درس دوازدهم: پولس، پطرس و حواریون
ـــــــــــــــــــــــــــــــ ▪ ـــــــــــــــــــــــــــــــ
درس دوازدهم:
بررسی محتوایی کتاب مقدس
(پولس، پطرس و حواریون)
ـــــــــــــــــــــــــــــــ ▪ ـــــــــــــــــــــــــــــــ
محمد کاشانی ، کتاب مسیحیت شناسی تحلیلی
در این کتاب از فراگیر انتظار میرود از این موضوعها شناخت کافی به دست آورد:
1. حواریون در نگرش اسلامی و مسیحی؛
2. جایگاه پطرس در مسیحیت؛
3. نقش پولس در مسیحیت.
پس از آشنایی با دیدگاه کتاب مقدس نسبت به عیسی مسیح% مناسب است سیری در شخصیتشناسی رسولان مسیح داشته باشیم. در این درس با حواریون و رسولان مسیحی به ویژه شخصیت پطرس، جانشین عیسی% و پولس، بزرگترین رسول مسیحی آشنا خواهید شد.
حواریون
عیسی% از میان اولین شاگردانش، 12 نفر را به عنوان حواری برگزید. حواری به معنای کسی است که فرستاده شده است. متی نام شاگردان مسیح را چنین نقل میکند:
شمعون معروف به پطرس، اندریاس برادر شمعون، یعقوب فرزند زبدی، یوحنّا برادر یعقوب، فیلیپّس، برتولما، توما، متی، یعقوب فرزند حلفی، لبی معروف به تدی، شمعون قانوی، یهودای اسخریوطی. (متی، 10: 2 ـ 4)
در دیدگاه اسلامی، حواریون مقامی عالی دارند. از امام رضا% در مورد دلیل نامگذاری شاگردان حضرت مسیح به «حواریون» چنین نقل شده است: «... به این دلیل حواری نامیده شدهاند که درون خود را از آلودگی گناه زدوده و به درجه اخلاص رسیده بودند و با موعظه و نصیحت به زدودن آلودگی دیگران اقدام میکردند».[1]
در روایت دیگری، پیامبر اسلام، آنان را دوازده شخص خالص و انتخاب شده برای یاوری عیسی% میداند که در نصرت خداوند و رسول او، کوشا، شجاع و آماده بودند؛ هیچ گونه ضعف و تکبری درآنان نبود؛ ایمانشان از هر شک و تردیدی پیراسته بودند و عیسی% را با بصیرت، خلوص، جدّیت و خضوع یاری میکردند.[2]
آن گونه که از انجیلها بر میآید، حضرت عیسی%، آنان را طلبید و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد تا بتوانند ارواح شریر را از انسانها بیرون کنند انجیل میگوید: «دوازده شاگرد خود را طلبید. ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد که آنها را بیرون کنند و هر بیماری و رنجی را شفا دهند». (متی، 10: 1) طبق گزارش انجیلها، آنان توان شفای بیماریهای گوناگون را داشتند. (مرقس، 3: 15) با این حال، در مواردی نیز از شفا بخشیدن عاجز بودند. (متی، 17: 16 ـ 19) یکی از افرادی که عیسی% به وی قدرت معجزهگری داد، یهودای اسخریوطی بود و در همان زمانی که قدرت داشت مریضان را شفا دهد، دزدی هم میکرد، چنانکه یوحنّا مینویسد:
پس یکی از شاگردان او، یعنی یهودای اسخریوطی پسر شمعون که تسلیمکنندۀ وی بود، گفت: برای چه این عطر به سیصد دینار فروخته نشد تا به فقیران داده شود؟ واین را نه از آن رو گفت که پروای فقیران داشت، بلکه از آن رو که دزد بود و خریطه در حوالۀ او و از آنچه در آن انداخته میشد، بر میداشت. (یوحنّا، 12: 4 ـ 6)
همچنین عهد جدید، این شفاگران الهی را افرادی بی ایمان،[3] (مرقس، 16: 9 ـ 14) سستایمان و سختدل[4] (مرقس، 6: 45 ـ 52) معرفی میکند. حواریون زندگی خود را رها کرده بودند و به شاگردی مسیح میپرداختند، اما چندان وفاداری از خود نشان نمیدادند. هنگامی که مسیح از طرف کاهنان احساس تهدید کرد و از شاگردانش خواست هر کسی هر چه دارد، حتی لباسشان را بفروشند و با آن شمشیر بخرند، از فرمان مسیح سر باز زدند و شمشیر نخریدند و گفتند که خودمان دو شمشیر داریم. عیسی% نیز با دلسردی پاسخ داد که کافی است.[5] (لوقا، 22: 36 ـ 38)
از این واقعه، دیری نگذشته بود که تهدید به واقعیت تبدیل شد و سربازان رئیس کهنه با راهنمایی یهودای اسخریوطی مخفیگاه عیسی% را پیدا کردند و به باغ جتسیمانی یورش آوردند و حواریونی که تا ساعتی پیش اظهار میداشتند اگر مردنمان نیز لازم بیاید، مسیح را انکار نمیکنیم، او را واگذاردند و گریختند. (متی، 26: 56) حتی یکی از حواریون که چادري بر بدن برهنه خود پيچيده بود، از عقب او روانه شد. چون جوانان، او را گرفتند، چادر را گذاشت و برهنه از دست ايشان گريخت. (مرقس، 14: 51 ـ 52) عیسی مسیح% از میان حواریون به شمعون پطرس اعتماد بیشتری داشت و وی «شهریار حواریون» خوانده میشود.
پطرس (شمعون)
پطرس(Peter)، یک یهودی و از اهالی روستایی در بیت صیدا در نزدیکی سواحل شمالی دریاچه جلیل و کفرناحوم بود. (یوحنّا، 1: 44) نام وی در زبان عبری، شمعون بود و نام پدرش، یونا بود. پطرس نیز همراه برادر خود، ماهیگیر بودند. انجیل یوحنّا، داستان نخستین برخورد پطرس را با مسیح به تصویر کشیده است. برادرش، اندریاس پس از آشنایی با حضرت عیسی%، پطرس را همراه خود به دیدن مسیح آورد. مسیح در این دیدار، وی را «کیفا» نامید. (یوحنّا، 1: 42) پطرس پس از این دیدار برای مدتی به شغل ماهیگیری ادامه داد، اما زمانی که مسیح را برای دومین بار زیارت کرد، حضرت مسیح از وی خواست که کار خود را رها کند و از پی او روانه شود. پطرس به همراه برادرش، کار خود را رها کرد و جزو اولین حواریون حضرت مسیح شدند. (مرقس، 1: 16 ـ 20)
پطرس به زودی مقام شهریاری حواریون را کسب کرد و عیسی مسیح%، او را به سمت جانشینی خود برگزید و به وی فرمود:
و من نیز تو را می گویم که تویی پطرس و بر این صخره، کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت. کلیدهای ملکوت آسمان را به تو میسپارم و آنچه بر زمین ببندی، در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی، در آسمان گشاده شود. (متی، 16: 18 ـ 19)
همچنین عیسی% بعد از رستاخیزش در جمع حواریون ظاهر شد:
و بعد از غذا خوردن، عيسي به شمعون پطرس گفت: «اي شمعون، پسر يونا، آيا مرا بيشتر از اينها محبّت ميکني؟» بدو گفت: «بلي، خداوندا، تو ميداني كه تو را دوست ميدارم.» بدو گفت: «برههاي مرا خوراك بده.» باز به او گفت: «اي شمعون، پسر يونا، آيا مرا محبّت ميکني؟» به او گفت: «بلي، خداوندا، تو ميداني كه تو را دوست ميدارم.» بدو گفت: «گوسفندان مرا شباني كن.» مرتبه سوم بدو گفت: «اي شمعون، پسر يونا، مرا دوست ميداري؟» پطرس محزون گشت؛ زيرا مرتبه سوم بدو گفت: «مرا دوست ميداري؟» پس به او گفت: «خداوندا، تو بر همه چيز واقف هستي. تو ميداني كه تو را دوست ميدارم.» عيسي بدو گفت: «گوسفندان مرا خوراك ده«. (یوحنّا، 21: 15 ـ 17)
اما در عین حال در انجیل، مسیح، پطرس را شیطان خطاب میکند؛ زمانی که عیسی% خبر مرگ خود را پیشگویی میکند: «و پطرس، او را گرفت و شروع کرد به منع کردن و گفت: حاشا، از تو ای خداوند که این بر تو هرگز واقع نخواهد شد»، اما او برگشت و پطرس را گفت: «دور شو از من ای شیطان؛ زیرا باعث لغزش من میشوی». (متی، 16: 22 ـ 23)
در شب آخر، مسیح در باغ جتسیمانی از پطرس خواهش کرد که امشب را با من بیدار بمانید؛ چون من از شدت ترس در حال مرگم. خود عیسی% به کناری رفت تا دعا کند و هنگامی که برگشت، پطرس و دیگر شاگردان را در خواب دید. ایشان را بیدار کرد و به پطرس گفت: «آیا نمیتوانستید یک ساعت با من بیدار باشید. بیدار باشید و دعا کنید... .آمد و باز ایشان را در خواب یافت». (متی، 26: 36 ـ 43)
عیسی مسیح% فرموده بود: «هر كه مرا پيش مردم انكار کند، من هم در حضور پدر خود كه در آسمان است، او را انكار خواهم کرد». (متی، 10: 33) با این حال، پطرس، وی را سه بار نزد مردم انکار کرد و عیسی مسیح% نیز این انکار را پیشگویی کرد:
آن گاه عیسی% بدیشان گفت: همه شما دربارۀ من لغزش میخورید..... پطرس در جواب وی گفت: هر گاه همه دربارۀ تو لغزش بخورند، من هرگز نمیخورم. عیسی% به وی گفت: هر آینه به تو میگویم که در همین شب قبل از بانگ زدن خروس، سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد. پطرس به وی گفت: هر گاه مردنم با تو لازم شود، هرگز تو را انکار نکنم. دیگر شاگردان نیز چنین گفتند. (متی، 26: 31 ـ 35)
هنگامی که عیسی مسیح% دستگیر شد و او را برای محاکمه نزد کاهن یهود بردند، پطرس نیز به صورت ناشناس و از دور، وارد منزل رئیس کهنه شد. در این هنگام، سه بار شناسایی شد. متی مینویسد:
پطرس در ایوان نشسته بود که ناگاه کنیزکی نزد وی آمد و گفت: با عیسی جلیلی بودی. او روبهروی همه انکار کرد و گفت: نمیدانم چه میگویی.... باز قسم خورد و انکار کرد که این مرد را نمیشناسم.... پس لعن کردن و قسم خوردن آغاز کرد که این شخص را نمیشناسم. (متی، ۲۶: 69 ـ 74)
بر خلاف این دیدگاه، در روایات اسلامی، پطرس جایگاه بسیار شامخی دارد. او یگانه پیشوای مسیحیان پس از حضرت عیسی% است. در باره وی آمده است که خداوند به او نور و حکمت ارزانی داشت و علم انجیل را به او عطا فرمود. وی در دوران زعامت خویش، همواره تعالیم و دستورهای حضرت مسیح را میان مردمان منتشر میفرمود و با کافران به مبارزه و جهاد میپرداخت.[6]
امروزه کلیسای کاتولیک معتقد است چون پطرس، جانشین عیسی مسیح% و شهریار حواریون بود و اولین اسقف رم بود و در این شهر به شهادت رسید، بنا بر این، اسقفان بعدی رم، جانشینان پطرس به حساب میآیند. از همین رو، تمامی مسیحیان باید از جانشین عیسی% یعنی اسقف رم تبعیت کنند،[7] اما دیگر فرقههای مسیحی حق زعامت کلیسای روم را بر دیگر کلیساهای دنیا نمیپذیرند. عیسی%، وظیفه هدایت مسیحیان را به وی سپرد، اما این وظیفه را پولس غصب کرد.
پولس
پولس(Paul) (سُولُس یا شائول طَرَسوسی) از حواریون نبود، اما بعدها به مشهورترین رسول مسیح تبدیل شد. پولس در حدود سال 3 میلادی در خارج از سرزمین فلسطین در شهر طَرَسوس (جنوب شرقی ترکیه امروزی) در خانوادهای یهودی متولد شد. نام عبری وی، شائول بود، اما از آنجا که مرسوم بود افراد یک نام هم به زبان یونانی داشتند، در زبان یونانی، وی را «سولس» مینامیدند که بعدها این نام به «پولس» تغییر پیدا کرد. پدرش فریسی بود و او را مطابق اصول پرشور این فرقه پرورش داد. پدرش امتیاز شهروندی امپراتوری روم را خریده بود و این امتیاز را به او نیز انتقال داد. در جوانی، چند سالی در بیتالمقدس سكونت گزید و به تحصیل تورات و فراگیری اعتقادات یهودی پرداخت. پولس در كنار آموزشهای کاهنی، با فرهنگ یونانی ـ رومی نیز آشنایی داشت.
پولس گر چه همعصر عیسی% بود، اما خود وی، عیسی% را مشاهده نکرد و بعد از عروج آن حضرت به اورشلیم آمد. وی در ابتدا یک یهودی تندرو به حساب میآمد و تمام همتّش، شکنجه و آزار نومسیحیان بود. چنانکه لوقا میگوید: «سولس (پولس) بيرحمانه بر کليسا ميتاخت و خانه به خانه میگشت، زنان و مردان را بيرون ميکشيد و به زندان ميافکند». (اعمال رسولان، 3:8) او در پرونده خود نه تنها سابقه آزار و شکنجه یاوران عیسی مسیح% را دارد، بلکه در قتل استیفان، اولین شهید تاریخ مسیحیت نیز همکاری کرده است. (اعمال رسولان، 58:7) لوقا که شاگرد و دستپرورده پولس بود، در انجیل خویش مینویسد: «سولس همچنان به دميدن تهديد و قتل بر شاگردان خداوند ادامه ميداد». (اعمال رسولان، 1:9)
او همین که از گرایش جمعی از مردم دمشق به عیسی ناصری باخبر شد، برای تعقیب و دستگیری آنها از کاهن اورشلیم نامهای گرفت و عازم دمشق شد. لوقا این واقعه را از زبان پولس چنین بیان میکند:
و در اثنای راه، چون نزدیک به دمشق رسیدم، قریب به ظهر ناگاه نوری عظیم از آسمان گرد من درخشید. پس بر زمین افتادم و هاتفی را شنیدم که به من میگوید: ای شاول، ای شاول، چرا بر من جفا میکنی؟من جواب دادم: خداوندا، تو کیستی؟ او مرا گفت: من آن عیسی% ناصری هستم که تو بر وی جفا میکنی. و همراهان من، نور را دیدند و ترسان گشتند، ولی آواز آن کس را که با من سخن گفت، نشنیدند. گفتم: خداوندا، چه کنم؟ خداوند مرا گفت: برخیز. به دمشق برو که در آنجا تو را مطلّع خواهند ساخت از آنچه برایت مقرر است که بکنی. (اعمال رسولان، 22: 6 ـ 10)
انتظار میرفت پولس پس از مسیحی شدن نزد شاگردان عیسی مسیح% برود و معارف مسیح از آنان را بیاموزد، ولی چنین اتفاقی رخ نداد و او هيچ اشتياقي براي ديدن حواريون از خود نشان نداد، بلکه سالها بعد نوشت:
و به اورشليم هم نزد آناني كه قبل از من رسول بودند، نرفتم، بلكه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت كردم. پس بعد از سه سال براي ملاقات پطرس به اورشليم رفتم و پانزده روز با وي به سر بردم، اما از دیگر رسولان جز یعقوب، برادر خداوند را نديدم. (غلاطيان، 1:17 ـ19)
پولس هیچگاه تعالیم راستین مسیح را نزد هیچ یک از شاگردان مسیح آموزش ندید. پس چگونه مسیحیت را تبلیغ میکرد؟ او میگفت: «ای برادران، به شما اعلام میكنم از انجیلی كه من بدان بشارت دادم كه به طریق انسان نیست؛ زیرا كه من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم مگر به كشف عیسی مسیح% ...». (غلاطیان، 1: 11 ـ 12)
او پس از سه سال غیبت به دمشق بازگشت. مسیحیان به شدت به وی مشکوک بودند و وی را در جمعشان راه نمیدادند، اما با وساطت بِرنابا، پولس به جمع مسیحیان راه یافت. مسیحیانی که از شنیدن نام پولس لرزه بر اندامشان میافتاد، نمیتوانستند به ادعاهای وی اعتماد کنند و از وی سفارشنامه معتبر میخواستند تا مطمئن شوند وی مورد تأیید حواریون است. پولس سفارشنامهای به آنها نداد و گفت: تصور نمیکنم نیازی داشته باشید که کسی برای معرفی ما، نامهای به شما بنویسد! این طور نیست؟ (دوم قرنتیان، 3: 1) وی همواره سعی میکرد خود را مورد تأیید پطرس و دیگر حواریون معرفی کند.[8] (غلاطیان، 2: 7)
شخصیتشناسی پولس
پولس اصالتا عبرانینژاد بود و زبان یونانی که در نامههایش به کار برده است، نقص دارد. با این حال، یونانی را روان صحبت میکرد تا حدّی كه میتوانست برای اهالی آتن نیز سخنرانی و موعظه كند. پولس چهره نامناسبی داشت و در نامه دوم قرنتیان از کسانی انتقاد میکند که به دلیل عارضهای که در چشمش داشت و قیافهاش را چندشآور کرده بود، بر وی خرده میگرفتند. پولس از غلاطیانی تشکر میکند که او را به دلیل ظاهر ناپسندش، تحقیر نکردند و به ایشان میگوید: «شما مرا خوار نشمردید و از من رویگردان نشدید. بر عکس، طوری از من پذیرایی کردید که اگر ممکن بود، چشمان خود را درمیآوردید و به من میدادید». (غلاطیان، 4: 14 ـ 16) او بیان فصیحی نداشت و در نامههایش به نارسایی بیانش اشاره میکند. (دوم قرنتیان، 11: 6) با این حال، قلم خوبی داشت و نامههای اثرگذاری مینوشت. البته خط خوبی نداشت و نامههایش را معمولا شخص دیگری برایش مینوشت. او تنها در پایان یکی از نامههایش، سه خط با دستخط خودش نوشت که نشان میداد کلمات را چقدر درشت مینویسد. (غلاطیان، 6: 11) این درشتنویسی شاید به دلیل همان عارضه چشمیاش بود.
پولس از نظر مالی وضع مناسبی نداشت و از برخی کلیساهایی که میرفت، مبلغی برای خدماتش دریافت میکرد و به تعبیر خودش، آن کلیساها را غارت میکرد. (دوم قرنتیان، 11: 8) البته از کلیساهایی که رقیبانش در آن نفوذ داشتند، پولی نمیگرفت تا اعتمادشان به پولس برگردد. (دوم قرنتیان، 11: 11)
او ابتدا میگفت: « لايق نيستم كه به رسول خوانده شوم؛ چون كه بر كليساي خدا جفا ميرساندم»، (اول قرنتيان، 1۵:9) اما به فاصلۀ كوتاهي، مدعي مقامي بزرگ در میان رسولان شد و گفت: «زيرا مرا يقين است كه از بزرگترين رسولان هرگز كمتر نيستم». (دوم قرنتيان، 11:5) آنگاه از دیگر مسیحیان خواست که او را ستایش کنند و گفت: «ميبايست شما مرا مدح كرده باشيد؛ از آن رو كه من از بزرگترين رسولان به هيچ وجه كمتر نیستم». (دوم قرنتيان، 12:11) و در خود عیبی نمیدید: «در خود عيبي نميبينم». (اول قرنتيان، 4:4) و از همه چنین خواست: «اي برادران، با هم به من اقتدا کنید». (فيليپيان، 3:17)
نزاعهای پولس و رسولان
پولسِ نومسیحی که حالا رسولی بزرگ در مسیحیت شده بود و کم کم وجود حواریون را برای خودش مانعی بزرگ میدید، سعی کرد قلمرو مأموریتی آنان را محدود کند. به همین دلیل، مدعی شد: «در واقع، همان خدايي كه مرا براي هدايت غير يهوديان به كار گرفته، پطرس را نيز براي هدايت يهوديان مقرر داشته است؛ زيرا خدا به هر يك از ما رسالتي خاص بخشيده است». (غلاطيان، 2: 9)
پولس تلاش داشت رسالت پطرس را به یهودیان محدود کند و وظیفه رسالتی تمامی غیر یهودیان را وظیفه خودش نشان دهد. این در حالی است که عیسی مسیح%، وظیفه هدایت یهودیان و غیر یهودیان را به پطرس سپرده و فرموده بود: «ای پطرس، کلیسای خود را بر روی تو بنا میکنم. تو گوسفندان مرا شبانی کن و خوراک ده». (یوحنّا، 21: 15 ـ 17) به همین دلیل، پطرس که با این تقسیمبندی موافق نبود، در شورای رسولان اورشلیم گفت: «اي برادران عزيز، شما آگاهيد كه از اول ايام، خدا از ميان شما اختيار كرد كه غير يهوديان سخن خدا را از زبان من بشنوند». (اعمال رسولان، 15: 7)
در اعمال رسولان نيز آمده است كه پطرس، اولین کسی بود که تبليغ بين غیر يهوديان را آغاز كرده بود و با هدایت کرنیلیوس رومی به دیگر مسیحیان فهماند که عیسی مسیح% برای هدایت امتهای دیگر هم آمده است. (اعمال رسولان، 10: 3 ـ 48). پولس که نومسیحی جسوری بود، رویاروی پطرس، جانشین عیسی% ایستاد و گفت: «و اما چون پطرس به انطاكيه آمد، او را روبهرو مخالفت کردم؛ زيرا مستوجب ملامت بود». (غلاطيان، 2:11) او خطر نفاق پطرس را متوجه دیگر مسیحیان نیز کرد و گفت: «و دیگر مسیحیان هم با وي نفاق كردند به حدّي كه بَرنابا نيز در نفاق ايشان گرفتار شد». (غلاطيان، 2:13)
پولس شمشیر افترا را بر سر دیگر رسولان نیز کشید و آنان را «شیاطین، افسونگران و برادران کذبه» خواند. وی رقیبانش را ترور شخصیت میکرد و با استفاده از تعابیری همچون «گرگ» (اعمال رسولان، 20: 29) از دیگر رسولان نام میبرد و در باره ایشان میگوید: «مواظب سگهای خطرناک باشید! منظورم، آن شیطانصفتانی هستند که میگویند برای نجات یافتن باید ختنه شد!» (فیلیپیان، 3: 2) علت گرگ یا سگ نامیدن این رسولان، پایبندی آنها به شریعت بود. همچنین آنان را غیر مسیحی، جاسوس[9](غلاطیان، 2: 4) و افسونگر میخواند. (غلاطیان، 3: 1) پطرس و بَرنابا از جمله رسولانی بودند که پولس، آنها را سگ، گرگ، افسونگر و جاسوس میدانست؛ زیرا این دو بر اجرای شریعت پافشاری میکردند. (غلاطيان، 2:13)
تحریفهای پولس
پولس با حذف و اضافاتی که در آیین مسیحیت انجام داد، به دومین شخصیت جهان مسیحیت تبدیل گردید. از مهمترین بدعتهای پولس در مسیحیت، آموزه گناه اصلی است. پولس با قرائتی جدید از داستان خلقت، مدعی شد هنگامی که آدم و حوا از درخت ممنوعه خوردند و تقدس و عدالتشان را از دست دادند، رابطهشان با خدا قطع گردید و دچار مرگ شدند. این وضعیت همانند میراثی از نسلی به نسل دیگر رسید و همچون جریمه حقوقی از پدر به پسر منتقل شد. در نگاه پولس، هر کودکی با تولدش، کولهبار سنگین گناه پدرش، آدم را به دوش میکشد. پولس همواره در نامههایش بر آموزه گناه اصلی تأکید میکرد، چنانکه به قرنتیان نوشت: «همان گونه كه در آدم همه ميميرند، در مسيح نيز همه زنده خواهند شد». (اول قرنتيان، 1۵:22) او در نامه به رومیان نوشت: «پس همچنان كه به يك خطا حكم شد بر جميع مردمان براي قصاص، همچنين به يك عمل صالح بخشش شد بر جميع مردمان براي عدالت حيات». (روميان، 5:18)
یکی دیگر از بدعتهای پولس، نسخ شریعت است. عیسی%، شریعت یهود را به عنوان شریعت آیین خودش پذیرفت و فرمود هر کس یکی از این احکام را بشکند یا به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان، کمترین شمرده میشود. پولس، شریعت را تنها برای دوران قبل از عیسی% تجویز کرد که خدا به دلیل گناه اصلی با انسانها در حالت قهر است و معتقد شد با مصلوب شدن عیسی%، دیگر عمل به دستور شریعت لازم نیست. وی گفت: «خدا، پسر خود را فرستاد كه از زن زاييده شد و زير شريعت متولد شد تا آناني را كه زير شريعت باشند، فديه كند...». (غلاطيان، 4:4 ـ5)
یکی از آموزههای پولس، لزوم اطاعت از حاکمان است. او در نامه به رومیان مینویسد:
هر شخصي باید مطيع قدرتهاي برتر شود؛ زيرا قدرتي جز خدا نيست و آنهايي كه هست، از جانب خدا مرتب شده است حتي هر کس با قدرت مقاومت کند، با ترتيب خدا مقاومت کرده باشد...؛ زيرا خادم خداست براي توبه نيكويي، ولی هرگاه بدي كني، بترس؛ چون كه شمشير را عبث برنميدارد؛ زيرا او، خادم خداست و با غضب، از بدكاران انتقام ميكشد. پس لازم است كه مطيع او شوي. (روميان، 13:1 ـ5)
نقش پولس در مسیحیت آن قدر تأثیرگذار است که از میان 27 کتاب قانونی کتاب مقدس، 14 نامه منسوب به پولس و دو کتاب انجیل لوقا و اعمال رسولان نیز نوشته لوقا، شاگرد و همسفر پولس است. ابداعهای پولس تا آنجاست که جوان اُ گریدی مینویسد: «پولس مخصوصاً توسط دستهای از نویسندگان در پایان قرن اخیر به خاطر توسعه یافتن افكارش متهم شده است كه آن قدر مسیحیت را تغییر داده كه گویی مؤسس دوم آن است».[10] ويل دورانت معتقد است: «پولس به انديشههاي اديان شركآلود، لباسي مسيحي پوشاند. بنابراين، مسيحيت در واقع، شرك را از بين نبرد، بلكه آن را در خود پذيرفت».[11] توماس جفرسون (Thomas Jefferson) هم معتقد است پولس، اولین کسی بود که مسیحیت را منحرف ساخت.[12]
پولس، معلم کذبه
پولس در حالی خود را رسول میدانست که عیسی مسیح% به شدت، پیروانش را از معلمان دروغین بر حذر میداشت و میفرمود: «از پیامبران دروغین برحذر باشید كه در لباس میش نزد شما میآیند، ولی در باطن، گرگهایی درندهاند». (متی، 7: 15) پطرس که گویا از رفتار این معلمان کذبه بسیار متأسف است، میگوید: «این معلمان دروغین و فریبکار، مانند حیوانات وحشی که برای شکار و کشته شدن آفریده شدهاند، فقط بر اساس غریزه خود عمل میکنند و هر کاری را که غریزهشان حکم میکند، انجام میدهند. اینان، هرچه را که نمیفهمند، مسخره میکنند، غافل از اینکه روزی مانند همان حیوانات نابود خواهند شد». (دوم پطرس، 2: 12) یوحنّا به مسیحیان سفارش میکند: «عزیزان من، اگر کسی ادعا کند که از جانب خدا پیغامی دارد، زود باور نکنید. نخست، او را بیازمایید تا دریابید آیا پیغام او از جانب خداست یا نه؛ زیرا معلمان و واعظان دروغین، این روزها همه جا پیدا میشوند». (اول یوحنّا، 4: 1) یهودا نیز معتقد است:«زیرا عدهای خدانشناس با نیرنگ وارد کلیسا شدهاند و تعلیم میدهند که ما پس از مسیحی شدن، میتوانیم هر چه دلمان میخواهد، انجام دهیم بدون آنکه از مجازات الهی بترسیم. عاقبت هولناک این معلمان دروغین و گمراه از مدتها پیش تعیین شده است؛ زیرا با سرور و خداوند یگانه ما، عیسی مسیح%، سر به مخالفت برداشتهاند». (یهودا، 1: 4) یهودا مشخصه اصلی این معلمان کذبه را در آن میداند که عمل به شریعت را لازم نمیدانند و میگویند هر کاری میتوانیم انجام دهیم و این تفکر صرفا در طرفداران پولس و معتقدان به آموزه فدیه صلیب دیده میشود.
مسیح یکی از مشخصههای انبیای کذبه را خودستایی ایشان میدانست.[13] (لوقا 6: 26) پولس نیز ابتدا برای جلب اعتماد مسیحیان، متواضعانه، به جمع مسیحیان وارد شد و گفت: «لايق نيستم كه به رسول خوانده شوم؛ چون بر كليساي خدا جفا ميرساندم». (اول قرنتيان، 1۵:9) با این حال، به فاصلۀ كوتاهي مدعي برتری بر سایر رسولان شد . (دوم قرنتيان، 12:11) او برای اینکه خود را مهمتر از دیگر رسولانی نشان دهد که وی آنها را معلمان کذبه میخواند، همیشه خودستایی میکرد آن قدر که دیگران به وی میگفتند: تو همیشه خودستایی میکنی، ولی پولس پاسخ میداد: «فکر نکنید که بار دیگر شروع به خودستایی کردهایم! نه، بلکه میخواهیم دلیلی داشته باشید تا بتوانید به ما افتخار کنید و جواب آن دسته از معلمان دروغین را بدهید». (دوم قرنتیان، 5: 12) وی برای آنکه طرفدارانش جذب دیگر رسولان نشوند، به مخاطبانش میگفت: «آن معلمان دروغین که میکوشند رضایت و توجه شما را جلب کنند، هیچ نیت خیری ندارند. تلاش آنان این است که شما را از من جدا سازند تا شما به ایشان توجه بیشتری نشان دهید». (غلاطیان، 4: 17) تأکید زیاد پولس بر خودستایی باعث شده بود برخی از مردم، وی را بی عقل بخوانند. پولس این مسئله را رد میکرد و میگفت: «بار دیگر خواهش می کنم که گمان نکنید سخنان من از روی بی عقلی است. حتی اگر چنین فکر می کنید، باز به سخنان من بی عقل توجه کنید و بگذارید من نیز مانند آنان، کمی خودستایی کنم». (دوم قرنتیان، 11: 16) وی در ادامه، خدماتش را میشمارد و میگوید:
اما بار ديگر از روي بي عقلي ميگويم كه آنان به هر چه ببالند، من نيز ميتوانم ببالم. آيا به اين فخر ميكنند كه عبراني هستند؟ من نيز هستم! ميگويند اسرائيلي و قوم برگزيده خدا هستند؟ مگر من نيستم؟ ميگويند كه از نسل ابراهيم هستند؟ من نيز هستم! به اين ميبالند كه مسيح را خدمت ميكنند؟ گرچه به اين نحو سخن گفتن، ديوانگي است، اما من خيلي بيشتر از ايشان به او خدمت كردهام. من متحمل زحمات زيادتري شدهام؛ بيش از آنان به زندان افتادهام، بيشتر شلاق خوردهام و دفعات بيشتري با مرگ روبهرو شدهام. مقامات يهودي پنج بار مرا به سي و نه ضربه شلاق محكوم كردند. سه بار مرا با چوب زدند. يك بار سنگسار شدم. سه بار در سفرهاي دريايي، كشتيمان غرق شد. يك شبانه روز با امواج دريا دست به گريبان بودم. به مناطق دوردست و خستهكننده سفر كردهام؛ طغيان رودخانهها، حمله دزدان، آزار هموطنان يهودي و نيز آزار غير يهوديان همواره مرا تهديد كرده است. در شهرها با خطر هجوم جمعيت خشمگين و در بيابان و دريا با خطر مرگ روبهرو بودهام. در كليساها نيز خطر كساني كه به دروغ ادعاي برادري دارند، مرا تهديد كرده است. با خستگي و مشقت و بيخوابي خو گرفتهام. گرسنگي و تشنگي كشيدهام و چيزي براي خوردن نداشتهام. بارها سرماي زمستان را بدون لباس كافي گذراندهام. (دوم قرنتیان، 11: 22 ـ 27)
پولس، خود را با یک رسول عالیمقام که احتمالا پطرس باشد، مقایسه میکند و میگوید: «گمان نمیکنم من از آن رسولان عالیمقام شما کمتر باشم!» (دوم قرنتیان، 11: 5)
پولس در دیدگاه اسلامی
در روایات اسلامی، پولس، بدعتگذار و تحریفکننده مسیحیت معرفی شده است. امام کاظم%، پنج نفر را جزو بدترین اُمَمِ سابقه نام میبرد که عبارتند از: قابیل، نمرود، فرعون، یهودا و پولس که نصرانیت را با بدعتهای خود به وضعیت کنونی در آورد.[14]امام صادق% نیز از دو نفر به عنوان کسانی یاد میکند که آیین مسیحیت ر ا بعد از عیسی% منحرف ساختند؛ یکی، پولس و دیگری، مریسا (احتمالا مریم مجدلیه).[15]
پیروان پولس و پطرس
وقتی پولس شروع به تبلیغ کرد، در جمع اندک مسیحیان تفرقه به وجود آمد. برخی از مسیحیان، پیرو پولس و برخی دیگر، پیرو پطرس شده بودند، چنانکه پولس اشاره میکند: «به این ترتیب که بعضی از شما میگویند پیرو پولس هستند و بعضی دیگر میگویند که طرفدار اپلس یا پطرس هستند». (اول قرنتیان، 1: 12) مورّخان نیز معتقدندمسیحیت به سه گروه تقسیم شد. برخی که به عنوان پیروان پطرس شناخته میشدند، از لحاظ عقيدتى بر توحيد تأكيد مىكردند و اعتقاد به الوهيت مسيح را كفر مىدانستند و به لحاظ عملى بر اجراى شريعت يهود براى همه مسيحيان تأكيد مىكردند. اعتقاد به کفاره و گناه نخستین را انکار میکردند و پولس را رسول مسیح نمیدانستند و صرفا از پطرس تبعیت میکردند که به این گروه، «ابیونیها» گفته شد.[16] در مقابل، فرقه دیگری وجود داشت که تنها پولس را حامل و عامل سنت واقعى مسيح مىدانست و پطرس و دیگر حواریون را رد میکرد و مسیح را خدا میدانست، اما خدای عهد عتیق را مذمت میکرد. این گروه بر گناه نخستین و کفاره تأکید داشتند و عهد عتیق را نیز نفی میکردند که با نام رهبرشان یعنی «مارکیون» شناخته میشدند.[17] دسته سوم هم کسانی بودند که میخواستند هم پطرس را بپذیرند و هم به تعالیم پولس پایبند باشند. دو گروه نخست به مرور زمان از بین رفتند و تنها دسته سوم باقی ماندند، گر چه هنوز هم مسیحیانی هستند که پولس را حامل سنت میسح نمیدانند.
در روایات اسلامی نیز به وجود این سه فرقه اشاره شده است. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خویش، از امام صادق% چنین نقل میکند: «حضرت عیسی% خطاب به مسیحیان فرمود: شما پس از من به سه فرقه تقسیم میشوید که دو فرقه بر خدا دروغ میبندند و اهل جهنم هستند و یک فرقه که از شمعون تبعیت میکند و راه راست خدا را تبعیت میکنند و اهل بهشت هستند».[18]
[1]. فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر صافی، آیه 52 سوره آل عمران.
[2]. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار ، ج 36 ، ص 309 ، حدیث 149.
[3]. «اما شاگردان نزد عیسی آمدند و در خلوت از او پرسیدند: چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم؟ عیسی ایشان را گفت: به سبب بی ایمانی شما؛ زیرا هر آینه، به شما میگویم اگر ایمان به قدر دانۀ خردلی میداشتید، بدین کوه میگفتید از اینجا بدانجا منتقل شو، البته منتقل میشد». (متی، 17 : 19 – 20) «و بعد از آن، بدان یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و ایشان را به سبب بی ایمانی و سختدلی ایشان توبیخ کرد؛ زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند، تصدیق نکردند».
[4]. «فی الفور شاگردان خود را الحاح فرمود که به کشتی سوار شوند ... . و تا نزد ایشان به کشتی سوار شد، باد ساکن گردید، چنانکه بی نهایت، در خود متعجب شدند؛ زیرا معجزۀ نان را درک نکرده بودند و دل ایشان سخت بود».
[5]. «پس به ایشان گفت: الآن هر که کیسه دارد و همچنین توشهدان را و کسی که شمشیر ندارد، جامۀ خود را بفروشد و آن را بخرد ... . گفتند: ای خداوند، اینک دو شمشیر. به ایشان گفت: کافی است».
[6]. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 14، ص 250.
[7]. Joyce, G. H. (1913). "Pope". Catholic Encyclopedia.
[8]. بنابراین، وقتی یعقوب، پطرس و یوحنا که به ستونهای کلیسا معروفند، دیدند چگونه خدا مرا به کار گرفته است تا غیر یهودیان را به سوی او هدایت کنم.
[9]. البته مسئله ختنه را کسانی پیش کشیدند که خود را مسیحی میدانستند، اما در واقع، مسیحی نبودند. ایشان برای جاسوسی آمده بودند.
[10]. گریدی، جوان اُ، مسیحیت و بدعتها، ص46.
[11]. دورانت، ویل، تاريخ تمدن، ج3، صص 689 و 696.
[12]. see: Jefferson Thomas: Being his Autobiography, Correspondence, Reports, Messages, Addresses, and Other Writings, Official and Private. . Vol. VII.
[13]. وای به حال شما، وقتی همه از شما تعریف میکنند. پدران ایشان درست همین کار را با پیامبران دروغین کردند.
[14]. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ، ج ۸، ص ۳۱۰ .
[15]. همان، ج ۱۳، ص ۲۱۲، حدیث ۵.
[16]. Kohler, Kaufmann (1901–06). "Ebionites". In Singer, Isidore; Alder, Cyrus. Jewish Encyclopedia.
[17]. Esler, Philip F.(ed.), The early Christian world, , vol. I-II, PP.236 – 237.
[18]. قمی، علی بن ابراهیم بن هاشم، تفسیر القمی، ص 103، ذیل آیه 55 سوره آل عمران.
من فکر می کنم به دنبال آن می کوشم و سپس می یابم و در آخر یافته هایم را با دوستانم تقسیم می کنم و از یافته های دوستانم هم بهره می برم.