دانشمندان  اولیه مسیحی ، تثلیث را آموزش نمیدادند  (3)

 

 

 

پدران پيش از شورای نيقيه بعنوان رهبران معلمان ديني ، در نخستين قرنهاي پس از تولد مسيح بشمار ميرفتند. آموزشهاي آنان جالب توجه است.

 

 يوستينوس شهيد ، که در سال 165 .م. وفات يافت ، عيساي ماقبل بشري را فرشته آفريده اي خواند که ((از خدا ، آفريننده همه چيز ، متمايز بود)). او گفت که عيسي کهتر از خدا بود و ((هرگز کاري به جز آنچه آفريدگار . . . براي او اراده کرده بود انجام نميداد و چيزي غير از آن بيان نميکرد.))


ايرِنايوس که در حدود سال 200 .م. وفات يافت ، اظهار کرد که عيساي ماقبل بشري موجوديتي متمايز از خدا داشت و از خدا پائين تر بود. او نشان داد که عيسي با ((تنها خداي حقيقي)) که ((بر همه چيز متعال است و به غير از او کسي نيست)) برابري ندارد

.
کلِمانس اسکندراني که حدود سال 215 .م. وفات يافت ، خدا را ((تنها خداي حقيقي ، آفريده نشده و غير فاني)) خواند. او گفت که پسر ((در کنار تنها پدر قدير مطلق قرار دارد)) ولي با او برابر نيست.


ترتوليانوس که حدود سال 230 .م. وفات يافت ، برتري خدا را آموزش ميداد. او اظهار نمود: ((پدر با پسر (شخص ديگر) متفاوت است. همانا از او بزرگتر است ؛ زيرا هر آن که توليد ميکند با آن که توليد ميشود متفاوت است ؛ آن که ميفرستد با آنکه فرستاده ميشود تفاوت دارد.)) او همچنين گفت: ((زماني بود که پسر وجود نداشت . . . . پيش از همه چيز ، خدا تنها بود.))


هيپولوتوس که در حدود سال 235 .م. وفات يافت ، گفت که خدا ((خداي واحد ، نخستين و تنها خدا ، سازنده و سرور همه)) است ، کسي که ((هم سالي [هم سن] نداشت . . . بلکه خود به تنهايي يگانه بود ؛ کسي که اراده کرد تا هر آنچه تا پيش از آن هستي نداشت بوجود بيايد)) ، مانند عيساي آفريده ، پيش از آن که موجوديت انساني يابد.


اوريژِن ، که حدود سال 250 .م. وفات يافت ، گفت که ((پدر و پسر ، دو جوهر هستند . . . از لحاظ ذاتي ، دو چيز هستند)) ، و اين که ((در مقايسه با پدر ، [پسر] پرتويي بسيار ناچيز است)).



((هيچ مدرکي مبني بر اين که نگارندگان مقدس حتي گمان برده باشند که [تثليثي] در الوهيت وجود دارد در دست نيست.))



آلوِن لَمسُن در اثر خود با عنوان کليساي سه قرن نخستين شواهد تاريخي را خلاصه کرده و ميگويد:

((اعتقاد نوين و رايج تثليث . . . از هيچ پشتيبانيي در اظهارات يوستينوس [شهيد] برخوردار نيست؛ و اين ملاحظات درباره کليه پدران پيش از نيقيه قابل تعميم است ؛ يعني ، همه نگارندگان مسيحي در طول سه قرن پس از تولد مسيح. درست است که آنان از پدر ، پسر و . . . روح القدس سخن ميگويند ، معهذا اينان را نه مساوي ميدانند ، نه از لحاظ تعداد يک ذات و نه سه شخص در يک شخص ، آنطوري که هواداران تثليث هم اکنون ادعا ميکنند. واقعيت قضيه کاملاً عکس اين است.((


بنابراين ، کتاب مقدس و تاريخ هر دو بر اين شهادت ميدهند که تثليث در تمام دوران کتاب مقدس و تا قرنها پس از آن ناشناخته بود.

 

اقتباس از مقاله آیا باید به تثلیث معتقد باشیم