خداوندی مسیح(11) قبل از ابراهیم بودم
قبل از ابراهیم بودم(۱۱)
در این جستار به بررسی یکی دیگر از استدلالات مسیحیان بر الوهیت مسیح میپردازیم
**************************************************************************************
يكي ديگر از استدلالات مسيحيان براي الوهيت مسيح اين آيه ذيل است :
در انجيل يوحنا از مسيح نقل شده که فرمود :
پدرتان ابراهيم بخاطر اينکه روزگار من را ببيند مسرور و شادمان شد و آنرا ديد و خوشنود گشت يهوديان گفتند تو که پنجاه سال بيشتر نداري چگونه ابراهيم را ديده اي ؟
به آنها گفت براستي براستي به شما مي گويم که من قبل از ابراهيم هم بودم
يوحنا 8 : 59
مسيحيان اين آيه را يكي از بهترين دليلها بر الوهيت مسيح وميگويند هنگامي که مي گفت " من از قبل ابراهيم هم بودم " دليل بر اين است که او طبيعتي الهي دارد بلا شک
پاسخ 1
منظور روح مسيح است نه جسم او
مطمينا جسم مسيح منظور نبوده چون همه ميدانيم مسيح در چه روزي به دنيا آمد و در چه روزي كشته شد و در چه روزي به آسمان عروج كرد و مسيح قبل از اينكه جسم بگيرد مطمينا جسم نداشته
و ابراهيم هم مسيح را نديده بود و اين سخن والضحي است و نياز به توضيح ندارد
اگر کمترين دقتي در اين کلام بشود مي فهميد که او بصورت مجاز سخن مي گفته است چرا که ابراهيم روز ولادت مسيح را نديده بود و نه روزي که به پيامبري فرستاده شد و نه روز تجسد مسيح را ( اتحاد جسم با روح حسب زعم مسيحيان ) چه اينکه همه اين کارها بعد از ابراهيم بوقوع پيوست و اين امر واضحي است .
و اينکه گفت من قبل از ابراهيم هم بودم مراد از بودن قبل از ابراهيم مطمئنا جسد و جسم مسيح نيست و محال است که مراد زماني باشد که حقيقت ثانيه يعني اتحاد و تجسد شکل گرفته است
چرا که روشن است که همه اين حوادث زماني رخ داده است که ابراهيم نبوده است لذا مراد از قبليت علم عيسي است به چگونگي ارسال و ارشادات بعد از آن است و اين باعث سرور و خوشنودي او گشت.
پاسخ2
خلقت ابتدايي روح دليلي بر الوهيت كسي نيست
و اين هيچ دلالتي براي خدا بودن مسيح ندارد بلكه فقط ميگويد خلقت روحاني مسيح قبل از ابراهيم بوده و در كتاب مقدس ميتوان به آياتي دست يافت كه بگويد خدا روح مسيح را قبل از همه موجودات خلق كرده چنانكه در روايات اسلامي هم ميتوان به رواياتي دست يافت خدا روح انبيا خاص خودش را قبل از ديگر آفريده هايش خلق كرده است و اين هيچ دليلي بر الوهيت كسي نميتواند باشد
پاسخ 3
ابراهيم با چشم سر روزگار مسيح را نديده بلكه با چشم دل دريافته
ابراهيم چگونه روزگار مسيح را ديده؟ و مطمينا منظور اين است كه ابراهيم با چشم سر روزگار مسيح را نديده بلكه اين چشم بصيرت ابراهيم بود كه روز گار مسيح را ديد و خشنود شد
پس مراد از اين کلام اين است که انبيا هميشه طاعت خدا و اظهار شريعت او را که مصالح بندگان در آن لحاظ شده را دوست مي دارند
پس وقتي که ابراهيم دانست که عيسي به پيامبري مي رسد و عالم را هدايت مي کند و بر دستان او مطالبي که صلاح بندگان است مي رود به خاطر آن خوشحال شد پس منظور از رويت در اينجا بصيرت است که عبارت باشد از علم نه ديد ظاهري و اين مطلب را وصي عيسي يعني پطرس به صراحت بيان مي دارد و مي گويد :
اي بني اسرائيل اين کلام را بشنويد ....
اعمال رسل 2 : 22 – 31
پس معرفت ابراهيم و فرح او مانند خوشحالي و معرفت داود بوده است .
همچنين پولوس در رساله اش به اهل قرنتیان مي گويد :
ما بويسله حکمت خدا که در سري پيچيده شده است سخن مي گوئيم ، اين حکمت محجوب را که خدا سابقا خلق کرده است را براي مجد ما آماده کرده است
اول قرنتیان 2 : 7
خداوندی مسیح (10)چه کسی وجود کلی دارد؟
چه کسی وجود کلی دارد؟ (۱۰)
یکی دیگر از استدلالات مسیحیان بر الوهیت مسیح این است که بنا بر کتاب مقدس مسیح همه جا حاضر است پس خداست در این جستار در پی بررسی این موضوع هستیم مباحث را دنبال کنید
****************************************************************
استدلال مسیحیان (1)
خداوند در هر چيز و هر مکان و هر نقطه اي از عالم موجود است ، البته اين بدان معني نيست که همه چيز خداست .
عمده مسیحیان بر این باورند که مسيح عليه السلام به همين معني وجود فراگير و کلي دارد . در اين مورد به برخي از آيات عهد جديد نيز استناد مي کنند ؛
:
1- پولس در نامه خود به افسسيان مي گويد : آن که نزول نمود ، همان است که صعود نيز کرد بالاتر از جميع افلاک تا همه چيز ها را پر کند .(افسسیان 4/11) .
مسيحيان ميگويند اين كسي كه همه جا را پر كرده است مسيح است
استدلال ( 2)
2- همچنين به آيه استناد ميکنند که در انجيل متي آمده است و از مسيح نقل مي کند :
زيرا جايي که دو يا سه نفر به اسم من جمع شوند ، آنجا در ميان شما حاضرم . (متی 18/20)
پاسخ(۱)
خداوند آنقدر توانا هست که بتواند چنین قدرتی به بنده اش بدهد
در این آیه میگوید او همه چیز را پر کرد و ما معتقدیم خدای بالای سر ما این قدر توانمند هست که اگر بخواهد به یک مخلوق عزیزش این چنین قدرتی بدهد که همه چیز را پر کند بتواند و هیچ وقت پر کردن همه چیز برابر با خدا بودن نیست و هیچ مشکلی ندارد که مسیح بتواند این قدرت را دارا باشد در عین حال خدا نباشد
پاسخ(۲)
منظور آیه اول خداست نه مسیح
منظور از سخن وحي آن گونه که تفسير تطبيقي کتاب مقدس مي گويد : به مزمور (68/189) اشاره دارد .[1][1][1] اين فراز از خداوند تبارک و تعالي سخن مي گويد بدين بيان:
هر آينه خداوند در آن تا به ابد ساکن خواهد بود ... بر اعلي عليين صعود کرده و اسيران را به اسيري برده .
بنا براين سياق آيات در نامه پولس به سخن گفتن وي از خداوند سبحان اشاره دارد . در اين آيه هيچ اشاره اي به مسيح نشده است ؛ نه اشاره نزديک و نه اشاره دور .
و اگر دوستان به متن آیه و همچنین مزمور مراجعه کنند خود میتوانند بهتر داوری کنند که چه کسی مورد نظر آیه است
پاسخ(۳)
منظور وجود معنوی و روحی مسیح در دلهاست
البته اين ايه هرگز بدين معني نيست که مسيح عليه آن گونه که خداوند همراه موجودات است ، در بين آنان مي باشد . آيه پيشين اين فراز مي گويد :
هر گاه دو نفر از شما در زمين درباره هر چه که بخواهند متفق شوند ، هر آينه از جانب پدر من که در آسمان است ، براي ايشان کرده خواهد شد . (متی 18/19)
بنا بر اين منظور از وجود مسيح با آنان ، وجود معنوي و روحي است ، نه وجود حقيقي . اين همان چيزي است که پولس در نامه خود به افسس بدان اشاره کرده است ، آنجا که مي گويد :
از اين سبب زانو ميزنم نزد آن پدر كه از او هر خانواده در آسمان و بر زمين مسمّي شود كه به حسب دولت جلال خود به شما عطا كند كه در انسانيّت باطني خود از روح او به قوّت زورآور شويد تا مسيح به وساطت ايمان در دلهاي شما ساكن شود افسس 3/17 .
بنا بر اين مسيح همراه با مومنان است و پيوسته در قلب هاي آنان است .
پاسخ(۳)
معنی پر کردن همه جا یعنی چی؟
در آیه دارد او همه جا را پر کند و در پر کردن هیچ التزامی وجود ندارد که حتما حضور واقعی وی در همه جا حس شود بلکه مسیح میتواند در یک جا مستقر باشد و در عین حال با قدرت معنوی ای که خدا به او داده همه جا را نیز پر کند
خداوندی مسیح(9) چه کسی حیات بخش است
چه کسی حیات بخش است؟(۹)
در این جستار بر آنیم یکی از مهمترین استناد های مسیحیان (به غیر از فرقه هایی مانند شاهدان یهوه) در اثبات الوهیت مسیح را بررسی کنیم
و کم کم دامنه این بحث را چند مقاله دیگر میبندیم و بعد از یک دسته بندی و نتیجه گیری به سراغ یکی دیگر از بحثهای بسیار جالب دیگر میرویم
*************************************************************************************
استدلال مسیحیان
یکی دیگر از استدلالات مسیحیان برای اثبات الوهیت مسیح استناد به ایه ذیل میباشد
يوحنا 5: «24 آمينآمين به شما ميگويم هر كه كلام مرا بشنود و به فرستنده من ايمان آورد حيات جاوداني دارد و در داوري نميآيد بلكه از موت تا به حيات منتقل گشته است. 25 آمين آمين به شما ميگويم كه ساعتي ميآيد بلكه اكنون است كه مردگان آواز پسر خدا را ميشنوند و هركه بشنود زنده گردد. 26 زيرا همچنان كه پدر در خود حيات دارد همچنين پسر را نيز عطا كرده است كه در خود حيات داشته باشد.»
مسیحیان به این ایه اینچنین استدلال میکنند که پدر در خود حیات دارد و حیاتش را مدیون دیگری نیست و قایم به ذات است پسر هم نیز حیاتش مستقل است و مدیون کسی نیست زیرا در ایه میگوید (به پسر هم عطا کرده که در خود حیات داشته باشد)
و اگر بخواهیم ذات پسر را جدای از ذات پدر فرض کنیم باید دو مبدا وجودی داشته باشیم و این ممکن نیست
در نتیجه تنها را توضیح این ایه آن است که پسر را مولود بگیریم نه مخلوق او یعنی تشخص الهی پسر هم ذات با پدر است میباشد و از پدر صادر گردیده است
بنا بر این چون مسیح در خود حیات دارد و هیچ موجودی جز خدا در خود حیات ندارد پس مسیح خداست
برخی این آیه را محکمترین آیه در اثبات الوهیت مسیح میدانند و میگویند به وضوح مسیح در این ایه خدا نامیده شده
پاسخ (1)
مسیح از خودش حیات ندارد!
اگر دقت کنیم میبینیم که مسیح حیاتش را از خود ندارد بلکه حیاتش از دیگری است و مطمیناخدا نمی تواند حیاتش را از کسی دیگر بگیرد زیرا حیات خدا عین ذاتش است و خدا نمیتواند در زمانی حیات نداشته باشد سپس از دیگری حیات یابد و کسی که برای حیاتش نیازمند عطای دیگری است نمی تواند خدا باشد!
وباید بدانیم پدر در خود حيات دارد و حيات بخش است و اين امتياز را به عيسي نيز داده است تا بتواند مردگان را رستاخيز بدهد. حيات پدر مستقل است و وابسته به کسي نيست و آن را از کسي دريافت نکرده است بلکه هميشه از حيات برخوردار بوده است، در صورتي که حيات عيسي وابسته به پدر است و آن را از پدر يعني خدا دريافت کرده است.(يوحنا 57:6(
و مشخص است که پدر منشا حيات تمام موجودات است، و عيسي را به عنوان يک وجود واحد نمي توانيد از اين امر مستثني بدانيد. دليل اينکه يهوه در کتاب مقدس پدر خوانده مي شود نيز همين است، زيرا او به ما حيات بخشيده است. عيسي نيز به هيچ وجه نگفت که منشا حياتش پدر نيست، بلکه صراحتاً گفت که «به پدر زنده است» (يوحنا 57:6) همه موجودات غیر از خدا (حتی مسیح) حیاتشان را از خدا گرفته اند .
پاسخ (۲)
بنا بر این تمام ایمان داران هم باید خدا محسوب شوند!
همانطور که ـ حیات در خود ـ منحصر به خدا است - حیات جاودانی - هم منحصر به خداست و اگربه ابتدای آیه دقت کنیم مسیح میگوید که هر کسی ایمان آورد حیات جاودانی دارد بنا بر این همه ایمانداران خدا هستند زیرا حیات جاودانی دارند و فقط خدا است که میتواند حیات جاودانی داشته باشد
يوحنا 5: «24 آمينآمين به شما ميگويم هر كه كلام مرا بشنود و به فرستنده من ايمان آورد حيات جاوداني دارد و در داوري نميآيد بلكه از موت تا به حيات منتقل گشته است. ... 26 زيرا همچنان كه پدر در خود حيات دارد همچنين پسر را نيز عطا كرده است كه در خود حيات داشته باشد.»
پاسخ (۳)
خدا حیاتش را از دیگری نمیگیرد!
اگر به متن آيه دقت کنيم مييابيم که فرموده خدا به مسيح حيات در خود عطا کرده
(همچنان كه پدر در خود حيات دارد همچنين پسر را نيز عطا كرده است كه در خود حيات داشته باشد)
پس زماني بوده که حيات مخصوص خدا بوده و مسيح حيات نداشته
سپس زماني آمد که خدا به مسيح حيات عطا کرد
مسيح به حيات رسيد
پس اين مسيح نميتواند خداي ازلي باشد زيرا اين مسيح بنا بر نص ايه زماني نبوده
سپس بود شده پس مسیح ازلی نیست در حالی که خدا باید ازلی و ابدی باشد
و وقتي گفته مي شود که پدر اين نوع حيات را (حيات در خود) به پسر عطا کرده است، نمي توان نتيجه گرفت که پسر هميشه از اين حيات بر خوردار بوده است، زيرا عطا کردن زماني معني مي دهد که شخص چيزي را نداشته باشد و همانطور که مي دانيد خداي تعالي هميشه در خود حيات داشته است و اين حيات را از شخص ديگري نگرفته است
و خدا قادر مطلق و ازلي است و حيات و اقتدارش را از کسي نمي گيرد.
پاسخ (۴)
آیا کسی خودش به خودش عطا میکند؟
بنا بر اینکه فرض بگیریم سخن مسیحیان صحیح باشد معادله اینگونه میشود
پدر حیات در خود دارد پسر هم حیات در خود دارد پس پسر و پدر در تشخص الوهیتی یکی هستند(یعنی هر دو خدا هستند) بنا بر این خدا به خودش حیات عطا کرده
ايا ميگوييد خدا به خودش عطا ميکند!؟و ایا اگر چنین مساله ای( کسی به خودش چیزی ببخشد) از یک انسان معمولی رخ دهد ما چه برخوردی در باره او میکنیم
آيه تصريح دارد كه پدر به مسيح حيات داد!
يعني اين دو دو شخصيت جدا هستند و يكي عطا ميكند و ديگري عطا ميگيرد
هيچ وقت عقلاني نيست كه من خودم به خودم چيزي بدهم
(قسمتی از این مقاله برداشت من از تحقیقات دوست خوبم تیوفیلیوس میباشد از زحمات ایشان هم سپاسگذارم)
ایا باز هم میتوان گفت مسیح حیات بخش و سر چشمه حیات است یا خود حیاتش را از دیگری دارد؟
خداوندی مسیح (8) مغفرت
مغفرت(۸)
استدلال مسیحیان
یکی دیگر از استدلالات مسیحیان بر الوهیت مسیح قدرت بخشش گناهان است که مسیح داشت زیرا مغفرت و در گذشت از گناهان صفتي است كه مختص به خدا است و احدي حق ندارد ادعا كند كه مي تواند گناهان ديگران را ببخشايد
اما مسيح اين ادعا را دارد پس او خدا است
اين استدلال مسيحيان است بر الوهيت مسيح و براي اين مطلب به آياتي از عهد جديد اشاره دارند.
الف : شفاء فرد شل
" سپس عيسي سوار بر وسيله اش شد و از بحيره عبور كرد تا به شهر خودش برسد ، عده اي آمدند كه فرد شلي كه در بسترش افتاده بود را مي آوردند وقتي مسيح ايمان آنها را ديد به آن فرد شل گفت :
اي پسر مطمئن باش كه گناهان تو بخشيده شدند
بعضي از نويسندگان پيش خود گفتند كه او خالي مي بندد و عيسي فهميد كه آنها چطور درباره او فكر مي كنند از انها پرسيد :
چرا در ذهن خودتان افكار بد داريد؟
كداميك بهتر است اينكه به او بگويم گناهانت را بخشيدم يا اينكه به او بگويم برخيز و راه برو ؟
لكن من اينطور گفتم تا بدانيد كه براي فرزند انسان بر روي زمين سلطه ايست كه آن غفران گناهان اوست.آنگاه مفلوج را گفت برخیز و بستر خود بردار و روانه خانه شو در حال بر خواسته بخانه خود رفت .
زماني كه آن گروه اين را ديدند بر آنها خوف غلبه كرد و خدائي كه اين سلطه را به مردم عطا كرده است را تمجيد كردند ."
متي 9 : 2 – 8 و مرقس 2 : 1 – 12
و با این تفصیل مسیح خود قدرت بخشش گناهان را داشت و این قدرت مخصوص خداست بنابر این مسیح خداوند است
پاسخ(۱)
اما بعد از مراجعه به آياتي كه مسيحيان به آنها استدلال كرده اند كه در آنها مسيح مردم را براي بخشودگي گناهانشان دعوت كرده است ؛ در مي يابيم كه اصلا مسيح این کار را به خود نسبت نمیدهد و مردم هم این برداشت را ندارند که خود مسیح گناهان را میبخشد
((و خدائي كه اين سلطه را به مردم عطا كرده است را تمجيد كردند .))
یکبار دیگر دقت کنید مسیح میفرماید تا مردم بدانند برای پسر انسان سلطه ایست و آن مغفرت گناهان اوست
و سپس بلافاصله حاضرین خدایی که این سلطه (غفران گناهان) را به مردم (مسیح) بخشیده را تمجید کردند و باور حاضرین زمان مسیح این بوده که این سلطه از جانب خداست اونهایی که حاضر بودند حال اگر کسی بخواهد تفسیر جدیدی ارایه کند سخن دیگری است
پاسخ(۲)
و همه میدانیم برای خدا محال نیست چنین قدرتی را به یک بنده محبوب خود عطا کند که گناه یک نفر را بیامرزد و نه تنها خدا بلکه یک پدر مهربان هم میتواند به فرزندش این اجازه را بدهد که بدهکارانی که فرزندش بخواهد بدهی هایشان را ببخشد و اسم انها را از دفتر بدهکاران خط بزند و مطمینا خدا نسبت به مسیح مهربانتر از یک پدر نسبت به پسرش میباشد
پاسخ(۳)
و خود مسیح هم میگوید برای پسر انسان سلطه ای است و قبلا بارها گفتیم مسیح این سلطه را از خدا در یافت کرده است
براستي براستي به شما مي گويم كه پسر هيچكاري را نمي تواند از پيش خودش انجام دهد بلكه مي بيند هر چه كه پدر كرد او هم همان كار را مي كند
يوحنا 5 : 191
و خود مسیح هم چنین ادعاییندارد که مستقلا این سلطه را دارد و همه را از طرف خدا میداند
- اي پسر اسرائيل اين كلام را بشنو : عيسي ناصري مردي بود كه خدا او را بوسيله معجزات و عجائب و علاماتي كه بر دستان او در ميان شما جاري ساخت و شما آنها را مي دانيد ، تاييد كرد
اعمال رسل 2 : 20
آیا باز هم میتوان ادعا کرد مسیح خود مستقلا گناهان را میبخشاید؟

