بررسی آیات اثباتی(2) نظریات رسولان
نظرات رسولان در باره مسیح
از جمله استدلالاتی که مسیحیان برای اثبات الوهیت مسیح از کتاب مقدس ذکر میکنند برخی از آیاتی است که از حواریون در وصف مسیح ذکر شده که به بررسی آن میپردازیم
1- کلمه خدا(یی) بود
یکی از مهمترین استدلالات مسیحیان بر الوهیت مسیح آیه اول یوحنا است .
در ابتداء کلمه بود و کلمه پیش خدا بود و کلمه خدا بود. (یوحنا 1: 1)
پیروان تثلیث ادعا میکنند که این به معنی آن است که کلمه (به یونانی لوگوس) که بصورت عیسی مسیح بر زمین آمد خودِ خدای قادر مطلق بود.و به این آیه استناد میکنند که مسیح خدا بود
آر. سی اسپرول [1]الهی دان مسیحی، در مورد یوحنا ۱:۱ با اشاره به [کلمه] (Logos) (یونانی: λογος) چنین مینویسد: «در این آیهٔ چشمگیر، Logos هم از خدا متمایز شده [کلمه نزد خدا بود] و هم با او یکی انگاشته شدهاست [کلمه خدا بود]. این جمعِ اضداد تاثیر بسیاری بر شکل گیری آموزهٔ تثلیث داشت زیرا به موجب آن، Logos به عنوان دومین شخصِ تثلیث ظاهر میشود. کلمه به لحاظ شخص از پدر متمایز است، اما با او همذات میباشد.»
دکتر دانِیل بی. والاس استاد زبان یونانی، در مورد اهمیت ساختار فراز اینچنین توضیح میدهد:«ساختاری که انجیل نگار انتخاب کرده، موجزترین شکل ممکن بود برای بیان این اندیشه که «کلمه» خدا بود، اما متمایز از پدر.» بدین ترتیب تشخص کلام(اقنوم پسر-عیسی مسیح) متمایز از تشخص پدر اما همذات با وی میباشد.
ویلیام بیدِروُلف (W. Biederwolf) می نویسد: «کسی که بتواند عهد جدید را بخواند اما پی نبرد که عیسی ادعا میکند که شخصی برتر از یک انسان است، مانند کسی است که به هنگام ظهر به آسمان صاف نگاه کند و خورشید را نبیند.»[2]
نقد و بررسی
توجه کنید که در اینجا نیز مضمون متن ، زمینه را برای درک دقیق مطلب مهیا میسازد. این آیه میگوید که کلمه پیش خدا بود. فردی که پیش شخص دیگری باشد نمیتوان همان شخص باشد. هماهنگ با این مطلب ، مجلة نشریات کتاب مقدس ، به سردبیری جوزف آ. فیتس مایِر عیسوی ، اشاره میکند که اگر قسمت آخر یوحنا 1: 1 به معنی خدای [قادر مطلق] تفسیر شود ، در آنصورت با عبارت پیشین آن در تضاد خواهد بود ، که میگوید کلمه پیش خدا بود.[3]
ترجمه دقیق آیه مذکور چیست؟
در یوحنا 1: 1 ، اسم یونانی تِئوس (خدا) دو بار قید میشود. بار اول به خدای قادر مطلق اشاره میکند که کلمه پیش او بود (و کلمه [لوگوس] نزد خدا [شکلی از تئوس] بود) . این تئوس اول به دنبال شکلی از حرف تعریف یونانی تون می آید که به هویتی بخصوص اشاره میکند ، در اینمورد خدای قادر مطلق.
از طرف دیگر هیچ حرف تعریفی برای تئوس دوم در یوحنا 1: 1 وجود ندارد. بنابراین ترجمة تحت اللفظی چنین خواهد بود ، و خدا بود کلمه. معهذا ، دیده ایم که بسیاری از ترجمه های دومین تئوس (یک اسم مسند) را بصورت الهی ، خداگونه ، یا خدایی ارائه میدهند. آنها با چه اختیاری این کار را میکنند؟
زبان یونانی کُیینی حرف تعریف دارد ، اما حرف نکره ندارد. بنابراین وقتی که پیش از اسم مسند حرف تعریف نیامده باشد ، بسته به مضمون متن ممکن است نکره باشد.
مجلة نشریات کتاب مقدس میگوید که عبارتهایی که دارای مسندی بدون حرف تعریف هستند که پیش از فعل می آید ، اصولاً معنی توصیفی دارند.[4] همانطور که این مجله مینویسد ، این موضوع معلوم میدارد که لوگوس میتواند به خدایی تشبیه شود. همچنین در مورد یوحنا 1: 1 میگوید: قدرت توصیفی این مسند آنقدر زیاد است که این اسم [تئوس] را نمیتوان معرفه در نظر گرفت.
ترجمه های دیگر این آیه را چگونه ترجمه کردند؟
نویسنده کتاب پاسخ به اتهام در جواب مینویسد این ترجمه و نتیجه گیری های پیامد آن از روی عمد صورت میگیرد و هیچ حقیقت اساسی ندارد زیرا در بیش از 5300 نسخه خطی انجیل نمیتوان موردی را یافت که موید این برداشت باشد [5]
ما برای بررسی این ادعا به سراغ ترجمه های معتبر قدیمی کتاب مقدس رفتیم تا ببینیم ، که ترجمه های دیگر ، این قسمت از آیه را چگونه ارائه میدهند:
1808: و کلمه خدایی بود. ترجمة اصلاح شدة عهد جدید ، بر اساس ترجمة جدید اسقف اعظم نیوکام ، با متن اصلاح شده.[6]
1864: و خدایی بود کلمه. ترجمة موکد دو زبانه ، قرائت مابین سطرها از پنجامین ویلسون.[7]
1928: و کلمه وجودی الهی بود. کتاب مقدس سانته نِر ، انجیل یوحنا ، از موریس گوگل.[8]
1935: و کلمه الهی بود. کتاب مقدس – ترجمة آمریکایی ، از ج . م . پ . اسمیت و اِ . ج . گودسپید.[9]
1946: و از نوعی الهی بود کلمه. عهد جدید ، از لودویگ تیمِه.[10]
1950: و کلمه خدایی بود. ترجمة دنیای جدید از نوشته های مقدس یونانی مسیحی.[11]
1958: و کلمه خدایی بود. عهد جدید ، از جیمز ل. تومانِک.[12]
1975: و خدایی (یا از نوعی الهی) بود کلمه. انجیل یوحنا از زیگفرید شولتس.[13]
1978: و از نوع خداگونه بود لوگوس. انجیل یوحنا از یوهانِس شنایدِر.[14]
و مسلم است که نه تنها مسیح بلکه همه مقدسان و انبیا هم خدایی بودند و حواریون مسیح هم خدایی بودند چنان که خود مسیح در باره ایشان میفرماید خدا محبت است و هركه در محبت ساكن است در خدا ساكن است و خدا در وی. (رساله اول یوحنا 4: 16)
بنابراین یوحنا 1: 1 خصوصیت کلمه را نشان میدهد ، این که او الهی ، شبیه خدا ، خدایی است ، و نه اینکه خدای قادر مطلق است. این مطلب با بقیة کتاب مقدس هماهنگی دارد که نشان میدهد عیسی ، که در اینجا در نقش سخنگوی خدا کلمه خوانده میشود ، زیر دست مطیعی بود که از طرف خدای متعال و قادر مطلقِ خود به زمین فرستاده شد.
در بسیاری از آیات دیگر کتاب مقدس ، تقریباً همة مترجمان زبانهای دیگر ، هنگامی که جملات یونانی با ساختاری مشابه را ترجمه میکنند بطور ثابت حرف نکره را در آنها میگنجانند. برای مثال در مرقس 6: 49 هنگامی که شاگردان دیدند که عیسی بر روی آب راه میرود ، کتاب مقدس ترجمة فارسی ، چاپ 1904 میگوید: [آنها] تصوّر نمودند که این خیالی است . . . در یونانی کُیینی ، پیش از واژة خیال حرف نکره وجود ندارد. اما تقریباً همة مترجمان در زبانهای دیگر حرف نکره را (مانند ی نکره در آخر واژة خیالی ) ، به منظور برقراری هماهنگی بین ترجمه و مضمون متن ، بدان اضافه میکنند. به همین ترتیب ، چون یوحنا 1: 1 نشان میدهد که کلمه پیش خدا بود ، او نمیتوانست خدا باشد بلکه خدایی، یا الهی بود.
جوزف هنری تایِر ، عالِم الهیات و پژوهشگری که بر روی ترجمة آمریکن استاندارد کار میکرد بسادگی اظهار کرد: لوگوس الهی بود ، نَه خودِ وجودِ [قادر مطلق] الهی. و جان ل. مک کنزی یسوعی در فرهنگ کتاب مقدس نوشت: یوحنا1: 1 باید به دقت ترجمه شود . . . (کلمه وجودی الهی بود).[15]
تخلفي از قاعده دستوري؟
اما بعضي ادعا ميکنند که چنين ترجمه هايي از قاعده دستوري زبان يوناني کُييني ، که بوسيله پژوهشگر زبان يوناني اِ. ک . کُلوِل در سال 1933 منتشر شد ، تخطي ميکنند. او ادعا کرد که اسم مسند در زبان يوناني هنگامي که بعد از فعل قرار بگيرد حرف [تعريف] دارد ؛ و وقتي پيش از فعل قرار بگيرد حرف [تعريف] ندارد. به اين وسيله او اين منظور را ميرساند که اسم مسند پيش از فعل بايد طوري فهميده شود که گويي حرف تعريف در جلوي آن قرار دارد. يوحنا 1: 1 اسم دوم (تئوس) يعني مسند ، پيش از فعل آمده است – و [تئوس] بود کلمه. بنا بر ادعاي کُلوِل ، يوحنا 1: 1 بايد چنين خوانده شود: و [قادر مطلق] خدا بود کلمه.
اما فقط به دو مثال در يوحنا 6: 70 توجه کنيد. آنجا عيسي به شاگردانش ميگويد: حال آنکه يکي از شما ابليسي است. درست مانند يوحنا 1: 1 ، در زبان يوناني اسم مسند (ابليس) پيش از فعل (است) قرار دارد. هيچ حرف نکره اي در جلوي اسم مذکور وجود ندارد ، زيرا در زبان يوناني کُييني حرف نکرده وجود نداشت. اما بيشتر مترجمان حرف نکره را در جمله ميگنجانند زيرا دستور زبان يوناني و مضمون متن اين امر را ايجاب ميکند. – همچنين به مرقس 11: 32 مراجعه کنيد.
کُلولِ مجبور شد اين مطلب را درباره اسم مسند تصديق کند ، زيرا او گفت: در اين حالت به حرف نکره نياز است ، فقط هنگامي که مضمون متن آنرا ايجاب ميکند. بنابراين حتي او هم اقرار ميکند ، در صورت اقتضاي متن مترجمان مجاز هستند ، در اين نوع ساختار جمله ، حرف نکره را در کنار اسم قرار دهند.
آيا مضمون متن در يوحنا 1: 1 استفاده از حرف نکره را ايجاب ميکند؟ بلي ، زيرا شهادت کل کتاب مقدس اين است که عيسي قادر مطلق نيست. بنابراين ، قاعده دستورِ زبانيِ مشکوک کُلوِل نيست که بايد براي مترجمان راهنما باشد بلکه در اين موارد مضمون متن بايد مترجمان را راهنمايي کند. و از تعداد زيادي ترجمه به زبانهاي مختلف که حرف نکره را در يوحنا 1: 1 و در جاهاي ديگر ميگنجانند ، در مي يابيم که بسياري از علماي دين ، و همين طور کلام خدا ، با چنين قاعده ساختگيي موافق نيستند. [16]
2- برابر با خدا؟
نورمن گایسلر مینویسد : پولس میگوید قیل از انکه مسیح در صورت انسان ظاهر شود اشاره به تن گیری واقعی انسانی اوست او در صورت خدا بود[17] چنانکه در فیلیپیان میخوانیم :
و هیچ چیز را از راه تعصب و عجب مكنید بلكه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. 4 و هریك از شما ملاحظه كارهای خود را نكند بلكه هركدام كارهای دیگران را نیز.
5 پس همین فكر در شما باشد كه در مسیح عیسی نیز بود 6 او، اگر چه در شگل خدا وجود داشت، اما توجهی به تصرف نداشت به این معنی که او باید با خدا برابر باشد. 7 لیكن خود را خالی كرده صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد 8 و چون در شكل انسان یافت شد خویشتنرا فروتن ساخت و تا به موت بلكه تا به موت صلیب مطیع گردید. 9 از این جهت خدا نیز او را بغایت سرافراز نمود و نامی را كه فوق از جمیع نامها است بدو بخشید. (فیلیپیان 2: 3-9)
بررسی و نقد
فيلپيان 2: 6 ترجمه دُووِي کاتوليک ، سال 1609 ، درباره عيسي ميگويد: چون در شکل خدا بود فکر کرد که مساوي بودن با خدا سرقت نيست. ترجمه کينگ جيمز. سال 1611 ، نيز شبيه به اين ترجمه است. هنوز بعضي افراد از تعدادي از اين ترجمه ها براي حمايت از اعتقادِ برابري عيسي با خدا استفاده ميکنند. اما توجه کنيد که ساير ترجمه ها اين آيه را چگونه ارائه ميدهند:
1904: چون در صورت خدا بود با خدا برابر بودنرا غنيمت نشمرد. ترجمه فارسي کتاب مقدس چاپ 1904.
1965: او – حقيقتاً از طبيعت الهي! – هرگز در اثر اعتماد به نفس ، خود را مساوي خدا نساخت. عهد جديد ، چاپ تجديد نظر شده ، از فريدريش فِفلين.
1968: او ، اگر چه در شکل خدا بود ، مساوي بودن با خدا را مانند چيزي که بخواهد حريصانه از آن خود بکند ، مدنظر نداشت. لا بي بيا کونکورداتا.
1981: اگر چه او از ازل داراي الوهيت بود ولي اينرا غنيمت نشمرد که برابري با خدا را به هر قيمتي حفظ کند. انجيل شريف ، ترجمه جديد فارسي.
1984: او ، اگر چه در شکل خدا وجود داشت ، اما توجهي به تصرف نداشت به اين معني که او بايد با خدا برابر باشد. ترجمه دنياي جديد از کتاب مقدس.
1985: او که در شکل خدا مي بود ، برابر بودن با خدا را مانند چيزي که بايد به چنگ آورد بشمار نياورد. کتاب مقدس اورشليم جديد.[18]
با اين وجود برخي ادعا ميکنند که حتي اين ترجمه هاي دقيقتر تلويحاً دلات ميکنند بر اين که عيسي از قبل داراي برابري بود اما مايل به حفظ آن نبود يا اينکه او نيازي نداشت که برابري را به چنگ آورد زيرا از آن برخوردار بود.
در اين مورد ، رالف مارتين ، در رساله پولس به فيلپيان درباره اصل متن يوناني ميگويد: با اين وجود ، معلوم نيست که مفهوم اين فعل بتواند از معني حقيقي خود که (غصب کردن) ، (با خشونت قاپيدن) است ، بتدريج دور شود و به معني (محکم نگاه داشتن) تغيير يابد. همچنين مفسر عهد يوناني ميگويد: نميتوانيم عبارتي بيابيم که در آن [هار.پازو] يا هرگونه کلمه مشتق از آن داراي مفهوم (در مايملک خود نگاه داشتن) ، (محفوظ نگاه داشتن) باشد. بلکه به نظر ميرست که به نحو تغيير ناپذيري به معني (غصب کردن) يا (با خشونت قاپيدن) است. بنابراين مجاز نيست که لغزش خورده و از مفهوم واقعي (به چنگ آوردن) به مفهوم (محکم نگاه داشتن) ، که کاملاً متفاوت است ، برسيم.
از آنچه ذکر شد ، آشکار ميشود که مترجمان ترجمه هايي از قبيل دُووِي و کينگ جيمز قواعد را طوري مي پيچانند که از عقايد معتقدان به تثليث پشتيباني شود. اگر متن يوناني فيلپيان 2: 6 را بيطرفانه بخوانيم ، منظور از آن اين نيست که عيسي فکر ميکرد شايسته است با خدا برابر باشد ، بلکه درست عکس آن ، اين که او فکر نميکرد چنين کاري شايسته است.
آيات جانبي (3 – 5 ، 7 ، 8 ، ترجمه دوُوِي) آشکار ميسازد که آيه 6 را چگونه بايد فهميد. اهالي فيلپي چنين ترغيب شدند: با فروتني ديگران را از خود بهتر بدانيد. آنگاه پولس مسيح را نمونه برجسته اي از اين طرز تلقي قلمداد ميکند: پس همين فکر در شما باشد که در مسيح عيسي نيز بود. چه فکري؟ (اين فکر که مساوي بودن با خدا سرقت نيست)؟ خير ، درست عکس اين نکته! عيسي که (خدا را بهتر از خود و محترم ميدانست) هرگز (مساوي بودن با او را غصب نميکرد) ، بلکه در عوض ، خويشتن را فروتن ساخت تا به موت . . . مطيع گرديد.
مطمئناً ، نميتوان چنين چيزي را درباره بخشي از خداي قادر مطلق بيان کرد. آن سخن درباره عيسي مسيح است ، که بطور کامل نکته اي را که پولس در اينجا ميگويد ، نشان داد – يعني اهميت فروتني و اطاعت از شخص برتر و خالق ، يَهُوَه خدا.[19]
3- مسیح خداي پسر يا پسر خدا
يكي ديگر از استدلالات مسیحیان برای خداوندی مسیح اين است که در كتاب مقدس، از عیسی مسیح به عنوان پسر خدا یاد شده[20]
در مرقس میخوانیم «پس عيسي آوازي بلند برآورد و جان داد ... و چون يوزباشي كه مقابل وي ايستاده بود، ديد كه بدينطور صدا زده، روح را سپرد، گفت: فيالواقع، اين مرد پسر خدا بود.» (مرقس16: 37-39)
و در موارد زيادي در كتاب مقدس مسيح پسر خدا ناميده شده [21]البته پسر خدا بودن مسیح ربطی به تولدش از مریم باکره ندارد بلکه او قبل از اینکه از مریم باکره متولد شود پسر خدا بود [22]
نقد و بررسی
الف)- در جواب به اين دليل بايد گفت كه: وقتي به كتاب مقدس مراجعه ميكنيم، ميبينيم در ادبيات اين كتب، خداوند پدر همه مؤمنين و صالحين خوانده شده است و به ایماندارن پنین اموزش داده شده تا خدا را پدر بخوانند . و حتي در مواردي در تعاليم حضرت عيسي عليهالسلام آمده است كه هنگام دعا كردن خداوند را بعنوان «پدر» خطاب كنيد: نمونه اين ادبيات در آيات زير ببينيد: «پس شما به اينطور دعا كنيد:
اي پدر ما كه در آسماني، نام تو مقدس باد (متي6: 9 و 14)
در موارد متعددی از آیات کتاب مقدس مسیح هم به پدر آسمانی خدا خطاب کرده در حالی که اگر خودش نیز خدا بود نمیبایست وی را خدا خطاب کند
«... وليكن نزد برادران من رفته، به ايشان بگو كه نزد پدر خود و پدر شما، و خداي خود و خداي شما ميروم.» (يوحنّا20: 17)[23]
فرزند خدا بودن اختصاصی به مسیح ندارد بلکه هر کسی که اطاعت خدا کند فرزند خدا خطاب میشود
در متی میخوانیم :«من به شما ميگويم كه: ... (اعمال صالح انجام دهيد) تا پدر خود را كه در آسمان است پسران شويد» (متي5: 44-45)
و به طور کلی در کتاب مقدس هر کس عادل باشد فرزند خداست و اختصاصی به مسیح ندارد «اگر فهميدهايد كه او (خدا) عادل است، پس ميدانيد كه هر كه عدالت را بجا آورد، از وي تولد يافته است» رساله اول يوحنا2: 29:[24]
ب)- و در ادبیات کتاب مقدس همه مومنین فرزندان خدا هستند و اختصاصی به مسیح ندارد و به طور اختصاصي داود و سليمان و آدم (ع) فرزند خدا خوانده شدند «حضرت موسي عليهالسلام به بنی اسرائیل فرمود:
شما پسران يَهُوَه خداي خود هستيد.» (11ـ سفر تثنيه14: 1)
و یا خداوند به موسی (ع) دستور داد که به فرعون بگو یَهُوَه چنین میگوید: اسرائیل پسر من و نخستزادة من است و به تو میگویم پسرم را رها كن تا مرا عبادت نماید و اگر از رها كردنش اِبا نمایی همانا پسر تو یعنی نخستزادة تو را میكشم.” (خروج 22:4)
و در این عبارت بنی اسراییل نه تنها پسر خدا بلکه نخست زاده خدا خطاب میشود
در پيدايش 6 : 2 میخوانیم « پسران خدا دختران آدميان را ديدند»
در اول تواریخ میخوانیم: «خداوند به داود فرمود:
چون روزهاي عمر تو تمام شود ... بعد از تو نَسلَت را برميانگيزم ... او خانهاي براي من بنا خواهد كرد ... من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود ...» (13ـ اول تواريخ17: 11-14)
یا یوحنا میگوید «و اما به آن كساني كه او را قبول كردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، يعني به هر كه به اسم او ايمان آورد، كه نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلكه از خداوند تولد يافتند» يوحنّا1: 12 و 13:
یو حنا نیز میگوید :«اي حبيبان، يكديگر را محبت بنماييم زيرا كه محبت از خداست و هر كه محبت مينمايد از خدا مولود شده است و خدا را ميشناسد.» ـ رساله اول يوحنّا4: 7:
. و یا در باره حضرت داود داریم «(خداوند به حضرت داود فرمود:) تو پسر من هستي امروز تو را توليد كردم» ـ كتاب مزامير، مزمور2: 7:
یوحنا مینویسد : 1 هر كه ایمان دارد كه عیسی مسیح است از خدا مولود شده است ( اول یوحنا 5:1)
اول تواريخ 28 : 6 «و به من گفت: پسر تو سليمان او است که خانه مرا و صحن هاي مرا بنا خواهد نمود. زيرا که او را برگزيده ام تا پسر من باشد و من پدر او خواهم بود.»
از ذکر ساير موارد خودداري مي کنيم و به ذکر چند آدرس اکتفا مي کنيم: خروح 4 : 23 ، مزامير 2 :7، اول تواريخ 17 : 13، هوشع 1 : 10، ارميا 31 : 9، اشعيا 63 : 16، انجيل متي 5 : 45 و 6 : 6، 23 : 9، انجيل لوقا 20 : 36 و 3: 38، انجيل يوحنا 1 : 12 و 20 : 17، رساله اول يوحنا 3 : 10 و 2 : 29 و 4 : 7 رساله پولس به روميان 8 : 14 رساله پولس به فيليپیان 2 : 15
. و این در حالی است که پولس مینویسد: عيسي به واسطه رستاخيزش به پسر خدا معروف شد (روميان 4:1)
گایسلر نیز اذعان میکند مفهوم پسر خدا مفهوم مجازی و استعاری دارد مثلا از مسافر به عنوان این السبیل (پسر راه ) سخن گفته میشود تنها در همین مفهوم گسترده تر میتوان از عیسی به عنوان پسر خدا یاد کرد . [25]
4- خدا و خداوند
در اناجیل موارد متعددی وجود دارد که از عیسی مسیح با عنوان خدا و خداوند نام برده شده است
پولس در نامه به رومیان (روميان 9:10) مینویسد عیسی خداوند است
الیتسر مگ گراث مینویسد چنين به نظر ميرسد اصطلاح خداوند - يوناني kyrios و آرامي mar – دلالتهاي قوي داشت زيرا معرف چهار حرف عبري YHWH بود كه چون يهوديان از بردن ان امتناع ميكردند در ترجمه سبعيني به جان ان واژه kyrios گذاشته بود [26]
ريمند براون عقيده دارد كه عيسي در سه جا خدا خوانده شد
- ابتداي انجيل يوحنا
- اعتراف توما وي مسيح قيام كرده را ( خداوند من و خداي من ) خطاب ميكند
- در اغاز رساله عبرانيان عيسي خدا ياد شده (عبرانيان 8:1) [27]
ولی ایا این عبارات میتواند نشان از الوهیت مسیح داشته باشد
بررسی و نقد
آيا گفتن اين موارد با تعليمات کتاب مقدس ، که ميگويد تنها يک خدا وجود دارد ، تناقض دارد؟ خير ، زيرا گاهي کتاب مقدس از اين اصطلاح براي اشاره به مخلوقات توانا استفاده ميکند. که در در مزمور 8: 5 ميخوانيم: او [انسان] را از فرشتگان [شبه خدايان (به عبري الوهيم)] اندکي کمتر ساختي. عيسي در دفاع از خود عليه اتهام يهوديان ، مبني بر ادعاي خدا بودن او ، به اين نکته اشاره کرد که آيا در تورات شما نوشته نشده است که من گفتم شما خدايان هستيد . . . آنانيرا که کلام خدا بديشان نازل شد خدايان خواند ، يعني داوران انساني را. (يوحنا 10: 34 ، 35 ؛ مزمور 82: 1 – 6) حتي شيطان هم در 2قرنتيان 4: 4 خداي اينجهان خوانده ميشود. [28]
و در قرنتیان میخوانیم که پولس رسول می نویسد: پس دربارة خوردن قربانیهای بتها میدانیم كه بت در جهان چیزی نیست و اینكه خدایی دیگر جز یكی نیست. 5 زیرا هرچند هستند كه به خدایان خوانده میشوند چه در آسمان و چه در زمین چنانكه خدایان بسیار و سروران بسیار میباشند 6 لكن ما را یك خداست یعنی پدر كه همه چیز از اوست و ما برای او هستیم و یك سرور یعنی عیسی مسیح كه همه چیز بواسطه اوست و ما بواسطه او هستیم.
(اول قرنتیان 8: 4-6)
و خود عیسی مسیح توشیح میدهد واژگان خدا در کتاب مقدس میتواند چه مفهومی داشته باشد هنگامی که یهود به عیسی مسیح اعتراض کردند که ما به این دلیل تو را سنگ میزتیم که خود را خدا میخوانی عیسی مسیح پاسخ میدهد
34 عیسی در جواب ایشان گفت: “آیا در تورات شما نوشته نشده است كه من گفتم شما خدایان هستید؟ 35 پس اگر آنانی را كه كلام خدا بدیشان نازل شد خدایان خواند و ممكن نیست كه كتاب محو گردد 36 آیا كسی را كه پدر تقدیس كرده به جهان فرستاد بدو میگویید كفر میگویی از آن سبب كه گفتم پسر خدا هستم؟ (انجیل یوحنا 10: 34)
در سفر خروج نیز مینویسد که موسی خدای فرعون بوده است
و یَهُوَه به موسی گفت: “ببین تو را بر فرعون خدا ساخته ام و برادرت هارون نبی تو خواهد بود (خروج 7: 1)
عيسي مقامي بسيار والاتر از فرشتگان ، از انسانهاي ناکامل ، يا از شيطان دارد. از آنجايي که اينان خدايان ، يعني قدرتمندان ، خوانده ميشوند ، بدون شک عيسي نيز ميتواند خدايي باشد و هست. و یا چنانچه مک گراث بیان کرده بود ، عيسي (خداي قدير) است: زیرا كه برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و آقا سلامتی خوانده خواهد شد اشعيا 9: 6.
آيا کلمات خداي قدير که در انگليسي با حروف بزرگ نوشته ميشود ، نشان دهنده آن است که عيسي به طريقي با يَهُوَه خدا برابر است؟ به هيچ وجه. اشعيا صرفاً نبوّت کرد که اين توصيف يکي از چهار نامي خواهد بود که عيسي به آنها ناميده خواهد شد ، و در زبان انگليسي چنين اساميي با حروف بزرگ نوشته ميشوند. با وجود اين ، اگر چه عيسي قدير خوانده شد ، اما فقط يک نفر قادر مطلق است. يَهُوَه را قادر مطلق خواندن تنها در صورتي معنا دارد که کسان ديگري نيز وجودداشته باشند که خدايان خوانده شوند اما در مقام پايين تر و کهتر.
بولتن کتابخانه جان ريلَندز در انگلستان مينويسد که طبق نظر عالِم الهيات کاتوليک کارل رانِز مینویسد: اگر نويسندگان عهد جديد معتقد مي بودند که اين امر حياتي است که ايمانداران اعتراف کنند ، عيسي (خدا) [قادر مطلق] است ، آيا اين که تقريباً هيچ اثري از چنين اعترافي در عهد جديد وجود ندارد ، قابل توضيح مي بود؟
اما درباره توماي رسول چه ميتوان گفت ، که در يوحنا 20: 28 به عيسي گفت ايخداوند من و اي خداي من؟ براي توما ، عيسي مانند (خدايي) بود ، بخصوص در وضعيت معجزه آسايي که او را برانگيخت تا چنين اظهار تعجب کند. بعضي از علماي دين پيشنهاد ميکنند که ممکن است توما فقط از فرط تعجب احساسات خود را به عيسي ابراز کرده باشد ، اما خطاب او به خدا بوده است. در هر صورت ، توما عيسي را خداي قادر مطلق نميدانست ، زيرا او و رسولان ديگر ميدانستند که عيسي هرگز ادعا نکرد که خداست ، بلکه تعليم داده بود که فقط يَهُوَه تنها خداي حقيقي است. – يوحنا 17: 3.
بار ديگر ، آيات جانبي ما را ياري ميکنند تا اين مطلب را دريابيم. چند روز قبل از آن عيساي رستاخيز يافته به مريم مجدليه گفته بود تا به شاگردان بگويد: نزد پدر خود و پدر شما و خداي خود و خداي شما ميروم. (يوحنا 20: 17) اگر چه عيسي در آن زمان بصورت روحي قدرتمند رستاخيز يافته بود ، اما هنوز يَهُوَه خداي او بود. عيسي حتي در آخرين کتاب از کتاب مقدس ، پس از اين که جلال يافت ، همچنان به خدا به همين شکل اشاره ميکند. – مکاشفه 1: 5 ، 6 ؛ 3: 2 ، 12.
درست سه آيه پس از اظهار شگفتي توما در يوحنا 20: 31 ، کتاب مقدس موضوع را با بيان اين مطلب روشنتر ميکند: اينقدر نوشته شد تا ايمان آوريد که عيسي مسيح و پسر خدا است ، نه اين که او خداي قادر مطلق است. و منظور از پسر معناي تحت اللفظي آن است ، مانند پدر و پسر عادي ، و نه جزئي اسرار آميز از ذاتي الهي تثليثي.[29]
5- علم بی نهایت مسیح
یکی دیگر از استدلالهایی که مسیحیان بر خداوندی مسیح می آوردنداین است که او علم بی نهایت دارد و به همه چیز آگاه است و این صفتی است که مخصوص خداست . هيچ آفريدهاي، هر اندازه هم به درجات والاي كمال رسيده باشد، نميتواند چنين علم مطلقي را داشته باشد. اما عهد جديد مسيح را براي ما به گونهاي به تصوير ميكشد كه علم مطلق دارد. يعني به همه چيز داناست از گذشته و حال آن گرفته تا آينده.
در انجيل يوحنا از قول یکی از شاگردان مسیح نقل میکند كه مسيح:
«همه چيز را ميدانست». (يوحنا2: 24-25)
شاگردان مسيح نيز به اين ويژگي او گواهي دادهاند، آنجا كه ميگويند:
الآن دانستيم كه همه چيز را ميداني (يوحنا16/30)
همچنين مسيح از قبل ميدانست كه چه كسي در آينده به او خيانت خواهدكرد. (يوحنا6: 46)
. دانشمندان مسيحي استدلال مي کنند که مسيح نيز مانند خداوند به همه چيز آگاه است. بنا براين او نيز صفات خداوندي را داراست ، لذا سرشت الهي دارد .
پاسخ
آياتي كه مسيحيان به آن براي علم مطلق مسيح استدلال كردند آياتي نيست كه خود مسيح در باره خود گفته باشد بلكه آياتي است كه ديگران در باره مسيح گفتند ولي خود مسيح به صراحت و بدون هيچ ترديدي در انجيل در باره خود اذعان ميكند كه نميداند ؛ از جمله :
در انجيل مرقس به نقل از مسيح آمده است:
ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطّلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم (مرقس 13/33)
گر چه مسیحیان پاسخ می دهند علم مطلق مسیح مربوط به شخصیت الوهی مسیح است مسیح در این موارد که حاکی از بی اطلاعی اوست به عنوان یک انسان صحبت می کرده و شخصیت انسانی او بوده که بی اطلاع بوده است . ولی باید دقت کرد که حضرت مسیح در حالتی که خود را پسر خوانده و با وصف پسر بودن اظهار بی اطلاعی کرده است.
همين سخن در انجيل متي (متي 24/36) نيز آمده است . اگر مسيح پروردگاري مي بود که از غيب آگاه مي بود ، علم به روز قيامت و رستاخيز را از خود نفي نمي کرد .
ب)- و در انجيل بار ها آمده است كه مسيح نياز به آموزش داشت و از پدر چيز هاي زيادي مي اموخت در انجيل يوحنا به نقل از مسيح آمده است : زیرا که پدرپسر را دوست می دارد و هر آنچه خود می کند بدو می نماید و اعمال بزرگتر از این بدو نشان خواهد داد تا شما تعجب نمایید (يوحنا 5/20) . بر اساس اين آيه مسيح به برخي از کارها علم ندارد و خداوند آن کارها را به او مي اموزاند
و مسيح اذعان ميكرد كه از نزد خود هيچ ندارد بلكه هر چه دارد از آن چيزي است كه شنيده و به وي آموختند :
« من از خود هيچ نميتوانم كرد بلکه به آنچه شنیده ام داوری خواهم کرد و داوری من عادل است زیرا من طالب اراده خود نیستم بلکه اراده پدریکه من را فرستاده است» (يوحنّا5: 30)
آیا این صحیح است که بگوییم خدایی هست که از نزد خود هیچ اختیاری ندارد و به آنچه شنیده است سخن میگوید
افزون بر اين بسياري از انبيا در کتب عهد قديم نيز مانند مسيح به غيب آگاه بودند ولي نشنيديم که کسي قائل به خدا بودن آنها شود يا بگويد که انها سرشتي الهي دارند . انبياي زيادي مانند يعقوب، موسي، سموئيل، ايليا و اليشع از نمونه هاي آنند آیا باز هم می توان گفت مسیح علم بی نهایت دارد؟
[1] - R. C. Sproul،
[2] - نقل از ویکی پدیا واژه تثلیث
[3] - Journal of Biblical Literature, edited by Jesuit Joseph A. Fitzmyer, نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity?
[4] - Journal of Biblical Literature نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity?
[5] - نورمن گایسلر – پاسخ به اتهام ص 228
|
[6]- 1808: |
"and the word was a god." The New Testament in an Improved Version, Upon the Basis of Archbishop Newcome's New Translation: With a Corrected Text. |
|
[7] - 1864: |
"and a god was the word." The Emphatic Diaglott, interlinear reading, by Benjamin Wilson. |
|
[8] - 1928: |
"and the Word was a divine being." La Bible du Centenaire, L'Evangile selon Jean, by Maurice Goguel. |
|
[9] - 1935: |
"and the Word was divine." The Bible—An American Translation, by J. M. P. Smith and E. J. Goodspeed. |
|
[10] - 1946: |
"and of a divine kind was the Word." Das Neue Testament, by Ludwig Thimme. |
|
[11] 1958: |
"and the Word was a God." The New Testament, by James L. Tomanek. |
|
[12] - 1950: |
"and the Word was a god." New World Translation of the Christian Greek Scriptures. |
|
[13] - 1975: |
"and a god (or, of a divine kind) was the Word." Das Evangelium nach Johannes, by Siegfried Schulz. |
|
[14] - 1978: |
"and godlike kind was the Logos." Das Evangelium nach Johannes, by Johannes Schneider. |
[15] - .American Standard Version Joseph Henry Thayer. نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity?
[16] - Should You Believe in the Trinity?
[17] - نورمن گایسلر و عبد الصلیب . پاسخ به اتهام ص 206
[18] -
|
1869: |
"who, being in the form of God, did not regard it as a thing to be grasped at to be on an equality with God." The New Testament, by G. R. Noyes. |
|
1965: |
"He—truly of divine nature!—never self-confidently made himself equal to God." Das Neue Testament, revised edition, by Friedrich Pfäfflin. |
|
1968: |
"who, although being in the form of God, did not consider being equal to God a thing to greedily make his own." La Bibbia Concordata. |
|
1976: |
"He always had the nature of God, but he did not think that by force he should try to become equal with God." Today's English Version. |
|
1984: |
"who, although he was existing in God's form, gave no consideration to a seizure, namely, that he should be equal to God." New World Translation of the Holy Scriptures. |
|
1985: |
"Who, being in the form of God, did not count equality with God something to be grasped." The New Jerusalem Bible. |
[19] اقتباس از - Should You Believe in the Trinity?
[20] - - الیستر مگ گراث ، در آمدی بر الاهیات مسیحی ، ص 357
[21] . متي، 3 : 17 ؛ 4: 3 و 6 ؛ 8 : 29 ؛ 14 : 33 ؛ 16 : 16 ؛ 17 : 5 ؛ 26 : 63 ؛ 27 : 54
مرقس، 1 : 1 ؛ 1 : 11 ؛ 3 : 11 ؛ 5 : 7 ؛ 9 : 7 ؛ 14 : 61 و 62
لوقا، 1 : 32 و 35 ؛ 3 : 22 ؛ 4 : 41 ؛ 9 : 35 ؛ 22 : 70
يوحنا، 1 : 34 ؛ 1 : 49 ؛ 3 : 16 و 18 ؛ 5 : 24 و 25 ؛ 9 : 35 ؛ 10 : 36 ؛ 19 : 7 ؛ 20 : 31
[22] . استوارت الیوت ، راز تثلیث ،ص 130
[23] . به موارد ديگري توجه كنيد: «پس مثل ايشان (امتهايي كه تكرار باطل ميكردند) مباشيد زيرا كه پدر شما حاجات شما را ميداند پيش از آنكه از او سؤال كنيد» ـ متي6: 8:
[24] . نمونه های دیگر ی هم در آیات وجود دارند مثلا لوقا از مسیح روایت میکند که:«زيرا ممكن نيست كه ديگر بميرند (كساني كه مستحق رسيدن به آن عالم هستند) از آن جهت كه مثل فرشتگان و پسران خدا ميباشند، چونكه پسران قيامت هستند» ـ لوقا20: 36:
در متی نیز میخوانیم :«همچنين بگذاريد نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نيكوي شما را ديده، پدر شما را كه در آسمان است تمجيد نمايند.» ـ متي5: 16:
[25] - گایسلر . نورمن . پاسخ به اتهام ص 198
[26] - الیستر مگ گراث ، در آ»دی بر الاهیات مسیحی ، ص 359
[27] - الیستر مگ گراث ، در آ»دی بر الاهیات مسیحی ، ص 360
[28] - كه در ایشان خدای این جهان فهمهای بیایمانشان را كور گردانیده است كه مبادا تجلّی بشارت جلال مسیح كه صورت خداست ایشانرا روشن سازد.
[29] - Should You Believe in the Trinity?
من فکر می کنم به دنبال آن می کوشم و سپس می یابم و در آخر یافته هایم را با دوستانم تقسیم می کنم و از یافته های دوستانم هم بهره می برم.