من و پدرم یکی هستیم(۱۳)

 در این جستار به بررسی یکی دیگر از مهمترین ادله مسیحیان بر الوهیت مسیح میپردازیم یکی از ادله ای که ایشان بر الوهیت مسیح بنا بر کتاب مقدس ارایه میکنند آیه زیر میباشد

***********************************************************

من و

یکی از استدلالتی که بزرگان کلیسا برای الوهیت مسیح ذکر میکنند این جمله مسیح است که فرمود

          من و پدر یکی هستیم (يو حنا 10 : 30)  "

و این جمله را یکی از واضحترین استدلالات خود بر الوهیت مسیح میدانند

زیرا مسیح خود گفته من با پدر یکی هستیم یعنی ذات هر دو یکی است

 

 پاسخ(۱)

در این صورت حواریون هم باید خدا باشند

اما اين حرف صحيحي نيست زیرا :

۱-  در این صورت حواریون هم باید همه خدا باشند و ذاتشان با خدا یکی باشد زیرا خود مسیح در بار ه ایشان فرمود:

       انجيل يوحنا 17 : 12 که فرمود :ای پدر قدوس اینها(حواریون) را که به من دادی به اسم خود نگاه  دار تا یکی باشند چنانکه ما هستیم

 یعنی حواریون هم با خدا یکی هستند درست همانند آنکه مسیح با خدا یکی است پس اگر یکی بودن حواریون با خدا یعنی الوهیت حواریون یکی بودن مسیح با خدا هم به این معنا خواهد بود و گر نه خیر

 

پاسخ(۲)

خود مسیح منظورش را دقیقا در ادامه آیه توضیح میدهد

۲- و بعلاوه در اگر به دادامه همین آیه دقت کنیم کنیم میبینیم که منظور مسیح این نبوده که او خداست زیرا  وقتی یهود اعتراض میکنند که تو با این حرف خود را خدا دانستی پس مستوجب مرگی در ادامه مسیح میفرماید:

 

ایا در تورات نوشته نشده است که من گفتم شما خدایان هستید؟ پس اگر آنانی را که کلام خدا به ایشان نازل شد خدایان خواند و ممکن نیست که کتاب محو گردد

 

ما وقتی به آدرسی که مسیح داده است در تورات مراجعه کنیم میبینیم که در مزامیر (مزمور ۸۲/۶ )

میفرماید :خدا در جماعت خدا ایستاده است و در میان خدایان داوری میکند ....

سپس از جانب خدا سخن میراند و می فرماید

من گفتم شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی لیکن مثل آدمیان خواهید مرد و چون یکی از سروران خواهید افتاد  

اگر دقت کنیم میبینیم که در این جمله همه بنی اسراییل خدا نامیده شدند و مطمینا به معنی خدای واقعی نیست بلکه به معنی اتحاد ظاهری با خدا یا سرور میباشد

و مسیح هم در ادامه با صراحت تاکید میکند که وقتی که به شما یهود در تورات خدا گفته میشود من هم به این معنی خدا هستم

 و فقط یک مقایسه انجام میدهد :

        " آنکه را که خدا تقديسش کرده و او را فرستاده به شما سزاوارتر است "

 

یعنی من سزاواترم به این معنی خدا (سرور) باشم تا شما

و پر واضح است که به معنای خدا و سرور ظاهری است نه خدای واقعی

 دليل بر اين مطلب همان ضرب المثلي است که در ادامه عيسي براي آنها زد و فرمود

" در شريعت شما به شما اطلاق خدايان مي شود در حالي که خدايان حقيقي نيستيد پس اين لفظ بخاطر آن بر شما اطلاق شده چونکه کلمه خدا پيش شما آمده است و من نيز در اين فضيلت با شما شريکم يعني آمدن کلمه خدا به نزد من "

 

و هر کسی که به این معنی مورد لطف خدا قرار گیرد با خدا دو تا نیست چرا که دوست نمیدارد مگر آنچه خدا دوست دارد و دوشمن نمیدارد مگر آنچه خدا دشمن دارد همانند پیامبران و انبیا

 

پاسخ(۳)

نمونه ای دیگر از کاربرد این ادبیات در کتاب مقدس که به هیچ وجه اتحاد در ذات را نمیرساند

۳- و این که دو نفر یکی محسوب شوند در کتاب مقدس نمونه های دیگری هم دارد مثلا در این آیه کارنده و سیراب کننده یکی محسوب شدند دقت کنید:

پولس قدیس میگوید : من کاشتم اپلس آبیاری کرد لکن خداوند نمو بخشید لهذا نه کارنده چیزی است و نه آب دهنده بلکه خدای رویاننده و کارنده و سیراب کننده یک هستند

 

و پر واضح است که کارنده سیراب کننده دو نفرند ولی چون یک هدف را دنبال میکنند یک نفر محسوب شدند و همینگونه است حال بندگان خالص خدا که چون با خدا یک هدف را دنبال میکنندبا خدا یکی محسوب میشوند