ـــــــــــــــــــــــــــــــ ▪ ـــــــــــــــــــــــــــــــ

درس شانزدهم:
بررسی محتوایی کتاب مقدس
(تناقضها)

ـــــــــــــــــــــــــــــــ ▪ ـــــــــــــــــــــــــــــــ

 محمد کاشانی ، مسیحیت شناسی تحلیلی

در این درس از فراگیر انتظار می‌رود از این موضوعها شناخت کافی به دست آورد:

1. قواعد شناخت تناقض؛

2. تناقضهای کتاب مقدس؛

3. پاسخهای مدافعان مسیحی در باره تناقضها.

 

کلیسا در طول دوران مسیحیت، از زمان آبا تا قرون وسطی، کتاب مقدس را وحی الهی و خطاناپذیر فرض کرده بود. از همین رو، بررسی دقیق و مفصل در باره صحت سنجی این ادعا صورت نگرفته بود. با بررسی‌های موشکافانه‌ای که برخی منتقدان در باره کتاب مقدس انجام دادند و برخی تناقضهای متنی در کتاب مقدس یافتند، ادعای الهامی بودن این کتاب زیر سؤال رفته است. در این بخش تناقضهای متنی کتاب مقدس را بررسی می‌کنیم.

تناقض چیست؟

بنا بر آنچه دانشمندان منطق تعریف کرده‌اند، هر گاه دو گزاره به گونه‌اي با هم مخالف باشند که منجر شود يکي از آن دو، درست و ديگري، نادرست باشد، به این دو قضیه، متناقض می‌گویند. دانشمندان علم منطق معتقدند بین دو قضیه، زمانی تناقض رخ می‌دهد که از هشت جهت با هم وحدت داشته باشند. یکی از شاعران این هشت جهت را در یک رباعی به نظم در آورده است:

در تناقض، هشت وحدت شرط دان

 

وحدت موضوع و محمول و مکان

وحدت شرط و اضافه، جزء و کل

 

قوه و فعل است، در آخر، زمان

برخی اوقات با دو قضیه متناقض روبه‌روییم، ولی واقعا این دو قضیه با هم متناقض نیستند و این تناقض کاملا ظاهری است. برای نمونه، عبارت «هارون بالای کوه نماز خواند» و گزاره «هارون روی زمین نماز نخواند» متناقض نیست یا دو گزاره «شائول بالقوه پادشاه است» و «شائول بالفعل پادشاه نیست»، هر دو درستند؛ زیرا در یکی از امور یادشده با یکدیگر وحدت ندارند و متناقض نیستند، گر چه در ظاهر، متناقض به نظر برسند. بنا بر این، وقتی بین دو قضیه تناقض رخ می‌دهد که در صورت تصدیق یکی، تکذیب دیگری ضروری شود.

تناقضهای کتاب مقدس

برای هر متنی، معنایی غایی وجود دارد که برای دست‌یابی به آن باید صاحب متن را عاقل بدانیم و باور کنیم صاحب متن قصد شوخی یا القای مفهومی نامتعارف از متنش نداشته است و همچنین بر خلاف قواعد زبانی سخن نگفته و اگر معنای خلاف ظاهر اراده کرده است، برای استحصال آن قرینه‌ای به کار برده است. با توجه به این اصل، می‌خواهیم بدانیم آیا در کتاب مقدس تناقضی یافت می‌شود یا خیر؟

برخی منتقدان کتاب مقدس، مدعی وقوع تناقضهای زیادی  در کتاب مقدس شده‌اند و آمارهای متفاوتی در این زمینه ارائه می‌کنند. با بررسی عمیق‌تر متوجه می‌شویم که برخی از این ادعاها صرفا دشواری فهم است و وحدتهای هشت‌گانه تناقض را ندارند. مدافعان مسیحی ضمن اینکه به وجود بسیاری از این تناقضها اذعان داشتند، برای برخی از آنها راه حلهایی ارائه کرده‌اند که قابل بررسی است.[1] اکنون برخی از این تناقضها را بررسی می‌کنیم.

داوود چند ارابه به غنیمت گرفت؟ (700 ارابه یا 7000 ارابه)

هنگامی که ناحاش، پادشاه عمونیان مُرد، پسرش، حانون بر تخت پدر نشست. چون بین داوود و ناحاش دوستی دیرینه‌ای برقرار بود، داوود، فرستادگانی فرستاد تا به پسرش تسلیت بگویند، ولی حانون چون تصور کرد این فرستادگان، جاسوس داوود هستند، نصف ریش و لباسشان را برید و نزد داوود برگرداند و با این کار، آتش جنگی جدید را شعله‌ور ساخت. وی برای پیش‌دستی، جمعی از سربازان سوری را اجیر کرد تا از یک طرف و خودش از طرف دیگر بر بنی اسرائیل حمله کند، اما سوری‌ها شکست خوردند. داوود تعدادی ارابه‌سوار و چهل هزار اسب‌سوار سوری را کشت. این داستان در دو بخش از کتاب مقدس ذکر شده و در تعداد ارابه‌سواران کشته شده تفاوتی وجود دارد:

1. داوود و سربازانش هفتصد ارابه‌سوار و چهل هزار اسب‌سوار سوري را کشتند.(دوم سموئیل، 10: 18)

2. و داوود، مردان‌ هفت‌ هزار ارابه‌ و چهل‌ هزار پياده‌ از اَراميان‌ را كشت. (اول تواریخ، 19: 18)

در هر دو نقل، سخن از کشتار  تعدادی ارابه‌سوار است که در هر دو کتاب با واژه רֶכֶב  = re ـ ḵeḇ  شناخته می‌شوند، اما آمار ارائه شده کاملا متفاوت است. مدافعان ایمان مسیحی این اشتباه را ناشی از اشتباه نسخه‌برداران می‌دانند، ولی واژه هفتصد (שְׁבַע מֵאוֹת= šə ـ ḇa‘mê ـ ’ō ـ wṯ) با هفت هزار (שִׁבְעַת אֲלָפִים = šiḇ ـ ‘aṯ ’ă ـ lā ـ p̄îm) آن قدر تفاوت حروفی دارد که نخواهیم اشتباه را مانند افتادن یا افزوده شدن یک نقطه بدانیم. این تنها نسخه ماسوریتیک نیست که این اشتباه را  انجام داده است، بلکه نسخه‌های قدیمی‌تر مانند نسخه قمران نیز همین اشتباه را دارند. مطمئنا خداوند فراموش‌کار نیست، ولی نویسنده این کتاب دچار فراموشی شده است. پس  چگونه چنین کتابی را می‌توان به خدا نسبت داد؟

گنجایش حوض خانه‌ خدا چه قدر بود؟ (2000 یا 3000 بَت)

بنا بر نقل عهد عتیق،‌ هنگامي‌ كه‌ سلیمان تصمیم گرفت برای خدا معبدی بنا کند، خدا نقشة‌ آن‌ را با «دست‌خط‌ خودش‌« به‌ داوود داد (اول‌ تواريخ،‌ 28:  19) تا «بسيار عظيم‌ و نامي‌ و جليل‌ در تمامي‌ زمينها» شود. (اول‌ تواريخ‌، 22: 5) از همین رو، سلیمان به دنبال‌ يك‌ ريخته‌گر ماهر به‌ اسم‌ حورام‌ فرستاد و او را دعوت‌ كرد تا از صور به‌ اورشليم‌ بيايد و براي‌ او كار كند. حورام‌ دعوت‌ سليمان‌ را پذيرفت‌. (اول پادشاهان، 7: 13) حورام برای هیکل (معبد) سلیمان یک حوض‌ بزرگ‌ فلزی ساخت که این حوض بر دوش دوازده گاو برنزی گذاشته شده بود. (دوم تواریخ، 4: 14) در باره اینکه گنجایش حوض چه مقدار است، در کتاب مقدس دو نقل متفاوت وجود دارد:

1. و حجم‌ آن‌ يك‌ وجب‌ بود و لبش‌ مثل‌ لب‌ كاسه‌ مانند گُل‌ سوسن‌ ساخته‌ شده‌ بود كه‌ گنجايش‌ آن‌ دو هزار بَتْ مي‌داشت‌. (اول پادشاهان، 7: 26)

2. و حجم‌ آن‌ يك‌ وجب‌ بود و لبش‌ مثل‌ لب‌ كاسه‌ مانند گل‌ سوسن‌ ساخته‌ شده‌ بود كه‌ گنجايش‌ سه‌ هزار بَتّ به‌ پيمايش‌ داشت‌. (دوم تواریخ، 4: 5)

 

با توجه به اینکه هر بت (בַּ֖ת با آوای baṯ) در حدود 36/44 لیتر است،[2] حجم حوضی برنجینی  که سلیمان در معبد خود بنا کرد،  در کتاب اول  پادشاهان، دو هزار (אַלְפַּ֥יִם با آوای ’al ـ pa ـ yim) بَت (72.880 لیتر) و کتاب دوم تواریخ،  سه هزار (שְׁלֹ֥שֶׁת אֲלָפִ֖ים با آوای šə ـ lō ـ šeṯ ’ă ـ lā ـ p̄îm) بَت (109320 لیتر)  است.

مدافعان مسیحی برای حل این اختلاف اظهار داشته‌اند که این تناقض می‌تواند ناشی از خطا و اشتباه نسخه‌نویسان کتاب مقدس باشد.[3] این در حالی است که اگر سند مالی مخدوشی  وجود داشته باشد، از اعتبار ساقط می‌شود. چگونه سندی مخدوش که ادعای رونوشت از کتاب خدا را دارد همچنان اعتبار دارد؟

یهویاکین، چند ساله بود که به پادشاهی رسید؟ (8 یا 18ساله)

يهوياقيم‌ 25 ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد، اما پس از 11 سال سلطنت، از نبوکد نصر، پادشاه بابل شکست خورد و اسیر شد. وی در راه بابل مرد. پس‌ از او، پسرش‌، يهوياكين‌ پادشاه‌ شد. يهوياكين‌  سه‌ ماه‌ و ده‌ روز در اورشليم‌ سلطنت‌ كرد. در همین مدت کوتاه نیز گناهان زیادی مرتکب شد. نبوكد نصر پادشاه‌ نیز او را اسير كرد و‌ همراه‌ اشيای قيمتي‌ خانه‌ خداوند به‌ بابل‌ برد. وی مدت 37 سال در بابل زندانی بود. داستان زندگی یهویاکین در فصل 36  کتاب دوم تواریخ آمده و در فصل 24 کتاب دوم پادشاهان نیز تکرار شده است، اما در یک مسئله با هم تفاوت دارند:

1. و يَهُوياكين،‌ هجده‌ ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و سه‌ سال‌ در اورشليم‌ سلطنت‌ کرد و اسم‌ مادرش،‌ نَحُوشْطا دختر اَلْناتان‌ اورشليمي‌ بود. (دوم پادشاهان، 24: 8)

2. يهوياكين‌، هشت ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و سه‌ ماه‌ و ده‌ روز در اورشليم‌ سلطنت‌ كرد. او نيز نسبت‌ به‌ خداوند گناه‌ ورزيد. (دوم تواریخ، 36: 9)

یهویاکین بلافاصله بعد از اسارت یهویاقیم بر تخت شاهی تکیه زد و کل دوران پادشاهی‌اش، سه ماه و ده روز بیش‌تر به طول نیانجامید. کتاب دوم پادشاهان، سن او را هنگام نشستن به کرسی پادشاهی، هجده سال ( שְׁמֹנֶהעֶשְׂרֵה= šə ـ mō ـ neh‘eś ـ rêh)، ولی دوم تواریخ، هشت سال (שְׁמוֹנֶ֤ה= šə ـ mō ـ w ـ neh) می‌داند. مدافعان مسیحی معتقدند این خطا نیز از خطاهای تحریری است،[4] ولی به هر حال در نتیجه تفاوتی ایجاد نمیکند زیرا این کتابی که مدعی الهامی بودن  هستند، و لوبه خاطر نویسنده به صورت متناقض و مخدوش به دست ما رسیده است. پس چگونه این کلام مخدوش را باید منسوب به خداوند بدانیم؟  در ترجمه تفسیری کتاب مقدس برای رفع این تناقض، هر دو عدد را 18 ترجمه کرده‌اند.

اخزیا در چند سالگی به پادشاهی رسید؟ (22 یا 42 سالگی)

اخزیا پسر یهورام یکی از پادشاهان مملکت یهودا در جنوب اسرائیل است. او از نوادگان رحبعام پسر سلیمان بود که بعد از پدرش به سلطنت رسید، ولی بر خلاف پدر بزرگش، یهوشافاط که پادشاهی خداپرست و عادل بود، یهورام و اخزیا به پیروی از پادشاهان اسرائیل، بت‌پرستی را در مملکتشان رواج دادند. یهورام در 32 سالگی به پادشاهی رسید و هشت سال در اسرائیل سلطنت کرد. بعد از اینکه به مرض روده از دنیا رفت، نوبت به سلطنت تنها فرزند باقی‌مانده‌اش، اخزیا رسید. در باره اینکه اخزیا در چند سالگی به سلطنت رسید، ناسازگاری متنی در کتاب مقدس وجود دارد:

1. و اَخَزْيا 42 ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و يك‌ سال‌ در اورشليم‌ سلطنت‌ كرد و اسم‌ مادرش،‌ عَتَلْيا، دختر عُمْري‌ بود. (دوم تواریخ، 22: 2)

2. و اَخَزْيا چون‌ پادشاه‌ شد، 22 ساله‌ بود و يك‌ سال‌ در اورشليم‌ پادشاهي‌ كرد و اسم‌ مادرش،‌ عَتَلْيا، دختر عُمري‌ پادشاه‌ اسرائيل‌ بود. (دوم پادشاهان، 8: 26)

کتاب دوم پادشاهان می‌نویسد که او در 22 سالگی(עֶשְׂרִים וּשְׁתַּיִם שָׁנָה = ‘eś ـ rîm ū ـ šə ـ ta ـ yim šā ـ nāh) به پادشاهی رسید، اما کتاب دوم تواریخ نقل می‌کند اخزیا در 42 سالگی(אַרְבָּעִים וּשְׁתַּיִם שָׁנָה, = ’ar ـ bā ـ ‘îm ū ـ šə ـ ta ـ yim šā ـ nāh) به پادشاهی رسید. به طور طبیعی، هر دو با هم درست نیستند. در ضمن، اگر نقل 42 سال صحیح باشد، مشکل بزرگ‌تری به وجود می‌آورد به این صورت که چگونه یهورام در 40 سالگی فوت می‌کند و در همان موقع، پسری 42 ساله دارد که به سلطنت می‌رسد؟

یهوشافاط بتكده‌های روی تپه را خراب کرد یا خیر؟

یهوشافاط‌، پادشاه‌ يهودا بین سالهای  874  ـ  850 ق‌. م،‌ 25‌ سال سلطنت‌ كرد. (اول‌ پادشاهان‌، 22:41 ـ 50) وی بر خلاف بسیاری از پادشاهان بنی اسرائیل، پادشاهی خداپرست ‌ بود. در زمان حکومت وی روي تپه مجاور اورشليم، بتخانه‌هايي وجود داشت. کتاب دوم تواريخ مي‌نويسد كه يهوشافاط كارهاي بسياري انجام داد، از جمله اینکه بتهاي روي تپه را خراب كرد، ولي كتاب اول پادشاهان مي‌نويسد كه او خدمات بسياري انجام داد. در اینکه او بتکده‌های روی تپه‌ها را خراب کرد یا خیر، اختلاف وجود دارد:

1. پس خداوند موقعیت سلطنت یهوشافاط را تحکیم کرد ... یهوشافاط با دل و جان، خداوند را خدمت می‌کرد. او بتکده‌های روی تپه‌ها را خراب کرد و بتهای شرم‌آور اشیره را درهم شکست. (دوم تواریخ، 17:5)

2. یهوشافاط در 35 سالگی بر تخت نشست و 25 سال در اورشلیم سلطنت کرد... او هم مثل پدر خود، آسا مطابق میل خداوند عمل می‌کرد به جز در یک مورد و آن اینکه بتخانه‌های روی تپه‌ها را از بین نبرد. (اول پادشاهان، 22:42  ـ  43)

مشخص نیست آیا یهوشافاط بتکده‌های روی تپه‌ها را خراب کرد یا نکرد و در این تصمیمش، موفق بود یا نبود؟

محل مرگ هارون کجا بود؟ (روی کوه هورا یا در موسیره)

کاروان بنی اسرائیل از مصر به سمت سرزمین کنعان حرکت کرد و آنان 40 سال در صحرای سینا در بیابان زندگی کردند. مسیر حرکت و اتفاقات این چهل سال سرگردانی به تفصیل در تورات ذکر شده است. در این دوره، هارون برادر حضرت موسی%  درگذشت. با این حال، دو نقل در باره این رویداد وجود دارد:

1. مرگ هارون روی کوه هُور

پس‌ تمامي‌ جماعت‌ بني ‌اسرائيل‌ از قادِش‌ كوچ‌ كردند و به‌ كوه‌ هُور رسيدند.  خداوند، موسي‌ و هارون‌ را در كوه‌ هُور نزد سرحد زمين‌ اَدُوم‌ خطاب‌ كرد و گفت‌:  هارون‌ به‌ قوم‌ خود خواهد پيوست‌ ... . پس‌ موسي‌ به‌ طوري‌ كه خداوند او را امر فرموده‌ بود، عمل‌ کرد. ايشان‌ در نظر تمامي‌ جماعت‌ به‌ فراز كوه‌ هور برآمدند. و موسي‌ لباس‌ هارون‌ را بيرون‌ كرد و به‌ پسرش،‌ العازار پوشاند. و هارون‌ در آنجا بر قلة‌ كوه‌ وفات‌ يافت‌ و موسي‌ و العازار از كوه‌ فرود آمدند. و چون‌ تمامي‌ جماعت‌ ديدند كه‌ هارون‌ مرد، جميع‌ خاندان‌ اسرائيل‌ براي‌ هارون‌ سي‌ روز ماتم‌ گرفتند. (اعداد، 20: 22 ـ 29)

2. مرگ هارون در مُوسیره

و بني ‌اسرائيل‌ از بيروتِ بني‌يَعقان‌ به‌ مسیروه (Moserah)كوچ‌ كردند. در آنجا هارون‌ مرد و در آنجا دفن‌ شد. پسرش،‌ العازار به جايش‌ به‌ كهانت‌ پرداخت‌. (تثنیه، 10: 6)

 

نقشه مسیر حرکت بنی اسرائیل از مصر به سمت کنعان . فاصله بین مسیروت و کوه هور با نشانگر مشخص شده است.

برای بررسی اینکه کوه هور و موسیره چه مقدار با هم فاصله مکانی دارند، کتاب اعداد، مسیر حرکت بنی اسرائیل از مصر تا فلسطین را این گونه شرح می‌دهد:

آنها در روز پانزدهم‌ از ماه‌ اول‌، يعني‌ يك‌ روز بعد از پِسَح‌ از شهر رَعمسيس‌ مصر خارج‌ شدند.... پس‌ از حركت‌ از رَعمسيس‌، قوم‌ اسرائيل‌ در سُکّوُت‌ اردو زدند و...   ازحَشمونَه‌ به‌ مُسیروت، از مسیروت ‌ به‌ بني‌ يَعقان‌، از بني‌ يعقان‌ به‌ حُورالجِدجاد،  از حُورالجِدجاد به‌ يطبات‌، از يطبات‌ به‌ عَبرُونَه‌، از عبرونه‌ به‌ عِصيون‌ جابر، از عصيون‌ جابر به‌ قادِش‌ (در بيابان‌ صين‌) از قادش‌ به‌ كوه‌ هُور (در مرز سرزمين‌ اَدُوم‌). ‌ (اعداد، 33: 3 ـ 37)

بر اساس این آیات، بین مُسیروت و کوه هُور، هفت منزل درک شده و ده‌ها کیلومتر  فاصله وجود دارد که در مهم‌ترین آنها، صحرای قادش است که بنی اسرائیل سالها در این صحرا زندگی کردند. (تثنیه، 1: 46) علاوه بر فاصله مکانی بین موسیره و کوه هور، از نظر زمانی هم بین سکونت بنی اسرائیل در این دو منطقه فاصله زیادی وجود دارد. دانشنامه جودئیکا نیز فاصله این دو مکان را هفت مرحله می‌داند.[5]

بعد از تولد عیسی%، خانواده‌اش به مصر رفتند یا اورشلیم؟

داستان زندگی عیسی%  مطابق آنچه انجیل نقل می‌کند، چنین است: عیسی مسیح%  در بیت لحم یهودیه متولد شد. در این هنگام، چوپانان صحرا توسط فرشته خدا متوجه تولد عیسی%  در طویله‌ای در آن نزدیکی ‌شدند و به سراغش رفتند و وی را ستایش کردند. در همین ایام، سه ستاره‌شناس مجوسی از شرق به اورشلیم آمدند تا هدایایی تقدیم وی کنند. با این حال، دو روایت در این زمینه وجود دارد:

1. روایت انجیل متی: عیسی%  بعد از تولد به مصر رفت

و چون‌ در خواب‌ وحي‌ بديشان‌ (مجوسان) در رسيد كه‌ به‌ نزد هيروديس‌ بازگشت‌ نكنند، پس‌ از راه‌ ديگر به‌ وطن‌ خويش‌ مراجعت‌ كردند. و چون‌ ايشان‌ روانه‌ شدند، ناگاه‌ فرشته‌ خداوند در خواب‌ بر‌ يوسف‌ ظاهر شد و گفت‌: «برخيز و طفل‌ و مادرش‌ را بردار و‌ به‌ مصر فرار كن‌ و در آنجا باش‌ تا به‌ تو خبر دهم؛، زيرا هيروديس‌ طفل‌ را جست‌وجو خواهد كرد تا او را هلاك‌ کند».  پس‌ شبانگاه‌ برخاست، طفل‌ و مادر او را برداشت و به سوي‌ مصر روانه‌ شد  و تا وفات‌ هيروديس‌ در آنجا بماند...، امّا چون‌ هيروديس‌ وفات‌ يافت‌، ناگاه‌ فرشته‌ خداوند در مصر بر‌ يوسف‌ در خواب‌ ظاهر شد و گفت‌:  برخيز و طفل‌ و مادرش‌ را بردار‌ و به‌ زمين‌ اسرائيل‌ روانه‌ شو؛ زيرا آناني‌ كه‌ قصد جان‌ طفل‌ داشتند، فوت‌ شدند. پس‌ برخاست و طفل‌ و مادر او را برداشت‌...  و آمد‌ و در بَلْده‌اي‌ مسمّي‌' به‌ ناصره‌ ساكن‌ شد. (متی،2: 1 ـ 23)

بعد از ملاقات ستاره‌شناسان مجوسی با عیسی مسیح%  در بیت لحم، فرشته خدا از یوسف خواست همان شب، کودک را بردارد و به مصر بروند. آنان نیز شب‌هنگام به سوي‌ مصر روانه‌ شدند (متی، 2: 14 ـ 15) و تا چند سال بعد یعنی سال وفات هیرودیس در مصر ماندند. (متی، 2: 19)

2. روایت انجیل مرقس: عیسی%  بعد از تولد به اورشلیم و سپس ناصره رفت

و چون‌ روز هشتم‌، وقت‌ ختنه‌ طفل‌ رسيد، او را عيسي‌ نام‌ نهادند... و چون‌ ايّام‌ تطهير ايشان‌ برحسب‌ شريعت‌ موسي‌ رسيد، او را به‌ اورشليم‌ بردند تا به‌ خداوند بگذرانند. ...  و تا قرباني‌ گذرانند، چنان‌كه‌ در شريعت‌ خداوند مقرّر است‌، يعني‌ جفت‌ فاخته‌اي‌ يا دو جوجه‌ كبوتر.  و اينك‌ شخصي‌ شمعون‌‌نام‌ در اورشليم‌ بود كه‌ مرد صالح‌ و متقّي‌ و منتظر تسلّي‌ اسرائيل‌ بود و روح‌ القدس‌ بر وي‌ بود.  و از روح‌ القدس‌ بدو وحي‌ رسيده‌ بود كه‌ تا مسيح‌ خداوند را نبيني،‌ موت‌ را نخواهي‌ ديد...  و چون‌ تمامي‌ رسوم‌ شريعت‌ خداوند را به‌ پايان‌ برده‌ بودند، به‌ شهر خود، ناصره‌ جليل‌ مراجعت‌ كردند. و طفل‌ نمّو كرد‌، به‌ روح‌ قوّي‌ مي‌گشت‌ و از حكمت‌ پر شده‌ بود و فيض‌ خدا بر وي‌ مي‌بود. (لوقا،2: 21 ـ  40)

بنا بر نقل لوقا، عیسی%  را در روز هشتم ختنه کردند و چهل روز بعد به معبد اورشلیم بردند و در آنجا مراسم تطهیر را به جای آوردند و راهی ناصره در شمال فلسطین گشتند. طبیعی است که نمی‌شود آنها هم  به مصر گریخته باشند و هم در اورشلیم، مراسم تطهیر به جای آورده باشند.  علاوه بر این، در انجیل متی آمده است که مبدأ حرکت آنها به سمت مصر از بیت لحم و در شهری بود که مسیح متولد شد، نه ناصره یا هر شهر دیگر.

مسیح چند روز در قبر بود؟ (سه شب و سه روز یا دو شب و یک روز)

در اناجیل، عیسی مسیح%  در باره مرگ خود چنین پیش‌گویی می‌کند:

همان طور كه  يونس  سه  روز و سه شب در شكم  آن  ماهي بزرگ ماند، من نيز سه روز و سه شب در دل  زمين  خواهم  ماند.  (متی، 12: 40)

بنا بر این عیسی%  باید سه روز و سه شب (τρεῖς ἡμέρας καὶ τρεῖς νύκτας) در قبر باشد، ولی وقتی اناجیل، داستان به صلیب کشیده شدن مسیح را نقل می‌کنند، چنین گزارش می‌دهند که مسیح  در ساعت نهم روز قبل از سبت (شنبه) جان داد. (مرقس، 12:  42)  در غروب آن روز، وی را دفن کردند و صبح زود یک‌شنبه وقتی هنوز هوا تاریک بود، مریم مجدلیه بر سر قبر آمد و قبر را خالی یافت. (یوحنّا، 20:1) در نتیجه، کل مدت اقامت مسیح در قبر، دو شب کامل و یک روز کامل بود، در حالی که طبق پیش‌گویی خود عیسی مسیح%  باید سه شب و سه روز کامل در قبر بماند. حتی اگر بگوییم احتمالا عیسی دقایقی از صبح یک‌شنبه را نیز داخل قبر بوده است  و همان یک روز کامل به حساب می‌آید، باز دو روز و دو شب خواهد بود. با اینکه عیسی%  در شب یک‌شنبه هنوز هوا تاریک بود، از قبر برخاسته بود (یوحنّا، 20:1)  و هیچ بخشی از روز یک‌شنبه را در داخل قبر نبود، ولی باز اگر بخواهیم مسامحه کنیم و روز یک‌شنبه را هم شمارش کنیم، باز عیسی%، سه روز و دو شب در قبر بوده است، نه سه روز و سه شب. برخی از مترجمین عبارت سه روز و سه شب را به سه شبانه روز ترجمه میکنند. ولی این مساله باز مشکلی را در رفع این تناقض حل نمیکند.

زمین مقبره یوسف را ابراهیم خریده بود یا یعقوب؟

عهد جدید ارجاعهای زیادی به عهد عتیق دارد و می‌خواهد ادعاهای خود را به عهد عتیق مستند کند. یکی از این موارد، داستان قبر یوسف است. وقتی بنی اسرائیل از مصر به طرف سرزمین موعود حرکت کردند، استخوانهای یوسف را نیز از مقبره‌اش در مصر برداشتند و با خود به سرزمین موعود بردند و در آنجا در قبرستانی در شکیم دفن کردند. این قبرستان قبلا از بنی حمور خریداری شده بود، اما در اینکه چه کسی این قبرستان را خریده است، اختلاف نظر وجود دارد:

1. در اعمال رسولان به آمده است:

و ايشان‌ را به‌ شكيم‌ بردند و در مقبره‌اي‌ كه‌ ابراهيم‌ از بني ‌حمور، پدر شكيم‌ به‌ مبلغي‌ خريده‌ بود، دفن‌ كردند. (اعمال رسولان، 7: 16)

مرجع این سخن، داستانی است که در سفر یوشع آمده است.

2. در سفر یوشع تأکید شده است که زمین را نه ابراهیم، بلکه یعقوب از بنی حمور خریده بود:

و استخوانهاي‌ يوسف‌ را كه‌ بني ‌اسرائيل‌ از مصر آورده‌ بودنـد در شكيم‌، در حصة‌ زميني‌ كه‌ يعقوب‌ از بني‌حمور، پدر شكيم‌ به‌ صد قسيطه‌ خريده‌ بود، دفن‌ كردند و آن‌ ملك‌ بني ‌يوسف‌ شد. (یوشع، 24: 32)

در حقیقت، عهد جدید، مطلبی را از منبعی در عهد عتیق  نقل می‌کند، ولی در منبع اصلی، آن مطلب به گونه دیگری بیان شده است و با نقل قول عهد جدید تنافی دارد.



[1]. پس از آنکه برخی از منتقدان فهرست 101 تناقض  در کتاب مقدس را منتشر کردند، چهار پژوهشگر کتاب مقدس به نامهای Jay Smith, Alex Chowdhry, Toby Jepson, James Schaeffer پاسخ به این تناقضها را در اینترنت منتشر ساختند که در این درس، پاسخهای این پژوهشگران در نظر گرفته شده است. 

[2]. Hirsch .Emil G., WEIGHTS AND MEASURES.- Retrieve from  http://www.jewishencyclopedia.com on 2015-10-08.

[3]. Smith,Jay.  Chowdhry,Alex.  Jepson,Toby.  Schaeffer,James." The charge of 101 contradictions" Retrieve from http://www.bible.ca  on 2015-10-12.

[4]. Smith,Jay.  Chowdhry,Alex.  Jepson,Toby.  Schaeffer,James." The charge of 101 contradictions" Retrieve from http://www.bible.ca  on 2015-10-12.

[5]. McCurdy, J. Frederic (1906). Singer, Isidore, ed. Aaron. The Jewish Encyclopedia: Retrieve from http://jewishencyclopedia.com On 2015-10-12.