مناظره (آن نبی)
مناظره (آن نبی)
در پي درج مقالهاي در اينترنت، گفتگويي ميان نويسنده وبلاگ و يكي از دوستان مسيحي صورت گرفت كه شرح آن به همراه متن مقاله تقديم مي شود. بنا بر اين گفتوگوهاي اين مقاله بدون تغيير در محتوا و بر اساس يك مناظره واقعي نوشته شده است.
مستند:
موضوع :
طرفين گفتگو: نيما(مسلمان)، استفان(مسيحي)
مسلمان: سلام دوست عزيز.
در انجيل يوحنا عباراتي وجود دارد كه به راحتي ميتوان از آنها دريافت، مسيح آخرين فرستاده خدا نبوده و ما بعد از مسيح بايد چشم انتظار يك نبي ديگر هم باشيم. به نظر شما اين نبي كه بناست بعد از مسيح بيايد چه كسي است؟
در انجيل يوحنا ميخوانيم: در ابتداي دعوت مسيح وقتي که در جليليه ندا ميکرد، هرکس به من ايمان آورد از بطن او نهرها جاري ميشود، بسياري از گروه چون اين کلام را شنيدند، گفتند: آيا در حقيقت اين شخص همان نبي است؟ بعضي گفتند: او مسيح است(انجيل يوحنا ۴۰:۷). در اين آيه روشن و آشكار آمده است كه بنياسرائيل منتظر دو شخصيت بودند:
۱- مسيح
۲- آن نبي
زيرا سوال ميکنند: آيا او همان نبي است؟
باز انجيل يوحنا نقل ميكند، وقتي كه يحياي نبي، كه پسر خاله حضرت عيسي بود و چند ماه زودتر از ايشان به نبوت رسيد، مژده آمدن مسيح را به مردم ميداد يهوديان هئيتي را نزد يحيي فرستادند تا ببينند او كيست؟ آنان با توجه به بشارتهايي كه در عهد عتيق موجود بوده است، از وي سه سوال ميپرسند.
به برگزيده انجيل يوحنا دقت كنيد:
روزي سران قوم يهود از اورشليم چند تن از کاهنان را نزد يحيي فرستادند تا بدانند آيا او خود ادعا دارد كه مسيح است يا نه؟ يحيي روشن و بيپرده اظهار داشت: نه من مسيح نيستم. پرسيدند: خوب پس که هستيد؟ آيا الياس پيغمبريد؟ جواب داد: نه! پرسيدند: آيا شما آن پيامبر نيستيد که ما چشم به راهش ميباشيم؟ باز هم جواب داد: نه. (انجيل يوحنا 19:1).
با دقت در اين آيه به وضوح مييابيد که يهوديان منتظر سه شخصيت بودند:
1-الياس
2- مسيح
3- پيامبري که در انتظار اويند.
بحث از الياس (يا همان ايليا) هم مفصل است و هم ربطي به اين بحث ندارد. براي همين آن را فعلا مطرح نميكنيم. ميمانند دو نفر ديگر: يكي مسيح و ديگري(آن نبي).
نه ما مسلمانان و نه شما مسيحيان ترديد نداريم كه منظور از مسيح، خود حضرت عيسي است. پس تنها ميماند آن پيامبري که يهوديان منتظرش بودند. سؤال: آن پيامبر کيست؟ همان پيامبري که يهود انتظارش را ميکشيد؟ همان كسي كه غير از الياس و مسيح است؟
اين سوال پيوسته در بين يهوديان مطرح بوده است. بر اساس كتاب مقدس يهوديان از حضرت يحيي ميپرسند: اگر تو الياس نيستي و مسيح نيستي و آن پيامبر هم نيستي، پس به چه اجازهاي تعميد ميکني؟
چرا بني اسراييل از يحيي باز خواست ميکنند؟ جواب روشن است؛ چون فقط الياس، مسيح و آن پيامبر اجازه داشتند مردم را پاک کنند.
با توجه به سه بخش فوق كه از كتاب مقدس ارائه شد، تصريح شده است كه پيامبري نيامده و ما منتظر او هستيم.
حال دوست عزيزم آن پيامبر کيست؟
كه تا زمان مسيح نيامده بود!
خود مسيح هم نميتوانست باشد!
مومنان آن زمان نيز منتظرش بودند!
مسيحي: سلام. شما به متن دقت نكردهايد. واضح است كه اين دو (مسيح - آن نبي) يك نفرند. هر دوي اين نامها مانند اسم و فاميل مربوط به عيسي مسيح است.
فيض خداوندمان عيسي مسيح با شما باشد.
مسلمان: سلام. استفان عزيز، ابتدا مايلم به سوال من در اين زمينه پاسخ دهيد كه آيا يهوديان آن زمان هم معتقد بودند اين دو اسم براي يك نفر است يا خير؟ موفق باشيد.
مسيحي: بله، يهوديان آن زمان هم معتقد بودند كه اين دو اسم براي تأكيد به كار رفتهاند. مانند اين كه اسم يك نفر استفان باشد و فاميلي او هم داودي. وقتي كسي از راه دوري بيايد ميپرسد تو استفان هستي؟ تو داودي هستي؟ اين در حالي است كه همه ميدانند هر دو اسم (استفان و داودي) نام يك نفر است. در زمان مسيح هم همينطور بود. يهوديان ميدانستند مسيح و آن نبي اسم و فاميل مسيح است و لذا دوبار پرسيدند. ماراناتا آمين.
مسلمان: استفان عزيزم، اگر يهوديان آن زمان هم همين عقيده را داشتند، پس چرا بين خودشان اختلاف افتاد؟ چرا وقتي مسيح آمد، برخي گفتند او مسيح است و برخي ديگر گفتند: خير او آن نبي است؟! اگر ايشان ميدانستند كه مسيح و آن نبي دو اسم براي يك نفر است، دليلي براي اين اختلاف نداشتند. اختلاف مزبور نشانه اين است كه آنها عقيده داشتند، نامهاي مسيح و آن نبي براي دو نفر است. شاد باشيد.
مسيحي: سلام. خب كه چي! اين قبيل برگرفتهها، تنها نشان ميدهد که برخي از يهوديان درباره بسياري از بخشهاي تورات دچار کجفهمي بودند. فرض بگيريم كه يهوديان معتقد بودند مسيح و آن نبي دو نفرند. بنا بر اين فرض معلوم است كه آنان اشتباه ميكردهاند.
مسلمان: سلام. گر چه پاسخ شما عوض شد و فرض دومي را مطرح فرموديد، اما به خاطر اينكه جاي سوال باقي نماند، به بررسي اين فرض هم خواهيم پرداخت. ابتدا مايلم توجه شما را به دو نكته زير جلب كنم:
1- يهوديان آن زمان منفعتي براي تفسير اشتباه نداشتند تا بخواهند به اشتباه آيات را تفسير كنند؛ اما ما و شما امروزه در تفسير اين آيه منفعت داريم.
2- سند بشارت به آن نبي و مسيح در عهد عتيق نشان ميدهد كه مسيح بايد اسرائيلي باشد و آن نبي غير اسرائيلي.
مفسران كتاب مقدس وقتي به اين آيه انجيل يوحنا رسيدند، ذيل آن نوشتند: سند اين آيه و باور يهوديان مبني بر اينكه آن نبي بايد بيايد، از تورات سفر تثنيه فصل و آيه 18:18 ميباشد.
با توجه به گفته مفسران، به طور طبيعي اين بشارت ارتباط تنگاتنگي با بشارت تثنيه 18:18 مييابد. چون يهوديان بشارت به آن نبي را از تثنيه 18 : 18 گرفته بودند. حال اگر تكليف بشارت تثنيه 18 :18 مشخص و تفسير آن معلوم گردد، گره اين بشارت نيز باز شده و ميفهميم كه آيا يهوديان در باره اينكه مسيح و آن نبي دو شخصيت هستند، اشتباه ميكردند يا خير.
متن بشارت در تثنيه: و خداوند به من گفت: آنچه گفتند، نيكو گفتند. نبياي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت و هر كس از كلامش اطاعت نكند من از وي انتقام خواهم گرفت (تثنيه 15:18-18).
ما فرض ميكنيم كه اين بشارت بر دو نفر بيشتر تطبيق ندارد: يا مسيح، يا پيامبر اسلام.
وقتي كه به اين بشارت مراجعه ميكنيم، ميبينيم كه چهار علامت براي آن نبي مشخص شده است:
1. آن نبي از برادران بنياسرائيل است نه خود بنياسرائيل.
2. آن نبي مثل موسي است.
3. خدا كلام خودش را در دهان آن نبي ميگذارد.
4. هر كس از آن نبي اطاعت نكند، خدا از وي انتقام خواهد گرفت.
هر كدام از اين خصوصيات توضيحاتي دارد:
نخست آيا آن نبي از بنياسرائيل است يا از غير بني اسرائيل؟
من ابتدا موقعيت منطقه را براي شما ترسيم ميكنم. حضرت موسي بنياسرائيل را برميدارد و همگي به مصر ميگريزند. از دريا هم رد ميشوند. در بين راه اقوام زيادي را قتل عام ميكنند. چهل سال در بيابان سر گردان ميشوند و سپس با هزاران زحمت به پشت رود اردن ميرسند. آنجا بنياسرائيل همه در كنار حضرت موسي هستند. هنوز وارد ارض موعود نشدهاند، زمينها تقسيم نشده و اقوام داخل أرض موعود با نسلكشي از بين نرفتهاند.
خدا به حضرت موسي ميفرمايد: تو از رود گذر نميكني و در اين طرف رود از دنيا ميروي. حضرت موسي تمام بنياسرائيل را جمع ميكند و ميفرمايد: من از اين رود گذر نميكنم. خداوند به من فرموده كه نبياي مثل تو از ميان برادران بنياسرائيل انتخاب ميكنم.
در عبارت دقت كنيد: نبياي از برادران بني اسرائيل.
از طرفي ميدانيم همه طوايف بنياسرائيل در آن موقع مورد خطاب حضرت موسي بودند؛ هيچ كس نيز غايب نبود.
حضرت موسي فرمود: از برادران شما ديگر نميتواند از ميان شما باشد و از طرفي ميدانيم كه حضرت عيسي از ميان شما (بنياسرائيل ) بوده و پيامبر اسلام از ميان برادران بنياسرائيل (بنياسماعيل).
مسيحي: سلام.
عهد عتيق نشان ميدهد كه يهوديان آن زمان مردمي كجفهم بوده و تعصباتي کور داشتند. چطور ميتوان چنين مردمي را در تفسير متون آسماني توراتِ شريف بدون منفعت دانست؟!
مسلمان:استفان عزيز، از تاخير شما دل نگران شدم به هر حال اميدوارم كه مشكل خاصي برايتان رخ نداده باشد، اما پاسخ مطالب شما را تقديم ميكنم.
دوست عزيز، گرچه ممكن است يهوديان تخلفاتي كرده باشند، اما آيا اين تخلفات دليل ميشود كه در تفسير اين آيه هم مغرض بوده باشند. اگر اين استدلال شما پايه قرار بگيرد، هيچ كسي نميتواند در هيچ كجا مسالهاي را تفسير يا داوري كند؛ چون هر شخصي ممكن است در زندگيش اشتباهاتي داشته باشد؛ ولي صرف داشتن اشتباه، دليلي بر بطلان تمام نظريات يك شخص نميشود. علاوه بر اين كه گفتيم مستند تفسيري يهوديان در تورات(تثنيه 18 :18)، هنوز موجود است و اين بشارت نيز خود دليلي بر درستي تفسير يهود ميبا شد
به علاوه اگر یهودیان مردم کج فهمی بودند چگونه مسیح به مردم سفارش میکرد بروید و سخنان فریسیان را گوش کنید و به آن عمل کنید ولی از اعمالشان سر مشق نگیرید
.
شاد باشيد.
پیامبری می آید!! (2)
یکدفعه به مطلب شگف انگیزی برخورد کردم !!
در مرحله اول باور نمیکردم که ...!!
دوباره مطالعه کردم ...ولی اشتباه نمیکردم به نتیجه درستی رسیده بودم
در انجیل به صراحت نوشته بود که.......
اگر ما یک نگاه موشکافانه به کتاب مقدس بیندازیم به وضوح مییابم که مردم زمان حضرت عیسی
انتظار یک پیامبری به غیر از حضرت عیسی را میکشیدند
آن پیامبری که در کتابهای انبیا قبل به آن وعده داده شده بود
آن پیامبری که تا زمان حضرت عیسی هنوز ظهور نکرده بود؟
و لذا هر گاه کسی ظهور میکرد از او میپرسیدند آیا تو آن پیامبری؟
و او هم پاسخ میداد خیر !!
و باز بنی اسراییل به انتظار آن پیمبر مینشستند
تا ظهور کند!!
آن پیامبر چه کسی میتواند باشد؟؟
شخصیتی که تا زمان حضرت عیسی ظهور نکرده بود و به غیر از مسیح بود
او کیست؟؟
با هم میخوانیم...
و در ابتدای دعوت مسیح وقتی که در جلیلیه ندا میکرد که هرکس به من ایمان آورد از بطن او نهرها جاری میشود
آنگاه بسیاری ازگروه چون این کلامرا شنیدند گفتند در حقیقت این شخص همان نبی است ؟؟ بعضی گفتند او مسیح است
(انجیل یوحنا ۴۰:۷)
خیلی واضح نوشته شده که بنی اسراییل منتظر دو شخصیت بودند
۱- مسیح
۲- پیامبری که می اید
زیرا سوال میکنند که ایا او همان نبی است؟؟
و باز در انجیل یوحنا میخوانیم
در روزگار حضرت عیسی:
روزی سران قوم یهود از اورشلیم چند تن از کاهنان را نزد یحیی فرستادند
تا بدانند آیا او ادعا میکند مسیح است یا نه.
یحیی روشن و بی پرده اظهار داشت : نه من مسیح نیستم
پرسیدند: خوب پس که هستید؟ آیا الیاس پیغمبرید؟
جواب داد نه! پرسیدند: آیا شما آن پیامبری نیستید که ما چشم براهش می باشیم؟
باز هم جواب داد نه.
(انجیل یوحنا 19:1)
اگر دقت کنید به وضوح مییاببم که یهودیان منتظر سه شخصیت بودند
1-الیاس
2- مسیح
3- پیامبری که منتظرش هستند
البته که الیاس خود یحیی بود (انجیل متی 14:11) زیرا حضرت عیسی میگوید یحیی همان الیاس نبی است
که کتاب آسمانی میگوید میبایست بییاید مطلبی که خود یحیی خبر نداشت !
و مسیح هم خود حضرت عیسی است
تنها میماند آن پیامبری که یهودیان منتظرش بودند
آن پیامبر کیست؟؟
آن پیامبری که یهود انتظار او را میکشید و او به غیر از الیاس و مسیح هست؟
در مرحله بعد یهودیان از یحیی می پرسند که
اگر تو الیاس نیستی و مسیح نیستی و آن پیامبر هم نیستی پس به چه اجازه ای تمعید میکنی
اگر دقت کنیم می بینیم که بنی اسراییل از یحیی باز خواست میکنند که فقط الیاس و مسیح و آن پیامبر اجازه دارند مردم را پاک کنند
با توجه به این سه متن که به صراحت تمام میگوید که یک پیامبری نیامده و ما منتظر او هستیم
و آن پیامبر کیست؟؟
؟؟؟؟؟؟..........؟؟؟؟؟؟
.........................................................................................................
بشارتهای بعدی کتاب مقدس به پیامبر اسلام
منتظر باشید بزودی آپ میشود
بشارتهای انجیل به پیامبر اسلام (1)
آیا در انجیل به پیامبر اسلام بشارتی داده شده؟
در پي درخواست يكي از دوستان مسلمانم و سوال يك عزيز مسيحي از اين جانب در باره بشارهايي كه در انجيل در باره پيامبر اسلام (ص)وجود دارد بر آن شدم كه مقاله زير را بنويسم
اين مقاله ادامه دارد و قسمتهاي بعدي آن بزودي زميمه مي شود
آیا در انجیل به پیامبر اسلام بشارتی داده شده؟
در پي درخواست يكي از دوستان مسلمانم و سوال يك عزيز مسيحي از اين جانب در باره بشارهايي كه در انجيل در باره پيامبر اسلام (ص)وجود دارد بر آن شدم كه مقاله زير را بنويسم
اين مقاله ادامه دارد و قسمتهاي بعدي آن بزودي زميمه مي شود
اولين بشارت( پريكليتوس)
اين يك سوال متداول است كه آيا چنانكه مسلمانان ادعا ميكنند در اناجيل فعلي به پيامبر اسلام بشارت داده شده؟
اولين بشارت
عيسي مسيح مي فرمايد كه
«اگر مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد.و من از پدرسوال ميكنم و تسلي دهنده (پاراکلیتوس) ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند
سوال اين تسلي دهنده كيست كه بعد از عيسي مي آيد؟
واژه يوناني (اصل) آن چيست؟
ما اول نگاه ميكنيم ببينيم در خود انجيل يوحنا چه خصوصياتي براي اين تسلي دهنده معرفي ميكند
مشخصات تسلی دهنده در انجیل
1- تسلي دهنده اي ديگر(انجيل يوحنا 15:14)
2- بعد از اين ديگر با شما نخواهم بود زيرا رييس اين جهان مي آيد و در من چيزي ندارد (انجيل يوحنا 30:14)
3- او بر من شهادت خواهد داد (انجيل يوحنا 26:15)
4- من شما را راست ميگويم كه رفتن من براي شما مفيد است زيرا اگر نروم تسلي دهنده نزد شما نخواهد آمد ولي اگر بروم او را نزد شما ميفرستم (انجيل يوحنا 7:16)
5- و ليكن چون او يعني روح راستي ايد شما را به جميع راستي هدايت خواهد كرد زيرا كه از خود تكلم نميكند بلكه به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد
او مرا جلال خواهد داد (انجيل يوحنا 12:16)
به طور خلاصه خصوصيات اين تسلي دهنده عبارت است از
1- شخصي است مانند خود حضرت عيسي
2- و او رييس اين جهان است سمتي كه خود حضرت عيسي ندارد
3- بر حضرت عيسي گواهي ميدهد
4- وجود او و حضرت عيسي با هم منافات دارد يعني هر دو با هم نمي توانند باشند
5- او از پيش خود سخن نميگويد بلكه به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت
مسيحيان معتقدند اين شخصيت روح القدس است
ولي اين نمي تواند درست باشد زيرا خصوصياتي كه براي اين تسلي دهنده گفته شده به هيچ وجه با روح القدس سازگاري ندارد
چرا تسلی دهنده روح القدس نیست
1- حضرت عيسي از جنس بشر بود و روح القدس همانند او نيست و از جنس روح است
2- روح القدس چگونه مي تواند رييس جهان باشد و حضرت عيسي كه از او برتر بود اين سمت را نداشته
3- وجود حضرت عيسي با روح القدس در يك زمان تنافي داشته در حالي كه روح القدس در زمان خود حضرت عيسي هم وجود داشته و به زمين مي آمده
4- وقتي كه حضرت عيسي به دست يحيي تعميد دهنده تمعيد گرفت روح به صورت يك كبوتر بر او نازل شد (انجيل يوحنا 32:1)
5- روح القدس در اعتقادات مسيحيان خود خداست و در باره او معني ندارد كه بگوييم او از پيش خود سخن نميگويد بلكه به آنچه شنيده است تكلم ميكند زيرا خدا از چه كسي بشنود تا به ديگران بگويد و اين شبهه اي هست كه گريزي از آن نيست
چرا معتقديم اين تسلي دهنده پيامبر اسلام است (پارا کلیطوس یا پیریکلیطوس)
اگر ما به واژه يوناني تسلي دهنده نگاهي بيندازيم به نكته بسيار جالبي برخورد ميكنيم
در اصل يوناني كه اكثرعهد جديد به آن زبان نگاشته شده واژه « پاراكليتوس» وجود دارد به معني تسلي دهنده
و لغتي نزديك به اين واژگان وجود دارد به نام «پيريكليتوس» كه به معني كسي كه زياد حمد ميكند
نام پيامبر اسلام احمد و محمد است كه هر دو به معناي زياد حمد كننده ميباشد
و ميبينيم كه با تغيير يك حرف مي توان چگونه ناشيانه معني را تحريف كرد
پيامبر اسلام تمامي اين خصوصياتي را كه در اينجا براي تسلي دهنده ذكر شده را دارا مي باشد
1- اولا مانند خود حضرت عيسي بشر است و پيامبر
2- و از القاب اوسيد الخلايق (يعني ريس جهان ) است
3- در قران بارها به حضرت عيسي گواهي داده است
4- وجود او وحضرت عيسي در يك زمان با هم تنافي دارد زيرا دو پيامبر اولو العزم در يك زمان نمي توانند باشند
5- و هيچگاه از پيش خود سخن نميگويد (ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي ) بلكه فقط به آنچه شنيده است سخن گفت
..................................................................................
اما سخن يك كشيش
صاحب كتاب انيس الاعلام (كه كتابي فارسي است و توسط يكي از كشيشيان برجسته واتيكان كه در حدود صد سال قبل مسلمان شده) مي نويسد
من در اروميه درس مي خواندم و پس از امتحانات مفصلي كه داديم براي ادامه تحصيل به واتيكان اعزام شديم
در ديري كه بوديم ( كه نام اساتيد آن دير و خصوصيات آن را را مفصل ذكر ميكند) رييس مدرسه خيلي با من صميمي شده بود و كليد كتابخانه مدرسه را به من سپرده بود اما در داخل اين كتابخانه اتاقي بود كه كليد آن را به من نمي داد و من خيلي كنجگاو بودم كه در داخل آن اتا ق چيست؟
از قضا روزي استاد ما مريض شد و به مدرسه نيامد و ما مشغول بحث و گفتگو شديم و اتفاقا در باره همين كلمه صحبت كرديم كه اين پاراكليطوس كيست هركسي سخني گفت و بحث پايان يافت سپس من به ديدن استاد رفتم از من در باره كلاس سوال كرد من گفتم كه يك گفتگويي در باره پاراكليتوس بود
گفت نتيجه چه شد
گفتم هركسي سخني گفت باز پرسيد نظر خودت در اين باره چيست؟ من هم نظرم را گفتم به من گفت اشتباه ميكني برو و كليد آن اتاق را بردار
و در قفسه اي كه در آنجا مي باشد انجيلي قديمي و باستاني هست آن را براي من بياور
رفتم و انجيل را آوردم او كتاب را باز كرد و ورق زد تا اين ايه را پيدا كرد و تا چشمش به آن افتاد اشكش سرازير شد و چيزي نگفت
كنجكاو شدم و پرسيدم در داخل كتاب چه مطلبي نوشته شده گفت بايد سوگند ياد كني كه تا من زنده هستم جايي نقل نكني
من با تاكيد سوگند ياد كردم وقتي از بابت من دلش آرام شد كتاب را به من نشان داد و به خداوند ديدم كه در اين نسخه باستاني به جاي
-پاراكليطوس- نوشته شده -پيريكليتوس - كه به همان معناي محمد است
دستم را گرفت و باز مرا سوگند ياد كرد به او نگاهي انداختم وگفتم شما كه اين را مي دانيد چرا مسلمان نمي شويد گفت من اعتقادا مسلمانم ولي اگر اظهار كنم مرا خوهند كشت ولي تو مثل من پايبست نيستي برو راه را دنبال كن
اين شد كه به ايران باز گشتم و مسلمان شدم
لازم به ذكر است كه اين كتاب شش جلد مي باشد و كتابي علمي و جالبی در باره مسيحيت و اسلام است
دومین بشارت (پیامبری مانند موسی از برادران بنی اسراییل)
حضرت موسی فرمود
او(خدا) از میان شما از برادرانتان مانند من بر شما خواهد فرستاد و شما باید گوش دهید و از او اطاعت کنید
(خداوند فرمود) من از میان آنها پیامبری مانند تو از میان برادرانشان خواهم فرستاد .
و به او خواهم گفت که چه بگوید و او سخنگوی من نزد مردم خواهد بود...
(سفر تثنیه 15:18-18)
این پیامبری که از میان برادرن اسرایلیان مبعوث می شود و مانند حضرت موسی هست کیست؟
عیسی مسیح یا پیامبر اسلام ؟
مشخصات این پیامبر عبارتند از:
1- او مانند موسی است
حضرت موسی در میان قوم خود رییس بود
و حضرت موسی صاحب شریعت و کتاب بود
ولی حضرت عیسی در میان قوم خود رییس نبود
و(بنا بر ادعای انجیل) صاحب شریعت نبود
و (بنا بر اعتقاد مسیحیان) اصلا پیامبر نبود بلکه پسر خدا بود
2- او از میان برادران اسراییلیان می آید
یعنی این پیامبر از نسل و طایفه برادران بنی اسراییل است
و یقینا اسباط دوازده گانه بنی اسراییل در نزد حضرت موسی بودند و اگر مقصود موسی(ع) این بود که آن پیامبر موعود از اسراییل است بایستی میگفت از میان شما نه اینکه از میان برادران شما
وحضرت عیسی از بنی اسراییل بود
و جالب است که تورات اسماعیل را برادر بنی اسراییل نامیده
فرشته خداوند (به هاجر)فرمود... اینک تو حامله هستی و پسری خواهی زایید نام او را اسماعییل بگذار چون خداوند آه و ناله تو را شنیده استپسر تو وحشی خواهد بود و با برادران خود سر ناسازگاری خواهد داشت.(پیدایش9:16)
و یا
اعقاب و فرزندان اسماعییل در منطقه بین حویله و شور که در مرز شرقی مصر و سر راه آشور واقع بود ساکن شدند آنها دایما با برادران خود در جنگ بودند (پیدایش 18:25)
3- خداوند به این پیامبر میگوید که چه بگوید و او سخنگوی خدا بین مردم است
در حالی که بنا بر اعتقاد مسیحیان حضرت عیسی خود خداست نه سخنگوی خد
پس این پیامبر کیست؟؟؟؟؟؟؟
و پیامبر اسلام مانند حضرت موسی در میان قوم خود فرمانده بود
و صاحب شریعت و کتاب هم بود
در قرآن خداوند میفرماید
َُِّّ{انا ارسلنا علیکم رسولا شاهدا علیکم کما ارسلنا الی فرعون رسولا (مزمل/15)}
ما برای شما پیامبری(حضرت محمد ص ) را فرستادیم چنانکه بر فرعون پیامبری (حضرت موسی ع ) فرستادیم
به وضوح میبینیم که پیامبر اسلام از نسل برادران بنی اسراییل است
و از نسل اسماعیل برادر اسحاق که بنی اسراییل از اعقاب اسحاقند
پیامبر اسلا از نزد خود سخن نمیگفت بلکهبلکه خداوند کلام خود را در دهان او قرار می داد(چنانکه در تورات آمده) و معجزه او را کلام خود قرار داد و در شان او فرمود
{ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی (نجم /3)}
او از نزد خود سخنی نمیگوید و هر آنچه میگوید وحی ای هست که به او القا میشود
................................

