تناقضات عهد عتیق
تناقض؟چرا؟
آيا در کتاب مقدس تناقض وجود دارد؟؟
يکي از مشکلاتي که در هنگام مطالعه و بررسي کتاب مقدس بروز ميکند وجود موارد متناقض است که با عث ميشود ميبزان اعتماد ما را نسبت به اين متن آسماني تضعيف کند. مي دانيم که در يک کتاب نوشته بشر وجود تناقض مي تواند محتمل باشد ولي کتابي را که مي خواهيد به خدا نسبت دهيم اگر حتي يک تناقض در آن وجود داشته باشد اعتبار آن را زير سوال مي برد و وجود يک اشتباه امکان اشتباهات بيشتر را هم به همراه دارد و لذا شايد ديگر نتوان تمام مطالب آن کتاب را بدون دغدغه به خداوند نسبت داد زيرا کتابي که در آن اشتباه و تناقض راه دارد نمي تواند وحي خداوند باشد در قرآن مجيد مي فرمايد:... (( اگر اين کتاب از نزد غير خدا بود همانا اختلافات زيادي در آن يافت ميشد چرا تفکر نميکنيد؟
=============================================
با هم می خوانیم
بررسی اختلافات و تناقضات کتاب مقدس:
۱- داود چند نفر از سواران پادشاه صوبه را دستگير کرد ؟ ۱۷۰۰ يا ۷۰۰۰ نفر
در دوم سموييل ۴:۸ مي نويسد: داود هزار و هفتصد سوار و... از او گرفت
در دوم تواريخ ايام ۴:۱۸ مي نويسد: داود ...هفت هزار سوار...از او گرفت
۲- اخزيا پادشاه بني اسراييل هنگام پادشاهی چند سال داشت ؟ ۴۲ سال يا ۲۲ سال
- دوم تواريخ ۲:۲۲ مي نويسد اخزيا چهل و دو ساله بود که پادشاه شد
- دوم پادشاهان ۲۶:۸ مي نويسد اخزيا چون پادشاه شد بيست و دو سال داشت
۳- فرمانده جنگي داود در يک حمله چند نفر را کشت؟ ۸۰۰ يا ۳۰۰
- دوم سموييل ۸:۲۳ مي نويسد با يک حمله هشتصد نفر را کشت
-اول تواريخ ۱۱:۱۱ مي نويسد در يک حمله سيصد نفر را کشت
۴- يهوياکين چند سالگي به پادشاهي رسيد؟ ۸ يا ۱۸
-دوم تواريخ ايام ۲:۲۲ مي نويسد يهوياکين هشت ساله بود که به پادشاهي رسيد
- در دوم پادشاهان ۸:۲۴ مينويسد يهوياکين هجده ساله بود که به پادشاهي رسيد
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
آیا می دانیم مسیحیان به این تناقضات که تعداد آنها هم کم نیست چه پاسخی می دهند؟؟
می گویند ما یقین داریم که یکی از این دو عدد درست است و هر دو آنها نمی تواند صحیح باشد(که امری بدیهی است) و این اشتباه اشتباه نسخه بردار است و نسخه نویسان کتاب مقدس هنگام باز نویسی آن اشتباهاتی را دچار شدند
اما سوالی که پیش میاید این است که اگر در کتابی ما پذیرفتیم در یک مورداشتباه رخ داده آیا مشکوک نمی شویم که شاید اشتباهات بیشتری هم رخ داده و ما از آنها بی خبریم؟ مثلا اگر یک فروشنده ای مقدار زیادی طلا به ما داد و گفت همه آنها طلای واقعی است و در ده نمونه که میزانی برای سنجش داشتیم متوجه شدیم که طلای اصلی نیست و فروشنده سهوا یا عمدا آن را با طلای قلابی معاوضه کرده شما نسبت به باقی طلاها چه کار میکنید؟؟ باقی را بدون امتحان می پذیرید؟ که طلا است؟ یا در تک تک نمونه ها امتحان مینمایید و با وسایل دقیق میسنجید تا نکند ...؟؟ ما که برای یک طلای کم ارزش این چنین دقت میکنیم آیا نباید برای سعادت ابدیمان چنین کنیم؟؟ آیا نباید برای شناخت مهمترین برنامه سعادتمان چنین دقتی را مبذول داریم؟
شما چقدر به کتابی که در دهها مورد آن به طور وضوح دست برده شده اعتماد میکنید؟؟؟؟؟؟ و آیا این بی اعتمادی در جایی که بنا باشد آن کتاب تنها راهبر من به سوی خدایم باشد چطور ؟؟؟؟؟؟؟ اگر در مواردی مطالبش با عقل ناسازگار بود چی؟؟؟؟
