در کتاب مقدس من نتوانستم برای این مطلب توجیهی بیابم

اگر شما می توانید من را راهنمایی کنید

موضوع مناظره

پسر بايد سزای گناه پدر را ببيند

 

نويسنده: نیما

 

 

 

سلام
در پیدایش 9/18 نوشته
نوح به فلاحت مشغول بود و شراب نوشید وعریان داخل خیمه شد حام برهنگی او را دید

و دو برادر خود در بیرون را خبر کرد و سام و یافث ردا بر روی پدر انداختند

نوح متوجه شد و در یافت که پسر کهترش با وی چه کرده

ولذا پس گفت کنعان ملون باد و برادران خود را بنده بندگان باشد
سوال من این است که در پیدایش 10/1 امده که این است

پیدایش پسران نوح سام حام و یافث و از ایشان بعد از طوفان پسران متولد شدند....

 پسران حام (عبارتند از )کوش و مصرایم و فوط و کنعان



1- چرا وقتی پدر گناه می کند پسر باید عقاب شود
2-اگر بناست پسران به گناه پدر بسوزند چرا از 4 پسر حام فقط یکی مستوجب

عقاب می شود
3- چرا کنعان که قرعه شانس بر دوش او افتاد وبلا کش برادران خود شد

 به همین بسنده نشد و علاوه بر بلاکشی برادران باید حتی بنده انان هم میشد
4- با توجه به متن 10/1 میشود نتیجه گرفت که اصلا کنعان بعد از طوفان

متولد شده و او فرزند کهتر حام هم هست ( زیرا در موقع ذکر فرزندان

حام نفر اخر امده) و این داستان مال موقع ان اتفاق بلافاصله بعد از طوفان بوده

 و در ان موقع کنعان بیچاره اصلا وجود خارجی نداشته
4-و این مساله در عهد عتیق به همین یک مورد محدود نمی شود

و ما می بینیم که در چند جای ان امده که پسران تا چهار نسل

به گناه پدرشان عقاب می شوند و یا نوشته

زنا زاده و فر زندان وی تا ده نسل نباید وارد جماعت خدا شوند
چرا باید گناه پدران را فرزندان متحمل شوند ؟(پیدایش۲۳/۳)

 

و بعلاوه خدا وند در این داستان سوگند یاد کرد که دیگر هیچ ذی جسدی از اب طوفان هلاک نشود . طوفان بعد از این نباشد تا زمین را خراب کند(پیدایش 9/12)
نشان ان را رنگین کمان قرار داد تا هر موقع که خداوند به ان نگریست به یاد اورد این عهدی را که خدا با هر ذی جسدی بست(9/16)

در حالی که ما می بینیم عملا این عهد خدا در بسیاری از موارد فراموش میشود از زمانهای سابق گرفته تا زمان حاضر که تسونامی و طوفان کاترینا نمونه هایی از ان است و خداوند چرا چنین عهدی بست ولی به ان عمل نکرد
وایا واقعا رنگین کمان نشان همین عهد است

با سپاس فراوان

 

پاسخ توسط:مسیح

سه شنبه 6 دي1384 ساعت: 13:54

دوست خوبم , جهان اسطوره و بسیاری از روایات عهد عتیق , از جنس خرد و منطق انسان امروز نیستند و یافتن پاسخ برای چنین پرسش هایی از چنین راههایی به نظر میسر نمی رسد. این که پسر باید به گناه پدر عقاب شود هم مساله ای نیست که تنها در کتاب مقدس از آن سخن به میان آمده باشد. از من بپذیر که طرح چنین پرسش هایی و تلاش برای یافتن پاسخ آن ها معمولا به نتیجه نخواهد رسید و اختلاف نظر و تفاوت در آرا و اندیشه ها امری دایمی به نظر می رسد. فهم مشترک هم به باور من یک رویاست چرا که همه ی آن چه در ذهن تو وجود دارد با آن چه که در ذهن من است از اساس تفاوت دارد. ( مثلا تصویر الینه شده و ساخته شده از درخت در ذهن 2 برادر حتی, کاملا متفاوت است. پس وای به حال این مفاهیم کلان و انتزاعی.
دوست خوبم , به تجربه دریافته ام که اگر به دنبال تناقضات بگردی , در همه جا آن ها را پیدا می کنی. مگر می توان ادعا کرد که اسلام و قران از این گونه تناقضات دارند ؟ اما آیا باید پیوسته بر آن ها پافشاری کرد؟! حقیقت و به زعم من معنویت بدون همه ی این ها و بی نیاز از همه ی این ها وجود دارد و به حیاتش ادامه می دهد . گاهی شاید بهتر باشد سوالاتمان را بی پاسخ رها کنیم یا اگر می خواهیم جواب آن ها را بیابیم خیلی خیلی عمیق تر از این ها , و البته در حوزه های گوناگون مطالعات جدی در منابع دسته اول داشته باشیم. به هر حال بدون دریافتن پاسخ این سوالات هم می توان شادمانه و انسان زیست!
موفق باشید!

 

 

نويسنده: پرسشگر

سه شنبه 6 دي1384 ساعت: 23:41

و بشارت بده به بندگان من آنانیکه سخنان (مختلف) را میشنوند و از بهترین آن ها پیروی میکنند (قرآن کریم)


سلام
سلامی به عمق اندیشه .به زیبای فکر . و به روشنایی حقیقت

دوست هموطنم

ایا نباید اندیشید؟
ایا کسی حق ندارد برای یافن حقیق بکوشد فکر کند تا راه را بیابد
چرا باید سوالاتمان را بی پاسخ رها کنیم
چرا حق نداریم برای یافتن آنها تلاش کنیم
اگر راه آن مطالعه در منابع دست اول است چه منبعی دست اول تر از کتاب مقدس
کاری که من کردم
یک بار با دقت آن را از اول تا آخر خواندم و در اول نه با دید انتقادی بلکه با دیدمثبت خواندم ولی آنقدر سوالات و اشکالات برای من پدید امد و برای یافتن جواب آنها بسیار کوشیدم با مسیحیان زیادی صحبت کردم ولی هر چه بیشتر کوشیرم کمتر پاسخی یافتم
اگرحقیقتی وجود دارد که در آن سوالاتی بی پاسخ هست ایا واقعا می توان انرا حقیقت نامید
چگونه انسان می تواند نفهمد و شادمانه زندگی کند
چرا ما باید نفهمیم و در عین حال اذعان کنیم که راه حقیقت این است
و چرا نمی توان به یک فهم مشرک دست یافت

ایا بهتر نیست ما راه فهمیدن را باز کنیم
واجازه دهیم انسانها مسیر خود را عالمانه بیابند و از آن پیروی کنند

چرا بسیاری از روایات عهد عتیق , از جنس خرد و منطق انسان امروز نیستند
و چرا یافتن پاسخ برای چنین پرسش هایی از چنین راههایی به نظر میسر نمی رسد.
ایا منطق و خرد انسان امروزی با منطق و خرد انسان دیروز فرق دارد یا کمتر است که نمیفهمد
ایا اگر مطلب نادرستی را علاوه بر کتاب مقدس در جای دیگری هم آمده بوددلیل بر صحت آن می شود
شما چه راهی پیشنهاد میکنی تا من سوالتم را از آن مسیر حل کنم
راهی جز اندیشیدن.فکر کردن.سوال کردن.و جواب شنیدن