن قلطانیده و برفت (متی 27:57)
در انجیل لوقا هم آمده است که
لوقا 50:23-56
50 و اینك یوسف نامی از اهل شورا كه مرد نیكو و صالح بود 51 كه در رأی و عمل ایشان مشاركت نداشت و از اهل رامه بلدی از بلاد یهود بود و انتظار ملكوت خدا را میكشید 52 نزدیك پیلاطُس آمده جسد عیسی را طلب نمود. 53 پس آنرا پایین آورده در كتان پیچید و در قبری كه از سنگ تراشیده بود و هیچكس ابداً در آن دفن نشده بود سپرد. 54 و آنروز تهیه بود و سبت نزدیك میشد. 55 و زنانی كه در عقب او از جلیل آمده بودند از پی او رفتند و قبر و چگونگی گذاشته شدنِ بدن او را دیدند. 56 پس برگشته حنوط و عطریات مهیا ساختند و روز سبت را به حسب حكم آرام گرفتند.
ماجراي مرگ حضرت مسيح عليهالسلام و به صليب كشيده شدن او در موارد متعدد آمده است:
1) انجيل متي27: 46-50
2) انجيل مرقس15: 34-37
3) انجيل لوقا23: 36-46
4) انجيل يوحنّا19: 28-30
5) رساله پولس به روميان8: 34
6) رساله پولس به روميان14: 9
7) رساله پولس به غلاطيان2: 21
8) رساله پولس به فيلپيان2:8
آیا میتوان خدایی که می میرد پرستید؟
من فکر می کنم به دنبال آن می کوشم و سپس می یابم و در آخر یافته هایم را با دوستانم تقسیم می کنم و از یافته های دوستانم هم بهره می برم.