درس چهاردهم: گناه و مجازات در کتاب مقدس
ـــــــــــــــــــــــــــــــ ▪ ـــــــــــــــــــــــــــــــ
درس چهاردهم:
بررسی محتوایی کتاب مقدس
(گناه و مجازات)
ـــــــــــــــــــــــــــــــ ▪ ـــــــــــــــــــــــــــــــ
محمد کاشانی ، اقتباس از کتاب مسیحیت شناسی تحلیلی
در این درس از فراگیر انتظار میرود از این موضوعها شناخت کافی به دست آورد:
1. گناهان در عهد جدید؛
2. احکام جزایی عهد عتیق؛
3. جرایم از جمله قطع عضو یا جرایم مالی کتاب مقدس؛
4. احکام بردهداری در کتاب مقدس.
در همه ادیان، برخی از رفتارها به عنوان گناه شناخته میشوند و ادیان، پیروانشان را از ارتکاب این رفتارها منع میکنند و برای برخی از این گناهان نیز جریمههایی تعیین میشود. در این درس، برخی از گناهان و احکام کتاب مقدس را بررسی میکنیم.
ممنوعیتهای رفتاری در عهد جدید
گناه در کتاب مقدس، تجاوز از قانون خدا (یوحنّا، 3: 4) و طغیان علیه خدا (تثنیه، 9: 7؛ یوشع، 1: 18) تعریف شده است. در عهد عتیق، فهرست مشخصی از گناهان ارائه شده است و از 613 حکم مشخص تورات، 365 حکم به نواهی و محرمات مربوط هستند.[1] کتاب مقدس میگوید: «هرچه از ایمان نیست، گناه است». (رومیان، 14: 23) در کتاب مقدس، مواردی به عنوان مصداق گناه مشخص شده است که عبارتند از:
1. تکبر: مسیحیان، تکبر را اولین گناه میدانند و از آن به شدت نهی میکنند. در امثال سلیمان آمده است: «شش چیز است که خداوند از آنها نفرت دارد. اولین آنها تکبر است». (امثال سلیمان، 6: 16 ـ 19) پولس یکی از خصوصیات انسانهای شریر را گستاخی، تکبر و خودستایی عنوان میکند. (رومیان، 1: 28 ـ 31)
2. تهمت، حسد و دورویی: یکی دیگر از محرّمات عهد جدید، تهمت، حسد و دورویی است. پولس این سه عمل را جزو اعمال نفس میشمارد و میگوید:
اعمال نفس روشن است: ... رشک، ... نفاق، دستهبندی، حسد و مانند اینها. چنانکه پیشتر به شما هشدار دادم، باز میگویم که کنندگان چنین کارهایی، پادشاهی خدا را به میراث نخواهند برد. (غلاطیان، 5: 19 ـ 21)
3. طمع، دروغگویی و دزدی: از طمع، دروغگویی و دزدی نیز به عنوان سه عمل نفرتانگیز یاد میشود. پولس به قرنتیان یادآور میشود که «دزدان، طمعورزان، میگساران، ناسزاگویان و شیّادان، وارث پادشاهی خدا نخواهند شد.» (اول قرنتیان، 6: 9 ـ 10) «عیسی مسیح% به جوانی که از او پرسید: چگونه وارث حیات جاودانی شود؟ فرمود: احکام را میدانی: زنا مکن، قتل مکن، دزدی نکن، شهادت دروغ مده و پدر و مادر خود را محترم دار». (لوقا، 18: 18 ـ 25)
4. بتپرستی و جادوگری: بتپرستی و جادوگری نیز از گناهان بزرگ محسوب میشود که مرتکبان آن، وارث پادشاهی خداوند نمیشوند. در نامه به غلاطیان آمده است: « بتپرستی و جادوگری، ...و مانند اینها. کنندگان چنین کارهایی، پادشاهی خدا را به میراث نخواهند برد». (غلاطیان، 5: 19 ـ 21)
5. نزاع و خشم: یکی از دستورهایی که در عهد جدید به آن دستور داده شده، حرمت نزاع و خشم است. عیسی مسیح% میفرماید: «شنیدهاید که به پیشینیان گفته شده است: «قتل مکن و هرکه قتل کند، سزاوار محاکمه خواهد بود»، امّا من به شما میگویم: هر کس بر برادر خود خشم بگیرد، سزاوار محاکمه است و هر کس به برادر خود، راقا گوید، سزاوار محاکمه در حضور شوراست و هر کس به برادر خود، احمق گوید، سزاوار آتش جهنم بُوَد». (متی، 5: 21 ـ 22)
6. مقاومت در برابر شریر: عیسی مسیح% از ایمانداران میخواهد در برابر شرور مقاومت نکنند و تسلیم او شوند و حتی به نوعی زیاده از باجخواهی و زورگویی او به وی بدهند. عیسی% در موعظه بر فراز کوه میفرماید: «نیز شنیدهاید که گفته شده است: «چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان»، امّا من به شما میگویم در برابر شخص شرور نایستید. اگر کسی به گونۀ راست تو سیلی زند، گونۀ دیگر را نیز به سوی او بگردان. و هرگاه کسی بخواهد تو را به محکمه بکشاند و قبایت را از تو بگیرد، عبایت را نیز به او واگذار. اگر کسی مجبورت کند یک میل با او بروی، دو میل همراهش برو. اگر کسی از تو چیزی بخواهد، به او بده و از کسی که از تو قرض بخواهد، روی مگردان. (متی، 5: 38 ـ 41)
7. شراب: در عهد جدید، شراب، مذموم شناخته شده است. پولس از مستی و عیاشی به عنوان دو عملی یاد میکند که از نفس سرچشمه میگیرند و مستان و عیاشان، وارث ملکوت خدا نمیشوند. (غلاطیان، 5: 19 ـ 21؛ اول قرنتیان، 6: 9 ـ 10) وی به رومیان میگوید: «گوشت نخوردن و شراب ننوشیدن وکاری نکردن که باعث ایذا یا لغزش یا ضعف برادرت باشد، نیکوست». (رومیان، 14: 21) پولس، مسیحیان شهر قرنتس را مذمت میکند که فساد در میانشان آن قدر زیاد شده است که حتی در میان بتپرستان این قدر فساد وجود ندارد. از همین رو، این مسیحیان را از معاشرت با میگساران برحذر میدارد و دستور میدهد که حتی با آنها همغذا نشوند. (اول قرنتيان، 5: 11) یکی از خصوصیات نیکوی حضرت یحیی این بود که هرگز لب به شراب نیالود و از همین رو، اناجیل، وی را ستودهاند. (لوقا، 1: 14 ـ 16)
8. زنا: یکی از بزرگترین گناهان در عهد جدید، فحشا و زنا کاری است. پولس میگوید: «مرتكب گناهان جنسي نشويم، چنانكه بعضي از آنها مرتكب شدند و در عرض يک روز، بيست و سه هزار نفر از آنها مردند». (اول قرنتيان،10: 8) همين طور شهرهاي سدوم و عموره و شهرهاي مجاور آنها كه خود را به زناكاري و انحرافات جنسي تسليم كردند، اكنون به عنوان عبرت در آتش جاوداني مجازات ميشوند. (يهودا، 1: 7) در انجیل متی نیز آمده است: «زیرا از دل است که افکار پلید، قتل، زنا، بیعفتی، دزدی، شهادتِ دروغ و تهمت سرچشمه میگیرد.۲۰ اینهاست که شخص را نجس میسازد». (متی، 15: 19 ـ 20)
9. همجنسبازی: در عهد جدید، همسان با عهد عتیق، (پیدایش، 19: 1 ـ 29) ازدواج یا هر نوع همآغوشی با همجنس ممنوع اعلام شده است. در نامه به رومیان در باره حرمت همجنسبازی آمده است: «به همان طريق، مردان روابط جنسي طبيعي را با زنها ترک کردند و در آتش شهوت براي همجنسان خود سوختند. مردان مرتكب کارهاي زشت و ننگين با مردان ديگر شدند و در وجود خودشان، مجازاتي را دیدند كه در خور چنين خلافكاري است». (روميان، 1: 27) پولس معتقد است همجنسبازان ـ چه فاعل و چه مفعول ـ وارث پادشاهی خدا نخواهند شد. (اول قرنتیان، 6: 9 ـ 10)
10. بیاحترامی به والدین: در عهد جدید نیز یکی از نشانههای شریران، نافرمانی والدین است. (رومیان، 1: 28 ـ 31)
11. تعلیم زنان: عهد جدید به زنان اجازه نمیدهد که معلم شوند و دیگران را تعلیم دهند. پولس در باره تعلیم زنان میگوید:
زنها باید در سکوت و کمال فروتنی تعلیم بگیرند. من به زنی اجازه نمیدهم که تعلیم دهد یا بر مردان حکومت کند. زنها باید ساکت باشند؛ زیرا اول، آدم آفریده شد و بعد، حوا. و آدم نبود که فریب خورد، بلکه زن فریب خورد و قانون الهی را شکست. (اول تیموتائوس، 2: 11 ـ 14)
وی همچنین بیان میکند:
و زنان شما در کلیساها خاموش باشند؛ زیرا ایشان را حرف زدن جایز نیست، بلکه اطاعت کردن، چنانکه در تورات نیز میگوید، اما اگر میخواهند چیزی بیاموزند، در خانه از شوهران خود بپرسند؛ چون زنان را در کلیسا، حرف زدن قبیح است. (اول قرنتیان، 14: 34 ـ 35)
به دلیل این فرمانهای کتاب مقدس، کلیسا به زنان اجازه کشیش شدن را نمیداد. در سال 494، پاپ ژولیوس یکم در نامهای اجرای مراسم عشای ربانی توسط مردان را محکوم کرد و این کار را منحصرا مردانه دانست.[2]
12. بیحجابی: عهد جدید دستور داده است زنان سر خود را بپوشانند. پولس به قرنتیان مینویسد:
امّا هر زني كه سر برهنه، دعا يا نبوّت كند، سر خود را رسوا ميسازد؛ زيرا چنان است كه تراشيده شود. اگر زن نميپوشد، موي را نيز بِبُرَدْ و اگر زن را موي بريدن يا تراشيدن قبيح است، بايد بپوشد. (اول قرنتیان، 11: 4 ـ 10)
13. نگاه به نامحرم: عیسی مسیح% نه تنها زنا را منع کرده، بلکه حتی نگاه به نامحرم را هم گناه نابخشودنی اعلام میکند:
شنیدهاید که گفته شده است: «زنا مکن»، امّا من به شما میگویم: هر که با شهوت به زنی بنگرد، هماندم در دل خود با او زنا کرده است. پس اگر چشم راستت، تو را میلغزاند، آن را به در آر و دور افکن؛ زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود گردد تا آنکه تمام بدنت به دوزخ افکنده شود. (متی، 5: 27 ـ 30)
14. ازدواج با محارم: در مسیحیت، ازدواج با محارم نیز ممنوع اعلام شده است. پولس که شنیده بود یکی از مسیحیان شهر قرنتس با زن پدر خود ازدواج کرده است، به ایشان مینویسد:
در حقيقت، گفته شده است كه در ميان شما، يک نوع رابطه جنسي نامشروع وجود دارد و اين عمل آن قدر زشت است كه حتّي در ميان كافران هم پيدا نميشود؛ زيرا ميشنوم كه شخصي با زن پدر خود ميخوابد. (اول قرنتيان، 5: 1)
کلیسای کاتولیک، ازدواج بین فامیل درجه یک و درجه دو را ممنوع اعلام کرده است.[3]
15. شکستن سوگند: یکی از احکام عهد عتیق این بود که شکستن سوگند حرام است. عیسی مسیح% نه تنها بر این حکم تأکید میکند، بلکه به مسیحیان توصیه میکند حتی سوگند یاد نکنند:
و باز شنیدهاید که به پیشینیان گفته شده است: «سوگند خود را مشکن، بلکه به سوگندهای خود به خدا وفا کن»، امّا من به شما میگویم: هرگز سوگند مخورید... پس «بلهِ» شما همان «بله» باشد و «نهِ» شما «نه»؛ زیرا افزون بر این، شیطانی است. (متی، 5: 33 ـ 37)
16. خوردن قربانی بتها و حیوانات خفه شده: در عهد جدید، ممنوعیتهای خوراکی عهد عتیق برداشته شد و گفته شد که نه آنچه به دهان آدمی داخل میشود، او را نجس میسازد، بلکه آنچه از دهان او بیرون میآید، آن است که آدمی را نجس میسازد. (متی، 15: 11) با وجود این، خوردن چند قلم از انواع خوراکیها ممنوع اعلام شده است. در شورای رسولان، همگی با هم اتفاق کردند که مسیحیان از خوردن قربانیهای بتها و خون و حیوانات خفه شده و زنا بپرهیزند. (اعمال رسولان، 15: 29)
مسیحیان به برخی از این ممنوعیتها پایبند هستند، اما برخی دیگر از آنها را رعایت نمیکنند.
جرائم خطر ناک در عهد عتیق
کتاب مقدس دو بخش دارد به نامهای عهد عتیق و عهد جدید. در عهد عتیق، ممنوعیتهای رفتاری منحصر به فردی وضع شده است. از منظر مسیحیان، عهد عتیق، وحی الهی است. کتاب تعالیم کلیسای کاتولیک بیان میکند:
عهد عتيق جزو لاينفك كتاب مقدّس است. كتابهاى آن، وحى الهى است و ارزش دایمى دارد؛ زيرا پيمان قديم هرگز نقص نشده است... مسيحيان، عهد عتيق را به عنوان كلمة حقيقى خدا محترم مىشمارند. كليسا همواره با تصور طرد عهد عتيق با اين مستمسك كه عهد جديد آن را بىاعتبار كرده است (ماركيونيسم)، به شدت مخالفت كرده است.[4]
کلیسا، شریعت عهد عتیق را منسوخ میداند که در ادامه در این باره بیشتر خواهیم گفت، اما قبل از هر چیز، مروری اجمالی به برخی از مهمترین ممنوعیتهای رفتاری عهد عتیق که برای آنها مجازات تعیین شده است، ضرورت دارد.
اعدام
در كتاب مقدس، برای چند جرم، کیفر اعدام تعیین شده است. برای بررسی بهتر، متناسب با شیوههای اعدام، گناهان و جرایم را مرور میکنیم.
1. سنگسار
سنگسار یکی از شیوههای رایج اعدام در کتاب مقدس است. این مجازات برای چندین جرم اجرا میشود، از جمله:
الف) کشتن فرزند برای بتان: «هر كس... از ذرّيت خود به (بت) مولك بدهد...، قوم زمين او را با سنگ سنگسار كنند». (لاويان، 20: 2)
ب) جادوگرى: «مرد و زني كه صاحب اجنه يا جادوگر باشد، البته كشته شوند. ايشان را به سنگ سنگسار كنيد. خون ايشان بر خود ايشان است». (لاويان، 20: 27)
ج) كفرگويى: «و هر كه اسم يهوه را كفر گويد، هر آينه كشته شود. تمامي جماعت، او را البته سنگسار كنند، خواه غريب، خواه متوطن. چون كه اسم را كفر گفته است، كشته شود». (لاویان، 24: 16)
د) حرمتشکنی روز شنبه: «و چون بني اسرائيل در صحرا بودند، كسي را يافتند كه در روز سَبَّت، هيزم جمع ميكرد. و كساني كه او را يافتند كه هيزم جمع ميكرد، نزد موسي و هارون و تمامي جماعت آوردند. و او را در حبس نگاه داشتند؛ زيرا اعلام نشده بود كه با وي چه بايد كرد. و خداوند به موسي گفت: «اين شخص البته كشته شود. تمامي جماعت، او را بيرون از لشكرگاه با سنگها سنگسار كنند». پس تمامي جماعت، او را بيرون از لشكرگاه آوردند و او را سنگسار كردند و بمرد، چنانكه خداوند به موسي امر كرده بود». (اعداد، 15: 32 ـ 36)
هـ) بتپرستى: «و اگر برادرت كه پسر مادرت باشد يا پسر يا دختر تو يا زن همآغوش تو يا رفيقت كه مثل جان تو باشد، تو را در خفا اغوا كند و گويد كه برويم و خدايان غير را كه تو و پدران تو نشناختيد، عبادت کنیم، از خدايان امتهايي كه به اطراف شما باشند، خواه به تو، نزديك و خواه از تو، دور باشند، از اقصاي زمين تا اقصاي ديگر آن، او را قبول مكن و او را گوش مده و چشم تو بر وي رحم نكند و بر او شفقت مکن و او را پنهان مكن. البته او را به قتل رسان.، دست تو اول به قتل او دراز شود و بعد دست تمامي قوم. و او را به سنگ سنگسار کن تا بميرد، چونكه ميخواست تو را از يَهُوَه، خدايت، كه تو را از زمين مصر از خانه بندگي بيرون آورد، منحرف سازد. و جميع اسرائيليان چون بشنوند، خواهند ترسيد و بار ديگر چنين امر زشت را در ميان شما مرتكب نخواهند شد». (تثنيه، 13: 6 ـ 11)
و) پرستش آفتاب و ماه: «اگر در ميان تو، در يكي از دروازههايت كه يَهُوَه، خدايت به تو ميدهد، مرد يا زني پيدا شود كه در نظر يَهُوَه، خدايت، كار ناشايسته کند، از عهد او تجاوز كند و خدايان غير را عبادت و سجده کند، خواه آفتاب يا ماه يا هر يك از جنود آسمان كه من امر نفرمودهام، و از آن اطلاع يابی و بشنوي، پس نيكو تفحص كن و اينك اگر راست و يقين باشد كه اين رجاست در اسرائيل واقع شده است، آن گاه آن مرد يا زن را كه اين كار بد را در دروازههايت كرده است، بيرون آور و آن مرد يا زن را با سنگها سنگسار كن تا بميرند». (تثنیه،17: 2 ـ 5)
ز) پسر لجوج و سركش: «اگر كسي را پسري سركش و فتنهانگيز باشد كه سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد و هر چند او را تأديب کنند، ايشان را نشنود، پدر و مادرش او را بگیرند و نزد مشايخ شهرش به دروازة محلهاش بياورند و به مشايخ شهرش گويند: اين پسر ما سركش و فتنهانگيز است، سخن ما را نميشنود و مسرف و ميگسار است. پس جميع اهل شهرش، او را به سنگ سنگسار كنند تا بميرد. پس بدي را از ميان خود دور كردهاي و تمامي اسرائيل چون بشنوند، خواهند ترسيد». (تثنیه، 21: 18 ـ 21)
ح) پیدا نشدن علامت بکارت:[5]«اگر اين سخن، راست باشد و علامت بكارت آن دختر پيدا نشود، آن گاه دختر را نزد در خانة پدرش بيرون آورند و اهل شهرش، او را با سنگ سنگسار کنند تا بميرد؛ چونكه در خانة پدر خود زنا كرده و در اسرائيل قباحتي نموده است. پس بدي را از ميان خود دور كردهاي». (تثنیه، 22: 20 ـ 21)
2. سوزاندن
سوزاندن که یکی از شیوههای اعدام در کتاب مقدس است، برای دو جرم اجرا میشود:
الف) «اگر كسي، زني و مادرش را بگيرد، اين قباحت است. او و ايشان به آتش سوخته شوند تا در ميان شما قباحتي نباشد». (لاويان، 20: 14)
ب) «و دختر هر كاهني كه خود را به فاحشگي، بيعصمت ساخته باشد، پدر خود را بيعصمت كرده است. به آتش سوخته شود». (لاويان، 21: 9)
3. گردن زدن
در کتاب مقدس، مجازات قتل با بریدن گردن فرد برای دو جرم توصیه شده است که عبارتند از:
الف) ارتداد: «اگر در باره يكي از شهرهايي كه يَهُوَه، خدايت به تو به جهت سكونت ميدهد، خبر يابي كه بعضي پسران بلّيعال از ميان تو بيرون رفته، ساكنان شهر خود را منحرف ساخته و گفتهاند برويم و خدايان غير را كه نشناختهايد، عبادت کنیم، آن گاه تفحص و تجسس کن و نيكو استفسار کن و اينك اگر اين امر، صحيح و يقين باشد كه اين رجاست در ميان تو معمول شده است، البته ساكنان آن شهر را به دم شمشير بكُش و آن را با هر چه در آن است و بهايمش را به دم شمشير هلاك کن و همه غنيمت آن را در ميان كوچهاش جمع كن و شهر را با تمامي غنيمتش براي يَهُوَه، خدايت به آتش بالكلّ بسوزان، و آن تا به ابد تلّي خواهد بود و بار ديگر بنا نخواهد شد». (تثنيه، 13: 12 ـ 16)
ب) قتل عمد: «اگر شخصي عمداً بر همساية خود آيد، تا او را به مكر بكُشد، آن گاه او را از مذبح من بکش و به قتل برسان». (خروج، 21: 14)
4. به دار آویختن
خفيفترين شيوه اعدام، خفه كردن بود و بیشتر در جرم قتل به کار میرفت، ولی بعدا برای ق برای مجازات های اعدامی که شیوه مشخصی برای اجرای آن در کتابمقدس در نظر گرفته نشده بود اجرا میشد :
الف) زدن والدین: «و هر كه پدر يا مادر خود را زند، هر آينه كشته شود». (خروج، 21: 15)
ب) لعنت کردن والدین: «و هر كه پدر يا مادر خود را لعنت كند، هر آينه كشته شود». (خروج، 21: 17)
ج) دزدیدن انسان: «هر که آدمی را بدزدد و او را بفروشد یا در دستش یافت شود، هر آینه کشته شود». (خروج، 21:16)
د) زنا: «اگر مردى با زن شوهردارى همبستر شده باشد، پس هر دو... كشته شوند». (تثنيه، 22: 22؛ لاويان، 20: 10)
هـ) همجنسبازی: «اگر مردی با مردی مثل با زن بخوابد، هر دو فجور کردهاند. هر دوی ایشان البته کشته شوند. خون ایشان برخود ایشان است». (لاویان،20: 13)
و) جماع با حیوانات: «و مردي كه با بهيمهاي جماع كند، البته كشته شود و آن بهيمه را نيز بكشيد». (لاویان، 20: 15)
ز) صاحب گاوی که کسی را بکشد: «هرگاه گاوى به شاخ خود، مردى يا زنى را بزند كه او بميرد... اگر گاو قبل از آن، شاخزن مىبود و صاحبش آگاه بود و آن را نگاه نداشت و او، مردى يا زنى را كشت، گاو را سنگسار كنند و صاحبش را نيز به قتل رسانند». (خروج، 21: 28 ـ 29)
ح) کار کردن در روز شنبه: «در روز هفتمین، سبت، آرامی مقدس خداوند برای شماست؛ هر که در آن کاری کند، کشته شود». (خروج، 35: 2)
در این موارد، جنازه وی حتما تا قبل از شب از دار پایین بیاید: «و اگر كسي گناهي را كه مستلزم موت است، كرده باشد و كشته شود و او را به دار كشيده باشي، بدنش در شب بر دار نماند. او را البته در همان روز دفن كن؛ زيرا آن كه بر دار آويخته شود، ملعون خداست تا زميني را كه يَهُوَه، خدايت، تو را به ملكيت ميدهد، نجس نسازي». (تثنيه، 21: 22 ـ 23)
5. پرتاب از بلندی
یکی از شیوههای اعدام در کتاب مقدس، پرتاب از کوه بود. این شیوه بیشتر در مورد اسیران جنگی استفاده میشد. یکی از موارد اجرای این حکم توسط امصیا، پادشاه بنی اسرائیل اجرا شد:
و اَمَصْيا خويشتن را تقويت کرد، قوم خود را بيرون برد و به وادي الملح رسيد و ده هزار نفر از بنيسَعِير را كشت. و بني يهودا، ده هزار نفر ديگر را زنده اسير كرد و ايشان را به قلة سالَع برد و از قله سالَع به زير انداختند كه جميعاً خرد شدند. (دوم تواریخ، 25:11 ـ 12)
دست بریدن
یکی از احکام کتاب مقدس، حکم دست بریدن است:
اگر دو شخص با يكديگر منازعه کنند و زن يكى پيش آيد تا شوهر خود را از دست زنندهاش رها كند و دست خود را دراز كند و عورت او را بگيرد، پس دست او را قطع كن و چشم تو بر او ترحم نكند. (تثنيه، 25: 11 ـ 12)
قصاص عضو
قصاص یکی از احکام کتاب مقدس است و هر ضرری را که ضارب به مضروب بزند، مانند همان ضرر را به خود ضارب وارد میکنند:
و چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان و دست به عوض دست و پا به عوض پا و داغ به عوض داغ و زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه. (خروج، 21: 24 ـ 25)
تازيانه
کتاب مقدس در مواردی، اجازه تنبیه با تازیانه را صادر کرده است از جمله:
الف) تأدیب فرزند: «از طفل خود، تأديب را باز مدار كه اگر او را با چوب بزني، نخواهد مرد. پس او را با چوب بزن، و جان او را از هاويه نجات خواهي داد». (امثال، 23: 13 ـ 14)
ب) شریر: «اگر شرير مستوجب تازيانه باشد، آن گاه داور، او را بخواباند و حكم دهد تا او را موافق شرارتش به حضور خود به شماره بزنند. چهل تازيانه او را بزند و زياد نكند، مبادا اگر از اين زياده كند و تازيانة بسيار زند، برادرت در نظر تو خوار شود». (تثنيه، 25: 2 ـ 3)
جريمه مالى
همیشه جریمه جنبه جانی یا قطع عضو ندارد و جریمههای مالی برای برخی از جرمها معین شده است. اگر شخص توانایی پرداخت این مال را نداشته باشد، خودش به بردگی گرفته میشود. از جمله این موارد عبارت است از:
الف) تهمت زنا: «اگر بكارت دختر در دادگاه ثابت شود، شوهرش كه به وى افترا زده است، بايد صد مثقال نقره بپردازد». (تثنيه، 22: 19)
ب) تجاوز به دختر مجرد: «اگر مردى به دخترى كه نامزد نشده، تجاوز كند و هنگام عمل غافلگير شود، بايد پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بپردازد». (تثنيه، 22: 28 ـ 29)
ج) دزدیدن گاو یا گوسفند: «اگر كسى گاوى يا گوسفندى بدزدد و آن را بكشد يا بفروشد، به عوض گاو، پنج گاو و به عوض گوسفند، چهار گوسفند بدهد... و اگر چيزى ندارد، به عوض دزدى كه كرده، فروخته شود». (خروج، 22: 1 و 3)
د) دزدی یا خیانت در امانت: «اگر كسى در امانت خيانت كند، بايد دو برابر آن را بپردازد». (خروج، 22: 9)
دیدگاه کلیسا در باره احکام عهد عتیق
چنانکه گفتیم مسیحیان در صدور این احکام از جانب خداوند تردیدی ندارند و در صورتی که شخصی صدور این احکام را از جانب خداوند انکار کند، کلیسا، وی را کافر میداند. مسیحیان بر حرمت بیشتر ممنوعیتهای رفتاری عهد عتیق تأکید میکنند، اما مجازاتی را که در عهد عتیق برای این گناهان وضع شده بود، را اجرا نمیکنند و معتقدند زمان عمل به این احکام نسخ شده است و اجرای آنها ضروری نیست، چنانکه پولس میگوید: «به این ترتیب، شریعت، للۀ ما بود که ما را به مسیح برساند تا به وسیله ایمان کاملا نیک محسوب شویم». (غلاطیان، 3: 24) با این حال، قدیس توماس آکویناس (متوفی 1274) که یکی از بزرگترین و صاحبنفوذترین دانشمندان مسیحی است، برخی از این احکام را منسوخ نمیداند. وی در باره حکم ارتداد میگوید:
در مورد بدعتگذاران، دو نکته باید رعایت شود: یکی نسبت به بدعتگذاران و دیگری، نسبت به کلیسا. نسبت به بدعتگذاران، گناهی وجود دارد که آنان به سبب آن گناه، نه تنها باید با تکفیر، از کلیسا جدا شوند، بلکه باید با مرگ نیز از جهان منقطع شوند؛ زیرا فاسد کردن ایمان که حیات روح به آن بستگی دارد، از جعل بدل که حیات مادی به آن بستگی دارد، بسیار سنگینتر است. پس اگر مقام سکولار، جاعلان و دزدان دیگر را به سبب رفتارشان به مرگ محکوم میکند، دلیل محکمتری وجود دارد که بدعتگذاران به محض اثبات بدعتشان، نه تنها تکفیر، بلکه اعدام نیز بشوند. اما نسبت به کلیسا، رحمتی وجود دارد که به بازگشت گمراهان ناظر است و بدین سبب در محکوم کردن آنان شتاب نمیورزند، بلکه بعد از یک دو نصیحت همان طور که (پولس) رسول راهنمایی کرده است، پس از آن، اگر باز هم وی سرسختی کند، کلیسا که دیگر امیدی به بازگشت او ندارد، نجات دیگران را در نظر میگیرد و او را تکفیر و از کلیسا جدا میکند. علاوه بر این، وی را به محکمه سکولار میسپارد تا از آن طریق، از جهان، ریشهکن و اعدام شود.[6]
در شوراي چهارم «لاتران» كه به دعوت پاپ اينوكنتيوس سوم در سال 1215 برگزار شد، توافق شد كه تبعيد و مصادره اموال براي بدعتگذاراني كه از بازگشت به آموزههاي كليسا خودداري ميكنند، مجازات قابل قبولي است. بدعتگذاران بايد از مشاغل دولتي منع شوند و نبايد عضو شوراي شهر شوند و حق ندارند به عنوان شاهد در دادگاه حضور يابند و نميتوانند وصيّت كنند و ارث ببرند.[7]
فردريك دوم در خلال سالهاي 1220ـ1239 قوانینی وضع کرد که به موجب آن مقرّر شد هر كس به جرم بدعتْ از جانب كليسا محكوم شود، او را به حكومت محلي تحويل دهند تا در آتش سوخته شود. اگر اينگونه افراد از عمل خويش، نادم ميشدند، به جاي سوزاندن در آتش، آنها را به حبس ابد محكوم ميکردند. مقامات حكومتي موظّف بودند خانههاي آنان را خراب كنند و بستگانشان را از تعمير و تجديد عمارت باز دارند.[8]
در سال 1231، كرگوريوس نهم، قوانيني را كه فردريك در سال 1224 در باره معامله با بدعتگذاران تصويب كرده بود، ضميمه احكام كليسايي كرد. از اين پس، كليسا و حكومت هر دو موافقت كردند كه اگر فردي به بدعتگذاري بگرود و توبه نكند، عملش در حكم جنايت است و مستوجب مرگ[9] و ملحداني كه چنين رأيي از سوي محاكم شرعي در باره آنان صادر شود، بايد تحت تعقيب محاكم عرفي قرار گيرند تا مجازات شوند.[10] از همین رو، هنگامی که کلیسا میخواست با بدعت کاتارها مبارزه کند، سيمون دو مونفور با لشكري متشكّل از 4500 نفر با تشويق نماينده پاپ، به شهرها هجوم برد. كايساريوس، رهبان اهل «هايسرباخ» در خاطراتش ميگويد: «چون از آرنو، نماينده پاپ، سؤال شد كه آيا از قتل كاتوليكهای شهر بايد خودداري شود يا نه؟ پاسخ داد: همه را به قتل برسانيد؛ زيرا خداوند ميداند كه چه كسي برحق است».[11] از آنجا که بعد از قرون وسطی کلیسا ها کم کم کم منزوی شدند و قدرت خود را از دست دادند، امروزه عموم مسیحیان در قوانین جزای تابع حکومتهای سکولار هستند و کلیسا در این زمینه قدرت اجرایی ندارد.
گفتنی است نمیتوان دیدگاه مشخصی ارائه کرد که آیا اسلام صدور تمامی این احکام را از جانب خدا برای دوران عهد عتیق نفی میکند یا تأیید.
بردهداری در کتاب مقدس
در زمان باستان، یک خانواده باید تمامی معیشت خود از آوردن آب، جمعآوری هیزم، نگهداری حیوانات، رسیدگی به مزرعه، آسیاب کردن گندم و پختن نان و غذا را خودش به تنهایی بر عهده میگرفت و نیاز به نیروی کار بیشتر و ارزانقیمت احساس میشد. از همین رو، افرادی به عنوان برده، وظیفه خدمترسانی به دیگران را به عهده داشتند. در زمان ظهور اسلام نیز این رسم در جهان وجود داشت. در قرآن مجید هیچ دستوری به بردهگیری داده نشده است. تنها آیهای که در این زمینه وجود دارد، آیه 4 سوره محمد است که تنها اجازه داده است اگر فردی در جنگ اسیر شد، وی را تا زمانی که گرد و غبار جنگ فروکش نکرده است، باید در اسارت نگاه داشت، ولی بعد از پایان جنگ باید یا با منّت آزادشان کرد یا در برابر آزادیشان فدیه گرفت. پیامبر اسلام هم میفرماید: «منفورترین انسانها کسی است که برده خرید و فروش کند».[12] به طور کلی، بردهفروشی در جامعه آن زمان رواج داشت و اسلام ضمن پذیرش آن، زمینهسازیهای زیادی برای آزادی تمامی بردگان انجام داد و قوانینی برای آزادسازی تدریجی بردگان وضع کرد، مانند: آزادسازی به عنوان صدقه[13] (اگر کسی یک برده را آزاد کند، خدا، او را از آتش جهنم آزاد خواهد کرد)؛ زکات (یکی از مصارف هشتگانه زکات، آزادسازی بردگان است) (توبه: 60)؛ آزادسازی به عنوان کفاره (جریمه ارتکاب برخی از گناهان مانند خوردن عمدی روزه در ماه رمضان، قسم دروغ و قتل خطایی)؛ مکاتبه (ارباب با برده قرارداد امضا میکند که اگر مبلغی برای وی تهیه کرد، برده آزاد شود)؛ امّ ولد (اگر ارباب از کنیز، فرزنددار شود، کنیز قهرا آزاد میشود)؛ تنکیل[14] (اگر ارباب جنایتی در حق برده انجام دهد، برده آزاد میشود)؛ تدبیر (اگر ارباب بگوید: تو بعد از من، آزادی؛ برده بعد از مرگ ارباب آزاد میشود)؛ سرایت (اگر بردهای چند صاحب داشته باشد و یکی از آنها برده را آزاد کند، برده آزاد میشود)؛ بیماری (اگر برده بیماری خاص مانند کوری و جذام داشته باشد، آزاد میشود)؛ هفت سال خدمت[15] (اگر بنده مؤمنی هفت سال برای اربابش خدمت کند، آزاد میشود). همچنین دستورهای متعددی برای رعایت حق بردگان وجود دارد. امام رضا% با بردگان در یک سفره غذا میخورد.[16] پیامبر گرامی اسلام نیز فرمود: «از همان چیزی که میخورید، به بردگان خود هم بخورانید و از آنچه میپوشید، به بردگانتان هم بپوشانید».[17]
در کتاب مقدس، بردهداری مجاز شمرده شده است. در این کتاب، پنج روش برای به بردگی گرفتن یک فرد وجود دارد:
1. اسیران جنگی: «اسیران جنگی: چون بيرون روي تا با دشمنان خود جنگ كني، و يَهُوَه، خدايت، ايشان را به دستت تسليم کند و ايشان را اسير كني». (تثنیه، 21: 10)
2. دزد فقیر: «اگر كسي، گاوي يا گوسفندي بدزدد و آن را بكشد يا بفروشد، به عوض گاو، پنج گاو و به عوض گوسفند، چهار گوسفند بدهد. اگر چيزي ندارد، به عوض دزدي كه كرد، فروخته شود». (خروج، 22: 1 ـ 3)
3. پدر میتواند فرزندش را به غلامی یا کنیزی بفروشد: «اگر غلام عبري بخري، شش سال خدمت كند و در هفتمين، بيقيمت، آزاد بيرون رود، اما اگر شخصي، دختر خود را به كنيزي بفروشد، مثل غلامان بيرون نرود». (خروج، 21: 2 ـ 7)
4. پسر مهمانی که نزد بنی اسرائیل مأوا گزیند: «و هم از پسران مهمانانی که نزد شما مأوا گزينند و از قبيلههای ايشان که نزد شما باشند که ايشان را در زمين شما توليد کردند، بخريد و مملوک شما خواهند بود و ايشان را بعد از خود برای پسران خود واگذاريد تا ملک موروثی باشند و ايشان را تا به ابد مملوک سازيد». (لاویان، 25: 45 ـ 46)
5. فقیری که خود را بفروشد: «اگر برادرت نزد تو فقير شود و خود را به تو بفروشد، بر او مثل غلام خدمت مگذار، بلکه مثل مزدور و مهمان نزد تو باشد و تا سال یوبيل نزد تو خدمت کند». (لاویان، 25: 39 ـ 40)
عهد جدید نیز بردهداری را پذیرفته، ولی قوانینی برای آن وضع کرده است. از آن جمله، از بردگان خواسته است با کمال ترس و اخلاص قلب و رضایت به اربابان خدمت کنند، چنانکه آمده است:
1. «ای غلامان، مطیع آقایان خود باشید با کمال ترس و نه فقط صالحان و مهربانان را، بلکه کجخلقان را نیز». (رساله اول پطرس، ۲: ۱۸)
2. «غلامان را نصیحت کن که آقایان خود را اطاعت کنند و در هر امر، ایشان را راضی سازند و نقیضگو نباشند و دزدی نکنند، بلکه کمال دیانت را ظاهر سازند تا تعلیم نجاتدهنده ما، خدا را در هر چیز زینت دهند». (تیتوس، 2: 9 ـ 10)
3. «ای غلامان، آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید، نه به خدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم، بلکه به اخلاص قلب و از خداوند بترسید. و آنچه کنید، از دل کنید برای خداوند، نه برای انسان». (کولسیان، 3: 22 ـ ۲3)
در طرف مقابل، از اربابان نیز خواسته است با عدل و انصاف با بردگانشان برخورد کنند، چنانکه آمده است: «ای آقایان، با غلامان خود، عدل و انصاف را به جا آرید؛ چونکه میدانید شما را نیز آقایی هست در آسمان». (کولسیان، 4: 1) در عهد رسولان گفته شده است که وقتی بردهای به نام اونیسیموس از دست ارباب مسیحیاش، فیلیمون میگریزد، به رم میرود. وی در رم، زندانی و در زندان با پولس آشنا میشود. پولس نیز اونیسیموس را برای همیشه نزد اربابش برمیگرداند و از اربابش میخواهد که او را ببخشد و مانند یک برادر با او رفتار کند. (فیلیمون، 1: 12 ـ 19)
ممنوعیتهای رفتاری در قرآن
از ديدگاه قرآن، انجام هر کاري که بر خلاف فرمان خداوند باشد، گناه است.[18] گناه از نظر اسلام پيآمدهاي خطرناک دنيوي و اخروي دارد.[19] عالمان اسلامي، گناهان را به دو گونه تقسيم کردهاند: گناهان كبيره (بزرگ) و گناهان صغيره (كوچك): «اگر ازگناهان كبيرهاى كه از آن نهى شدهايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مىسازيم». (نساء:31)
برخی از دانشمندان اسلامی معتقدند این گناهان جزو گناهان کبیره محسوب میشوند: 1 ـ شرک به خدا؛ 2 ـ نومیدی از رحمت خدا (یأس)؛ 3 ـ عقوق والدین؛ 4 ـ کشتن بی گناه از جمله سقط جنین؛ 5 ـ تهمت؛ 6 ـ زنا؛ 7 ـ فتنه؛ 8 ـ قطع صله رحم؛ 9 ـ خوردن مال یتیم؛ 10 ـ رباخواری؛ 11 ـ لواط؛ 12 ـ تهمت زنا به بی گناهی دادن؛ 13 ـ شرابخواری؛ 14 ـ قمار؛ 15 ـ دروغ؛ 16 ـ سوگند دروغ؛ 17 ـ گواهی دروغ؛ 18 ـ پیمانشکنی؛ 19 ـ خیانت در امانت؛ 20 ـ دزدی؛ 21 ـ کمفروشی؛ 22 ـ حرامخواری؛ 23 ـ فرار از جهاد؛ 24 ـ کمک به ستمگران؛ 25 ـ یاری نکردن ستمدیدگان؛ 26 ـ جادوگری؛ 27 ـ اسراف؛ 28 ـ کبر ورزیدن؛ 29 ـ جنگ در ماههای حرام؛ 30 ـ کفران نعمت؛ 31 ـ تهمت؛ 32 ـ هتک مقدسات مانند قرآن؛ 33 ـ ترک یکی از واجبات مانند نماز؛ 34 ـ اصرار بر گناه صغیره؛ 35 ـ غیبت؛ 36 ـ خبرچینی؛ 37 ـ ریختن آبروی دیگران؛ 38 ـ نیرنگ؛ 39 ـ احتکار و طمعکاری؛ 40 ـ حسد؛ 41 ـ دشمنی و کینه نسبت به دیگران؛ 42 ـ بدعت؛ 43 ـ حکم ناحق.[20]
این رفتارها از دیدگاه اسلام، گناه محسوب میشوند و در صورتی که فرد از این گناهان توبه نکند، ممکن است در روز قیامت با مجازات الهی روبهرو شود. با این حال، در قرآن مجید، تنها برای چهار جرم، در همین دنیا، کیفر تعیین شده است که عبارتند از: قطع دست دزد (مائده: 38)؛ 100 تازیانه برای زانی و زانیه (نور: 2)؛ 80 تازیانه برای قذف و تهمت زنا به فرد پاک (نور: 4)؛ تبعید یا قتل یا قطع یک دست و یک پا برای محارب.[21] (مائده: 33) همچنین برای کسی که انسانی را عمدا بکشد یا به کسی صدمه بزند، مجازات قصاص تعیین شده است. (بقره: 178 ـ 179) البته به فرد ظلمدیده یا ولیّ مقتول توصیه شده است که اگر ببخشند و از قصاص صرف نظر کنند، برایشان بهتر است. حدودی که در قرآن صادر شده صرفا منحصر در موارد یادشده است. البته در برخی از روایات، برای یک سری از جرایم دیگر نیز حدودی مشخص شده است، ولی از آنجا که عمدتا در باره آن احکام، اجماع مطلق بین فقها وجود ندارد، در این مجال از ذکر آنها صرف نظر میکنیم.
باید دانست شرع اسلام برای هر کسی که مرتکب این جرایم شود، حد جاری نمیکند و اجرای حدود در اسلام شرایطی دارد که عملا عمده مصادیق این جرمها را شامل نمیشود. برای نمونه، زمانی میتوان حدّ زنا را جاری کرد که وقوع این عمل اثبات شود و راه اثبات این جرم یا اعتراف است یا شهادت چهار شاهد. اعتراف نیز باید از روی هشیاری، علم، اختیار و آزادی و بدون هیچ فشاری باشد و چهار بار در یک مجلس تکرار شود.[22] شهادت نیز زمانی پذیرفته میشود که جرم به صورت علنی به وقوع پیوسته باشد و حداقل چهار شاهد عادل به صورت مستقیم، مشاهدهگر وقوع زنا در یک واقعه باشند و به ادای شهادت در دادگاه حاضر بشوند. اگر هر کدام از این شرایط فراهم نباشد، حد قابلیت اجرایی پیدا نمیکند. مثلا اگر جرم در مکان در بستهای رخ دهد که کسی شاهد آن نباشد، یا جرم در مکانی رخ داده است که تعداد شاهدان به کمتر از چهار نفر برسد یا تعدادشان بیشتر باشد، اما خود، عادل نباشند یا عادل باشند، اما حاضر به ادای شهادت نباشند یا همه موارد قبلی فراهم شود، اما شاهدان نتوانند اثبات کنند که خود مستقیما همانند وارد شدن میل در سرمهدان، وقوع زنا را مشاهده کردهاند،[23] در هیچ کدام از موارد یادشده، حد اجرا نمیشود.[24]
طبیعی است این شرایط به ندرت جمع میشود تا قاضی بتواند حد را جاری کند . بنا بر این، حدود در اسلام، بیشتر از اینکه جنبه اجرایی پیدا کنند، جنبه بازدارنده دارند. همچنین حدود زمانی اجرایی میشوند که جرم، امنیت و سلامت اخلاقی جامعه را تهدید کند و تا جرم در ملأ عام صورت نگیرد، امکان شهادت شاهدان منتفی خواهد بود. با این حال، خاورشناسان و مبشّران مسیحی اعتراضهای زیادی در باره این احکام به اسلام وارد میسازند.
[1]. سلیمانی، حسین، «احکام 613 گانه تورات»، هفت آسمان، تابستان 1382، شماره 18.
[2]. Osiek, ed (2005). Ordained women in the early church : a documentary history transl Madigan Kevin and Carolyn. p. 186.
[3]. Code of Canon Law. Can. 1091 Retrieve from http://www.vatican.va/ 0n 2015-10-11.
[4]. تعالیم کلیسای کاتولیک، بند 120 – 123.
[5]. علامت بکارت به پارچه سفید خونآلودی گفته میشود که در شب زفاف، داماد به پدر دختر میدهد. (توضیحات در درس زن و خانواده آمده است).
[6]. خلاصه الهیات، 2\2 ، مسئله 11، مقاله 3 ، به نقل از: توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ص 251.
[7]. بكراش، دبورا، تفتيش عقايد، ترجمه مهدى حقيقتخواه، صص 26-27.
[8]. دورانت، ويل، تاریخ تمدن، ج 4، ص 1046.
[9]. همان، صص 1044 و 1048.
[10]. مارتينلى، فرانكو، تاريخ تفتيش عقايد: تاريخ سفّاكىها، شكنجهها و ساديسمها، ترجمه ابراهيم صدقيانى، ص 12و13.
[11]. دورانت، ويل، تاریخ تمدن ، ج 4، صص 1039ـ1042
[12]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 5، ص 114، شر الناس من باع الناس.
[13]. همان، ص 74 ، اعتق الفا من کد یده.
[14]. الجبعی العاملی (شهید ثانی)، زین الدین، الروضة البِهیة فی شرح اللُمعة الدمشقیة، ج6، ص280.
[15]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6 ، ص 196: «من کان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنین ، اعتقه صاحبه ام لم یعتقه ، و لا یحل خدمة من کان مؤمنا بعد سبعة سنین».
[16]. قمی، شیخ عباس، الانوار البهیه، صص 179-180 .
[17]. حر عاملی، وسائل الشیعة فی تحصیل مسائل الشریعة، ج۲۳، حدیث 2.
[18]. طباطبایي، سيدمحمدحسين، الميزان فی تفسیر القرآن، ج 15، ص 242.
[19]. بقره: 59؛ انعام: 6؛ نمل: 52؛ شمس: 14؛ نمل: 90؛ جن: 23 ؛ معارج: 11-16.
[20]. اقتباس از: دستغیب شیرازی، سید عبدالحسین، گناهان کبیره، تهران، انتشارات جهان، ج 1 و 2.
[21]. محارب به کسی گفته میشود که اقدام به سرقت مسلحانه بکند، (فاضل مقداد، جمالالدین مقداد بن عبدالله، كنزالعرفان فى فقه القرآن، تحقیق سید محمد قاضى، تهران، مجمع جهانى تقریب مذاهب اسلامى، ۱۴۱۹ق، چاپ اول، ج۲، ص۳۵۱) به گونهای كه اگر شخص از محارب نترسد و مال خود را رها نكند، محارب او را بكشد و مالش را بگیرد. (كاظمى، جواد بن سعید، مسالك الأفهام الى آیات الأحكام، ج۴، ص۲۰۹)
[22]. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۴۱، صص۲۷۹-۲۸۳.
[23]. همان، ج۴۱، ص106.
[24]. ر.ک: فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(، ج۴، صص۲۹۲-۲۹۷.
من فکر می کنم به دنبال آن می کوشم و سپس می یابم و در آخر یافته هایم را با دوستانم تقسیم می کنم و از یافته های دوستانم هم بهره می برم.