مسیح ! خدایی که از خود هیچ اختیاری ندارد (23)

 

اگر کسی خدا باشد دیگر معنی ندارد که از کس دیگری اطاعت کند و مطیع شخص دیگری باشد زیرا خدا برتر از همه است ولی در کتاب مقدس بارها تاکید شده است که مسیح خادم مطیع خداست و بدون اجازه خدا حتی یک کلمه هم نمکیتواند بگوید

عیسی بارها اظهاراتی این چنین بیان کرد:

((پسر از خود هیچ نمیتواند کرد مگر آنچه بیند که پدر بعمل آرد.)) (یوحنا 5: 18)

((از آسمان نزول کردم نه تا به ارادة خود عمل کنم بلکه به ارادة فرستندة خود.)) (یوحنا 6: 38)

 ((تعلیم من از من نیست بلکه از فرستندة من.)) (یوحنا 7: 16)

آیا فرستنده برتر از فرستاده نیست؟

این رابطه در مثل عیسی از تاکستان ، آشکار است. او خدا یا پدرش را به صاحب تاکستان تشبیه کرد که به سفر دور رفت و آنرا در اختیار باغبانانی سپرد که مظهر روحانیان یهودی بودند. بعدها هنگامی که صاحب تاکستان غلامی را فرستاد تا قدری از میوه تاکستان را بگیرد ، باغبانان غلام را زدند و او را دست خالی برگرداندند. آنگاه صاحب تاکستان غلام دوم را فرستاد و بعد غلام سوم را ؛ با هر دوی آنها نیز همان رفتار را کردند. سرانجام ، صاحب تاکستان گفت:

 ((پسر حبیب خود [عیسی] را میفرستم. شاید چون او را بینند احترام خواهند نمود.)) اما باغبانان فاسد گفتند: ((این وارث میباشد بیائید او را بکشیم تا میراث از آنِ ما گردد. در حال او را از باغ بیرون افکنده کشتند.)) (لوقا 20:  9 – 16)

بدین شکل عیسی وضعیت خود را بعنوان فرستادة خدا برای انجام ارادة او نشان داد ، درست همانطور که پدری ، پسر مطیع را میفرستد.

پیروان عیسی همیشه به او بعنوان خادم مطیع خدا مینگریستند ، نَه بعنوان کسی مساوی با خدا. آنها در مورد

 ((بندة قدّوس تو عیسی که او را مسح کردی . . . و جاری کردن آیات و معجزات به نام بندة قدّوس خود عیسی)) به خدا دعا میکردند. – اعمال 4: 23 ، 27 ، 30.

پطرس حواری هم در باره وی میفرماید:

 «اي مردان اسرائيلي اين سخنان را بشنويد، عيسي ناصري مردي كه نزد شما از جانب خدا مبرهن گشت به قوات و عجايب و آياتي كه خدا در ميان شما از او صادر گردانيد، چنانكه خود مي‌دانيد ...» ـ اعمال رسولان2: 22:

 

و مسیح میگوید کسی من را دارای قدرت کرده است

«پس عيسي پيش من آمده، بديشان خطاب كرده، گفت:"تمامي قدرت در آسمان و بر زمين به من داده شده است."» ـ انجيل متي28: 18:

و به صراحت تاکید میدارد که از پیش خود هیچ اختیاری ندارد

 

« من از خود هيچ نمي‌توانم كرد» يوحنّا5: 30:

 

و وقتی کسی وی را صالح میخواند اعتراض میکند که خیر صالح فقط خداوند است

« شخصي سؤال كرد: اي استاد نيكو چه كنم تا وارث حيات جاوداني شوم؟ عيسي بدو گفت: چرا مرا نيكو گفتي و حال آنكه كسي نيكو نيست جز خدا فقط؟ » مرقس10: 17 و 18: و متي19: 16 و 17