لعنت كنعان و عاقبت قوم او
لعنت قوم كنعان و نسل كشي قوم وي
.....................................................................................................................
مدتي پيش وقتي كتاب مقدس را مي خواندم به داستان نوح رسيدم و براي من اصلا غير قابل توجيه نبودآن را با يك دوست مسيحي در ميان گذاشتم ايشان در ابتدا سوال من را كودكانه و ابلهانه خطاب كردندو پاسخي براي آن ندادند ولي پس از مدتي ديدم مقاله اي با همين عنوان در وبلاگشان نوشتند و در ابتداي آن سوال كنندگان را كج فهم خطاب كردند ما در اينجا مي خواهيم سوال و پاسخ را براي شما باز نويسي كنيم
..........................................................................................................................
پرسشگر
مدتي پيش وقتي كتاب مقدس را مطالعه ميكردم به اين ايات رسيدم براي من غير قابل توجيه بود
در پيدايش 9/18 نوشته
نوح به فلاحت شروع كرد و تاكستان غرس نمود و شراب نوشيده مست شده وعريان داخل خيمه گرديد حام پدر
كنعان برهنگي پدر خود را ديد و دو برادر خود را در بيرون خبر داد و سام و يافث ردا را گرفته بركتف خود انداختند پس پس رفته و برهنگي پدر خود را پوشانيدند و روي ايشان باز پس بود كه برهنگي پدر خود را نبيدند نوح از مستي به هوش آمد و دريافت كه پسر كهترش با وي چه كرده پس گفت( كنعان ملون باد و برادران خود را بنده بندگان باشد)و گفت متبارك باد خداي سام و كنعان بنده او باشد خدا يافث راوسعت دهد و در خيمه هاي سام ساكن شود و كنعان بنده او باشد)
اين داستان از اينجا شروع شد
نوح مست و برهنه مي شود
حام پسرش او را مي بيند
نوح متوجه مي شود و مي خواهد حام را نفرين كند
اما به جاي حام يكي از فرزندانش(كنعان) را نفرين ميكند
و اين داستان در اينجا خاتمه مي يابد
اما آن چيزي كه غم انگيز تر است اين است كه كنعان بعدها داراي فرزندان و نسلي مي شود نسل او تبديل به يك قوم بزرگي ميشوند
اين قوم در سرزمين فلسطين ساكن مي شوند
و چرخ روزگار ميچرخد تا بني اسراييل تصميم ميگيرند به سرزمين فلسطين بيايند
بنا بر نقل كتاب مقدس خداوند به فرمانده آنها حضرت موسي(ع) دستورمي دهد كه ...(باهم ميخوانيم)
اما از شهرهايي كه خدايت يهوه به تو به ملكيت مي دهد هيچ ذي نفسي را زنده مگذار بلكه ايشان را يعني (قبايل)حتيان و اموريان وكنعانيان و فرزيان و حويان و يبوسيان را چنانكه يهوه خدايت امر فرموده بالكل هلاك ساز تا شما را تعليم ندهند كه موافق موافق همه رجاساتي كه به خداي خود عمل مي نموديد عمل نماييد و به يهوه خداي خود گناه كنيد
تثنيه16:20
اين دستوري بود كه بنا بر آموزه هاي كتاب مقدس خداوند به موسي داد
اما خوب است كه ببينيم موسي(ع) چگونه به اين دستور عمل ميكند
او را با جميع پسران قومش زديم(كشتيم) و تمامي شهرهاي او را در آنوقت گرفته و مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاك كرديم ويكي را باقي نگذاشتيم ليكن بهايم را با غنيمت شهر هايي كه گرفته بوديم به غارت برديم
تثنيه 33:2
ودرآنوقت همه شهرهايش را گرفتيم و شهري نماند كه از ايشان نگرفتيم يعني شصت شهر...سئاي قراي بي حصار كثير آنها را بالكل هلاك كرديم چنانكه با سيحون و ملك حبشون كرده بوديم هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاك ساختيم
تثنيه4:3
و حتي در مورد مديان وقتي بني اسراييل مردان را ميكشند و زنان و كودكان را به اسيري ميگيرند موسي عصباني ميشود
دقت كنيد
با مديان به طوري كه خداوند با به موسي امر كرده بود جنگ كرده همه ذكوران را كشتند....و زنان و اطفال ايشان را به اسيري بردند
... موسي غضبناك شد و به ايشان گفت(ايا همه زنان را نگه داشتيد)...پس الان هر ذكوري از اطفال را بكشيد و هر زني را كه مرد شناخته با او همبستر شده باشيد بكشيد و از زنان هر دختري را كه مرد نشناخته و با او همبستر نشده ايد براي خود نگاه داريد
اعداد 8:31
و از اين نسل كشي ها و سر بريدن كودكان شير خواره در كتاب مقدس بسيار است
و الان داشتم تصور ميكردم چگونه كودكي را در جلوي مادرش سر مي بريدند؟؟
و يا چگونه مادري را جلوي فرزند كوچكش سر بريدند؟؟
نمي دانم اگركسي بيايد فرزند شير خواره بزرگترين جنايتكاري را كه دستش به خون بسياري آلوده هم باشد
را سر ببرد مجامع حقوق بشر چه ها كه نميكنند؟؟
تا چه برسد به قومي كه نه انساني را كشته اند و نه كاري كردند فقط جرم آنها اين بوده كه قرنها
بدون نبي رها شده بودند و به اشتباه بت پرستي را آغاز كرده بودند
كاري كه خود بني اسراييل با وجود داشتن پيامبر زنده در ميانشان چندين بار مرتكب شدند
و بعلاوه گناه بچه هاي شير خواره چيست؟؟؟
ايشان درهيچ مكتبي گناهكار نيستند
باز برمي گرديم به اصل داستان
نوح مست و برهنه مي شود
حام برهنگي او را مي بيند
نوح پسر حام( كنعان) را را نفرين ميكند
و موسي تمامي قوم كنعان را از كودك شير خواره تا زنان و مردان سر مي برد
حالا من چند سوال ميكنم
1-چرا وقتي حام گناه ميكند بايد پسرش كنعان و نسل بي گناه وي عقاب شوند
اين قانوني است كه در جند جاي ديگر هم رعايت شده
مانند
(1)-زنا زاده و فرزندان او تا ده نسل حق ندارند وارد جماعت خدا شوند
(2)-گناه پدران بر پسران تا چهار نسل بار مي شود
2-چرا زنان وكودكان بيگناه از نسل كنعان به دستور خداوند و با فرمان حضرت موسي در جلوي همديگر
سر بريده شدند
3- انچه از محتواي اين ايات به ذهن مي رسد اين است كه كنعان نگون بخت اصلا در زمان نفرين به دنيا نيامده بود
زيرا متن كتاب مقدس و قوع داستان را بلا فاصله پس از طوفان مي داند
پسران نوح كه از كشتي بيرون آمدند سام حام و يافث بودند.... و نوح به فلاحت زمين شروع كرد و تاكستاني غرس نمود و شراب نوشيده و مست شد...و ادامه داستان (پيدايش18:9)
و در جاي ديگر ميگويد
اين است پيدايش پسران نوح سام حام و يافث و از ايشان بعد از طوفان پسران متولد شدند..
.. پسران حام (عبارتند از )كوش و مصرايم و فوط و كنعان
پيدايش 10/1
اگر دقت كنيد وقوع داستانشرابخواري نوح بلافاصله پس از طوفان است
و پيدايش نسل حام همه بعد از طوفان است
و كنعان هم كوچكترين فرزند حام است
نتيجه اين مي شود كه:
در يك جمله در زمان وقوع داستان اصلا كنعان نگون بخت اصلا وجود خارجي نداشته و قبل از تولد مشمول لعنت و عقاب پدر بزرگش نوح شد
................................................................................................................
یکی از مسیحیان جوابی به این سوال دادند و شما کامل آنرا می توانید از اینجا در یافت کنید از اینجا دریافت کنید ودر ذیل گزیده هایی از آنهمراه با پاسخش می خوانید
................................................................................................................
به خاطر اينكه مباحث مطرح شده بسيار گسترده است ما آن را به چند قسمت ميكنيم در هر قسمت ابتدا سخنان مخاطب مسيحيمان را ذكر ميكنيم و سپس به پاسخ گويي مي پردازيم(متون سبز رنگ متن سخنان ايشان است)
1- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
بني اسراييل حتما نابودي كامل اين اقوام را --از لحاظ وجداني-- بسيار دشوار يافتهاند
وبايد در نظر داشت كه قبول اين حكم براي اسرائيليان قديم بسيار مشكلتر از ما، خوانندگان امروزي متن آسماني، بوده است. مسلما، اگر خداوند دل كنعانيها را سخت نكرده بود، اسرائيليان ناچار نميشدند كه اين حكم خداوند را در قبال آنها به اجرا گذارند
ج 1-بسيار جالب است كه كسي بيايد و براي قاتل بيرحمي چنين اشك بريزد كه چقدر براي او سخت بوده چنين بچه هاي بيگنا ه را جلوي چشم مادرش سر ببرد
وچقدر او در اين موقع عذاب ميكشيده!!!!!!!!!دلم برايش كباب شد
و آن زن و بچه هاي بيگناه را نبيند كه چگونه در جلوي چشم مادرشان قرباني شدند
ايا اگر اين نسل كشي براي اسرايليان زمين پرست زميني به ارث نمي گذاشت و فقط به خاطر اجراي دستور خدا بود آيا ايشان باز هم حاضر بودند براي اجراي فرامان الهي جان خود را به خطر بيندازند
2-قسمتي از متن گفته هاي ايشان
كتاب مقدس گناه نوح را توجيه نمي كند ولي تاكيد خود را بر گناه حام ميگذارد
ج 2- پس شما معتقديد كه هر دو گناهكار بودند ولي فقط يكي عقاب ميشود آنهم نه خودش بلكه فرزندانش در اين باره بعدا مفصل سخن ميگويم
3-قسمتي از متن گفته هاي ايشان
اين روايت نشان از انحراف عميق جنسي و اخلاقي در عميقي در حام و اثير آن بر خانواده اش دارد
ج3-البته اين روايت هيچ نشاني از وجود انحراف در خانواده حام ندارد مي خواستم اگر موردي از اين نشان ايشان يافتند پيدا كنند و به ما هم نشان دهند
4-قسمتي عمده گفته هاي ايشان
توضيحي كه به نظر قانع كننده ميآيد آن است كه اين سخنان نوح تنها حامل لعنت نميباشند، بلكه از متن آسماني كاملا روشن است كه نوح به نوعي، دورنمايي از تاريخ بشر را ارائه ميدهد. به عبارت ديگر، اين سخنان نوح حاوي نبوت است.
بهواسطه آينده نگري و قدرت نبوت نوح، او انحرافات اخلاقي و نفساني حام را در پسر جوانترش كنعان و نسل او هرچه بيشتر مكشوف ديد بر اين اساس، لعنتي كه بر كنعان و نسل او قرار گرفت بخاطر زندگي و آداب و رسوم گناهآلودي بوده است كه نوح --بهشكل نبوت و از پيش-- در كنعان و كنعانيها ديده است. تاكيد نوح بر توبيخ و لعنت كنعان، بجاي پدرش حام، به همين دليل بوده است،
ج 4- نمي دانم اين سخنان آيا براي شما هم قانع كننده بود ؟؟؟
يعني معادله به اين گونه است
نوح گناه ميكند و ميگساري ميكند
حام برهنگي پدرش را مي بيند و گناه ميكند
نوح ميفهمد كه حام برهنگي او را ديده و سپس متوجه ميشود كه نسل كنعان (فرزند حام) افراد گنهكاري هستند
دست خود رابه سوي خدا دراز ميكند و پيشگويي ميكند كه كنعان ملعون باد!!!!!
من نمي دانم ايشان نفهميدند كه نوع خطاب نوح خطاب امري و است نه اخباري؟؟؟؟
يعني نوح دارد الان نفرين ميكند كه قوم كنعان ملعون باشند نه خبر مي دهد كه قوم كنعان ملعون هستند
و اگر نوح اين نفرين را نميكرد ايا باز هم كنعانيان ملعون بودند؟؟؟؟
يعني لعنت بعد از نفرين نوح بر كنعانيان واقع شد و نه اينكه از قبل اين لعنت واقع بوده؟؟؟؟
5- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
و همچنين نشان ميدهد كه ساير پسران حام و نسل آنها --كه چنانچه از متن گزارش برميآيد، كمتر از رفتار گناهآلود پدرشان تاثير پذيرفتهاند-- بهواسطه پليدي پدرشان زير لعنت قرار نميگيرند: «كنعان ملعون باد. برادران خود را بنده بندگان باشد
چ 5- البته اگر ما اصرار داشته باشيم به هر نحو كه شده راهي براي توجيه بيابيم توجيه خوبي است
ولي اين روش استدلال روش باطلي است كه ما بياييم بدون ارايه دليلي متقن و فقط با استناد به استدلالي كه خود بر روي اين متن بنا كرديم راهي براي توجيه آن بيابيم
وگرنه اين سوال به جاي خود باقيست كه كنعان بي چاره به خاطر گناه پدرش نه تنها بايد بنده عمو زادگانش باشد بلكه بايد بنده برادران خودش هم گردد
به چه دليل به دليل اينكه شانس نداشت و اسم او فقط بر زبان نوح جاري شد
و در وسط استدلالي كه هنوز اثباط نشده به خود آن استناد كردند روشي براي مغالطه است
6-قسمتي از متن گفته هاي ايشان
اين درسي ديگر را به ما ميآموزد كه پيروي از والدين هرگز بهانه موجهي نيست كه از اعمال گناهآلود آنها پيروي كنيم
ج 6- بلي براستي درس خوبي است
درسي كه به ما مي آموزد هيچ گاه نبايد پدران يا اجداد گناهكاري داشته باشيم و گرنه بايد بچه هاي بيگناهمان كه هنوز معصومانه از پستان مادرشان شير مينوشند نيز به دستور عادلانه خداوندمان در جلوي چشممان سر بريده شود زيرا آنها در آينده حتما از گناه ما تبعيت خواهند كرد و لذا اكنون بايد كشته شوند
و چه درسي از اين بهتر !!!!!!!
7-قسمتي از متن گفته هاي ايشان
ايشان وقتي به توجيه شرابخواري نوح مي رسد ميگويد
نوح معصومانه از حرمت شرابخواري مطلع نبوده
ولي وقتي به گناه حام مي رسد ميگويد
-با آنكه بشر در زمان نوح --از جانب خداوند-- هنوز حكمي مبني بر پوشيدگي و عفت اخلاقي دريافت نكرده است، اما باز هم موظف بوده است كه از نداي وجدان انساني خود پيروي كند
ج 7- ايا اين قضاوت به نظر شما عادلانه هست
پيامبري مسن و عاقل و با تجربه و متصل به وحي الاهي نبايد به نداي درونش مبني بر حرمت ميگساري گوش كند
ولي فرزند كم سن وسالي مثل حام بايد و حتما مي بايست به نداي درونش مبني بر حرمت نگاه كردن به برهنگي ديگران گوش كند
آنهم در زماني كه معمولا انسانها نيمه برهنه زندگي ميكردند؟؟؟
8- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
در كتابمقدس چنين ميخوانيم كه موسي بهاذن خداوند دستور قتلعام كنعانيها و اقوام مجاور آنها را ميدهد چراكه او، بر اساس وعده خداوند به ابراهيم ميدانست كه رابطه و تماس اسرائيليان با اينها زياد خواهد بود
ج 8- اين مثل آن مي ماند كه من به خاطر اينكه فرزندم با بچه هاي صاحب خانه ام تماس پيدا نكند بيايم و تمامي بچه هاي صاحب خانه ام را سر ببرم
تا نكند با فرزند من تماس بگيرند و اخلاق فرزندم خراب شود و حتي بچه هاي كوچك او را نيز بكشم نكند در آينده بر اثر تماس با بچه هاي من بچه هايم فاسد شوند
آنهم فرزنداني مثل بني اسراييلي كه سابقه درخشاني دارند با وجود پيامبر در ميانشان چندين بار شروع به بت پرستي كردند!!
9- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
مسلما، قوم كنعان و اقوام مجاور آنها --بر اساس اراده خداوند كه صاحب اختيار مطلق مخلوقات خود است، و اراده او منشاء عدالت است-- ميبايست به همان سرنوشتي دچار ميشدند كه اقوام سدوم و عموره به آن دچار شدند --تنها با اين تفاوت كه حكم خداوند بر آنان قرار بود بجاي اينكه توسط دو فرشته اجرا شود، بهواسطه قوم اسرائيل صورت پذيرفت. مسلما، همانطور كه نابودي اقوام سدوم و عموره را نميتوان ناعادلانه خواند، نابودي اين اقوام فاسد و غيرقابل اصلاح را نيز نميتوان از اين قاعده مستثنا ساخت
.
ج 9- مشكل كار در اينجاست كه ايشان بين عدالت تكويني و عدالت تشريعي نمي تواند فرق قايل شود
من از شما يك سوال مي پرسم اگر كسي بيايد و بگويد من از طرف خدا آمدم و مامورم كه يك قوم ايماندار(واقعي) را بكشم
ايا شما در صحت ادعاي او شك نميكنيد؟؟
چرا؟؟
زيرا وجدان ميكنيد كه اين فرمان نمي تواند از طرف خدا باشد؟؟
زيرا عين ظلم است! و خداوندي كه من ميشناسم نمي تواند ظلم كند؟؟ او خداي عادلي است.
زيرا خداوند هيچگاه نمي تواند دستور به كشتن يك قوم ايماندار (واقعي )بكند؟؟
ولي همين خدايي كه شما اين دستور را از او محال مي دانيد خودش عزراييل را مي فرستد و تك تك آنها را قبض روح ميكند؟؟
چگونه شما در مورد اول ارسال اين دستور را محال مي دانيد و در دومي محال نمي دانيد
فرق در اين است كه عالم تشريع با عالم تكوين تفاوت دارد
شما اگراينجا در صحت ادعاي اين شخص شك ميكنيد
حال اگر شخصي به شما بگويد من از طرف خداوند ماموريت دارم تا بيايم و تمامي بچه هاي بيگناه را سر ببرم؟؟
ايا شما در صحت ادعاي اين شخص شك نميكنيد؟؟
ايا باور ميكنيد اين دستور از جانب خداوند صادر شود؟؟
ولي براحتي در كتاب مقدس مي خوانيم كه خداوند به موسي(ع) دستور مي دهد تا تمامي يك قوم را حتي بچه هاي آنان را سر ببرد
10- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
اما متاسفانه، در متون آسماني ميخوانيم كه اسرائيليان از حكم خداوند سرپيچي كرده و كنعانيها را بكل نابود نميكنند و حتي بعدها با آنها رابطه زناشويي نيز برقرار ميكنند
ج 10- خيلي براي من جالب است كه ايشان در آخر سر تاسف ميخوردند كه چرا بني اسراييل در مواردي(بنا به ادعاي ايشان) از اجراي اين حكم سر پيچي ميكنند و معدودي از كنعانيان را باقي ميگذارند
11- ايشان در قسمتي از سخنانشان در هجو حجاب و باور هاي ديني مسلمانان ميگويند كه
يا روسري يا توسري»
پوشيدن لباسهاي ملالآور، و با ظاهر عصر حجري
ج 11-گويا اهانت به باور هاي ديگران و آيين و مرام ديگر انسانهايي كه با ما همعقيده نيستند براي ما يك فرمول زندگي شده در اين باره فقط مي توانم بگويم متاسفم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
12- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
كلا كشتن و كشتار را در حالت كلي نميتوان محكوم كرد. مثلا، وقتي وسط جنگ و در جبهه، تعدادي از سربازان دشمن بهدام ميافتند، بايد آنها را كشت، چراكه در آن اوضاع و احوال، چهبسا نگهداري و حفاظت از نيروهاي خودي هم غيرممكن باشد، چه برسد به سربازان اسير دشمن كه هرآن بهدنبال فرصت ميگردند تا فرار كنند يا ضربهاي به ما بزنند. (اگر غير از اين كنيم خيانت كردهايم، و دادگاه نظامي موظف است كه به آن رسيدگي كند
ج 12- در اين مورد بايد بگويم حق با ايشان است شايد در يك مورد شرايط اقتضا كند تا ما بيايم و يك سرباز اسيري را كه چموشي ميكند و مي خواهد در عين اسيري به ما ضربه بزند يا فرار كند را بكشيم
ولي ديگر كشتار كودكان به چه منظور براي جلوگيري از فرار آنها؟؟؟؟؟؟
كشتار زنهايي كه الان اسير شدند و در بندند به چه منظور؟؟؟؟
سر بريدن كودك شير خواره اي كه هيچ راهي براي گريز ندارد هم براي همين منظور؟؟
بايد بسيار چشمهايمان را بسته باشيم باشيم تا بتوانيم اينگونه قضاوت كنيم!!
13- قسمتي از متن گفته هاي ايشان
هرچند كه باز تاكيد بر اين نكته خالي از لطف نيست كه اين احكام خطاب به يهوديان (مومنان!!!) نيست، بلكه فرمان خداوند است تنها خطاب به موسي، و آن هم تنها محدود به وقايعي كه به آن مربوطند
.
ج 13- اگر نظر شما اين است كه اين يك دستور براي يك واقعه خاصي است آنهم فقط مخاطب موسي(ع) است
پس نسل كشي هايي كه در زمان يوشع(ع) صورت پذيرفت با چه توجيهي بوده
به يوشع 21:9 نگاه كنيد
ميگويد
و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و پير و جوان و حتي گاو و گوسفند و الاغ را سر بريدند
يعني چنان رحم در دلهاي ايشان رخت بر بسته بود كه حتي به گاو و گوسفند هم رحم نكردند
و اين ديگر به چه توجيهي مي تواند باشد ؟؟ خدا داند ؟؟؟
و اگر مايل باشيد مي توانم چندين مورد ديگر از اين نسل كشيها به شما معرفي كنم
14- سخن آخر
در پايان اگر دقت كرده باشيد ايشان براي هر چيزي توجيهي آوردند مگر اصل اشكال
اينكه چرا پسران بايد فداي گناه پدران ميشوند
اينكه چرا كودكان بيگناه وحشيانه سر بريده شوند
اينكه بر فرض و با تمام اما و اگر ها پذيرفتيم كه قوم كنعان شايسته و لايق اين چنين كشتاري بودند و اصلا بايد كشته ميشدند و فرزندانشان را جلوي چشمشان سر ميبريدن زيرا جدشان حام به برهنگي پدرش نگريسته بود
ديگر گناه اقوام مجاور ايشان چه بود
اقوام حتيها .اموريها فريزيها و.....
گناه ايشان چه بود
ادامه پرسش و پاسخ را از بخش نظرات خوانید
من فکر می کنم به دنبال آن می کوشم و سپس می یابم و در آخر یافته هایم را با دوستانم تقسیم می کنم و از یافته های دوستانم هم بهره می برم.